تبليغاتX
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
نقد و معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده رهبر حزب مکتب قرآن کردستان
نظريه تكاملی داروين از ديدگاه آقای مفتی زاده

 

نظريه تكاملی داروين  از ديدگاه آقای مفتی زاده

   در توضيح آيه 13 سوره حجرات با الهام از تحلیلهای چپی حاکم بر کردستان در اوایل انقلاب ایران  چنین میگويد : بخلاف تصور نژادپرستان كه هريك از چهار نژاد سرخ و سياه و سفيد و زرد را به نوعی از ميمونها نسبت ميدادند ، در اولين مرحله از مرحله انتقال از حيوان به انسان  فقط يك نر و ماده تحول يافته اند و همه نژادها از همان نر و ماده اند منتهی نقل و انتقالات و تحولات خشكيها و درياها و عوض شدن شرايط گوناگون در طول صدها و هزاران قرن عامل اختلاف رنگها و خصوصيات جسمانی شده است .[1]

اگر در نگاهی كلي و اجمالی از ابتدای پيدايش انسان و زندگی روی درختان و در غارها را تا امروز كه عصر فضا است مرور كنيم مي بينيم كه مجموعا اين حركت تقدمی و تكاملی بوده است و گر نه نمونه های فراوان از تمدنها را در تاريخ می شناسيم كه درخشيده اند و بعد خاموش شده اند و بعد گاهی تا قرنها نه در آنجا و نه در جای ديگر ، آن حركت زنده نشده و تاريخ در همه جا به مرحله پيش از آن تمدنها بر گشته است . [2]



[1] كتاب حكومت اسلامی ص 49 و 50

[2] كتاب حكومت اسلامی ص 72 و 73

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:0  توسط salah  | 

نقد معلمان و شورای مکتب قران سنندج

 

نقد

 

معلمان و

شورای مکتب قرآن

سنندج

محمد فاتح شریعتی

1/12/1387 

  دانایان منتقد وکسانی که حقایقی می دانند، به دلایل ذیل که ذکر می شود از رسا نیدن مطالبی که، به حقش می دا نند ، نبایدکوتا هی کنند، و باید نقد کنند ، و آنچه شرط بلاغ است باید بگویند ، در غیر این صورت حقیقت را فدای مصلحت کرده ، و رضای نفس را بررضای خالق ترجیح داده اند ، که در قیا مت در حضور ا لله تعالی باید جواب پس دهند . اکنون به موارد و علت هایی که اهل علم نقد نمی کنند توجه فرمایید :

1- دانایان از اینکه مبادا پیروان مکتب چه فامیل باشند یا بیگانه و از شنیدن مطالب رنجش پیدا کنند ، نقد نمی کنند.

2- اهل علم ممکن است ازخوف تهمت های ناروا نسبت به خود نقد نکرده و حقایق را بیان نکنند.

3- ممکن است اهل علم بگویند الآن موقعش نیست، و غیراهل سنت از این مواضع ا ستفاده سوء می کنند.

4- ویا ممکن است بگویند چون مفتی زاده زحمت ها کشیده و زندان رفته و رنجها دیده پس نگفتن بهتر است .

5- ویا این دانایان ممکن است بگویند به ما چه ربطی دارد مگر فقط ما مسلما نیم و باید تبلیغ کنیم . و الله أعلم .

این جماعت ضعف هایی دارند که غافلشان کرده ، اکنون به چند مورد از ضعف های مکتب که باعث نپذیرفتن این حقایق از جا نب همه آنان شده توجه فرمائید.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 16:49  توسط salah  | 

مفتی زاده در حسینیه ارشاد تهران معاویه رضی الله عنه را مکار و حیله گر و صاحب زر و زور و تزویر می خوا

 

     احمد مفتی زاده در حسینیه ارشاد تهران به معاویه رضی الله عنه ناسزا گفت و پیروانش این بی ادبی وی را به عقیده تبدیل کردند و از ایشان تبری می جویند آیا این روش را از کتاب خداوند دریافت نموده اند یا از دشمنان صحابه ؟ !!

 مطلب زیر را بخوانید و قضاوت نمایید .

 

تأليف: شيخ الاسلام ابن تيميه :

سؤال: معاويه پسر ابوسفيان چه وقت ايمان آورد؟ آيا ايمانش مانند ايمان ديگران بود؟ و در موردش چه مسائلي ذكر شده است؟

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 22:17  توسط salah  | 

قسمت اول مقاله سوم : نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

 اهل نجات و رستگاری

 

از دیدگاه

 

احمد مفتی زاده (بنیانگذار حزب مکتب قرآن )

    متني که در زير به بحث پيرامون آن مي‌پردازيم يک مسئله بسيار مهم اعتقادي در ميان مسلمانان مي‌باشد که سرنوشت نهايي بشر نيز در گرو تبيين آن است اما در اين راه نااهلان بر سر راه حق جويان در کمين نشسته و آگاهانه و يا از روي ناداني اسباب گمراهي را گسترانده اند و بر پيمودن راه هدايت، سنگ اندازي مي کنند؛ در اينجا بحثي را پي مي‌گيريم که در ميان دو روحاني کرد ملا احمد مفتي زاده و ملا سيد عزيز ترجان در ضمينه مسائلي چند روي داده است پيرامون جواب سؤالاتي به بحث مي نشينيم؛ اولي مؤسس فکري شد که بعدها براساس آن حزبي شکل گرفت و به خاطر بي اعتقادي به کتاب هاي حديثي موجود و تکيه بر برداشتهاي فردي در مورد قرآن، مکتب قرآن نام گرفتند؛ دومي يک روحاني معمولي اهل تدريس در فقه شافعي و مکتب کلامي اشعري، مدرس و امام جمعه و جماعات در روستاي ترجان از توابع شهرستان سقز بود. در آن سعي شده است  براي پرهيز از گمراهي به کتاب و سنت بر اساس فهم سلف امت تکيه کنيم.

 آن سؤالات که در خلال بحث به آنها جواب داده مي شود عبارتند:

1 – اسلام چيست و اهل آن چه كساني هستند ؟

2 – آيا يهود و نصاري از جمله اهل نجات مي باشند ؟

3 – حق چيست و معيار آن چه مي باشد ؟ عمل صالح چيست و معيار آن کدام است؟

4 – فتره چيست و شامل چه كساني مي شود؟ و آيا کسي كه جزو اهل فتره محسوب شد رستگار مي‌گردد و اهل نجات خواهد بود ؟ و سرانجام اهل فتره به كجا مي انجامد ؟

4 – آيا کسي که مسلمان نباشد کافر است ؟ و آيا  نامسلمان غير کافر وجود دارد ؟

و دهها سؤال ديگر که در همراهي با ما در جريان بحث به آن خواهيد رسيد، اميد است خداوند آن را مايه سودمندي براي عموم مسلمين خصوصاً کساني که آن را مطالعه مي کنند قرار دهد و توفيق اخلاص در کارها را نيز به ما عنايت فرمايد که اخلاص رکن اساسي عمل صالح است و بدون آن هيچ عملي ارزش نخواهد يافت و به صاحبش برگردانده مي شود و فاقد هرگونه اجر و پاداش نزد خداوند متعال خواهد بود.

متن زير ترجمه قسمتي از نوار کاست احمد مفتي زاده است که با ملا سيد عزيز ترجان در مسئله اهل اسلام و اهل نجات با همديگر به بحث نشسته اند، قسمت فعلي بحث مربوط به همان چيزي است که توضيح آن گذشت که در آن سعي شده است حتي المقدور ترجمه لفظي گويندگان را يادداشت کنيم و سعي وافر بر رعايت امانتداري را هم بکار برده ايم که تکليف را نيز خداي بشر بر همان اساس نهاده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:8  توسط salah  | 

قسمت دوم مقاله سوم : نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

قسمت دوم مقاله سوم : نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

آيا جاهل اهل بهشت است

مفتي زاده بحث را اين گونه ادامه مي دهد:

"دسته ديگر نه به خاطر پاداش بلکه به عنوان معذور وارد بهشت مي شوند که اين ها همان افراد جاهل و نادان هستند حال مسلمان يا نامسلمان باشند، مرتکب گناه کوچک يا بزرگ شده باشند مهم نيست بلکه شرط اين است که جاهل باشد".


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 23:43  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

هركس جز اسلام دين دیگری برگزیند كافر است

 

تأليف: عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين

 

مقدمه:

حمد و ثنا شايسته خداوندي است كه مرا براي عبادت آفريد، خداوندي كه تصرفات و مقصود خويش را در ما جاري نمود. هر آن كس از بندگانش را كه لايق دانست توفيق توحيد و هدايت عنايت فرمود و ديگران را خوار و مطرود و از خود براند؛ او را حمد مي كنم و شكر نعمتش را به جاي مي آورم كه او شكرگزاران را به فزوني نعمت بشارت داده است. شهادت و اقرار كرده و اعلام مي دارم كه معبود به حقي جز او كه بي همتاست وجود ندارد و اين برترين نوع شهادت است و باز آگاهانه اقرار و اعتراف كرده و اعلام مي دارم كه محمد صلي الله عليه وسلم بنده و فرستاده اوست. سلام و رحمت و بركات پروردگار بر او، آل، اصحاب و نوادگانش باد. اما بعد:

خداوند متعال مي فرمايد:(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)[1] «جن و انسان را تنها براي عبادت خود آفريدم». (يعبدون) توحيد پروردگار متعال در عبادت


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:46  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

 

رد عبدالفتاح الحايك توسط استاد شيخ عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعين

الحمد لله وحده وصلى الله على محمد وآله وصحبه وسلم. وبعــد:

نوشته اي كه به قلم فردي به نام(عبدالفتاح الحايك) در روزنامه شرق الاوسط شماره 5824 روز سه شنبه برابر با 4/6/1415 ه.ق چاپ شده بود را مطلع شدم. نامبرده اعتراف نموده است كه مفتي نيست و فتوا نمي دهد اما با اين حال بدون آگاهي فتوا داد و حكم بهشتي بودن را براي يهوديان معاصر و نصاري و هندوها و بودائي ها و قادياني ها و مشركين و منافقين صادر نموده است و برايش جاي تعجب است كه مجموع اين ميلياردها انسان سرانجامشان آتش باشد و نمي داند كه الله تعالي بهشت را خلق و اهل آن را كه هنوز در پشت پدرانشان بودند آفريد و آتش را خلق و اهل آن را نيز كه هنوز در پشت پدرانشان بود بيافريد و خطاب به آتش فرمود:(أنت عذابي أُعذِّب بكِ من أشاء، وللجنة: أنتِ رحمتي أرحم بكِ من أشاء، ولكل منكما عليَّ ملؤها) «تو عذاب من هستي و به وسيله تو هركس را بخواهم عذاب مي دهم و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستي و به وسيله تو به هركس بخواهم رحم مي كنم و بر من لازم است هركدام از شما را پر كنم».


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:41  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

دليل تكفير يهود و نصاري

خداوند يهود و نصاري را حتي در سوره فاتحه نيز نكوهش كرده است چنان كه مي فرمايد: ﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ﴾ «راه كساني كه به آن ها نعمت داده اي نه راه كساني كه مشمول خشم تو واقع شدند و نه راه گمراهان». همان گونه كه در حديث صحيح آمده است، مشمولان غضب همان يهودي و گمراهان نصاري هستند.[1].


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:39  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

آيات وارد شده در مورد تكفير يهود و نصاري و بيان نوع كفرشان

آيات در اين زمينه و بيان نوع كفر و شرك و تحريف كردن آيات توسط آن ها بسيار زياد است و خداوند آن ها را دعوت به پذيرش و وارد اسلام شدن مي نمايد همان گونه كه مي‌فرمايد:﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا﴾[1] «اي اهل كتاب به آن چه كه نازل كرده ايم ايمان بياوريد كه تصديق كننده آن چيزي است كه همراه شماست پيش از آن كه بر چهره هايي خط بطلان بكشيم و آن ها را واژگون كنيم يا مانند اصحاب سبت بر آن ها لعنت و عذاب بفرستيم و عذاب خداوند واقع شدني است».


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:38  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

يك شبهه ميان يك مسلمان و يك نصراني

سؤال: با يك نصراني همكار هستيم به اميد اين كه اسلام را بپذيرد با او وارد بحث شدم در جريان بحث و گفتگو به من گفت: تو از كجا دانستي كه من وارد آتش مي‌شوم؟ شايد تو از جمله اصحاب آتش باشيد؟ شيطان در دلم وسوسه نمود. آيا ممكن است در اين مورد توضيحاتي را بفرماييد كه به وسيله آن بتوانم با او بحث كنم و او را قانع گردانم كه دين نزد خداوند اسلام است و ما بر راه مستقيم هستيم و آن ها در گمراهي آشكار بسر مي برند؟

جواب: هر گروهي مدعي بر حق بودن است و ديگران از جمله اهل آتش هستند لذا نصاري را نيز مي گويند آن ها اهل حق و يهوديان نيز مدعي هستند دين يهود حق است تا جايي كه قرآن از يهود باز مي گويد كه گفتند:﴿لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا﴾[1] «آتش ما را جز چند روزي لمس نخواهد كرد بگو آيا عهد و پيماني مبني بر آن از خداوند دريافت كرده ايد؟» و هم چنين از آن ها نقل مي كند كه گفتند:﴿لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى﴾[2] «جز كسي كه يهودي يا نصراني باشد كسي داخل بهشت نمي شود». آن ها مدعي هستند كه بهشت از آن آن هاست. يهودي ها گويند: بهشت مال يهود و نصاري نيز گفتند: بهشت از آن نصاري است و شما كه پيروان محمد صلي الله عليه وسلم هستيد به گمان آن ها از جمله اهل آتش هستيد. و هم چنين مدعي هستند كه آن ها مسلمان مي باشند چنان كه مي فرمايد:﴿وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا﴾[3] «يهودي يا نصراني شويد تا هدايت يابيد». ما هم با آن ها بحث و مجادله كرده و مي گوييم:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:35  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

معني فتره

هركس اسلام به او ابلاغ نگردد و او اسلام را استماع نكند از جمله اهل فتره مي باشد كه خداوند آن گونه كه بخواهد در موردشان حكم مي كند.

سؤال: معني فتره چيست و مقدار آن چه اندازه است؟

خداوند متعال مي فرمايد:﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ﴾[1] «اي اهل كتاب به تحقيق رسول ما به نزد شما آمد بعد از مدت زماني دين را براي شما توضيح دهد». ابن كثير رحمه الله در تفسير اين آيه گفته است: يعني بعد از مدت زماني كه از بعثت عيسي پسر مريم تا رسالت محمد به طول انجاميد. در مورد مقدار اين مدت زمان اختلاف روي داده است. ابوعثمان نهدي و قتاده آن را ششصد سال دانسته و بخاري از طريق سلمان فارسي و هم چنين قتاده نقل مي كند كه مدت پانصد و شصت سال بوده است و معمر از طريق بعضي اصحاب نقل مي كند كه اين مدت پانصد و چهل سال بوده است و مشهور هما قول اول است كه مدت آن ششصد سال ذكر شد.

بنابراين منظور از فتره مدت زماني است كه در آن هيچ پيامبري مبعوث نگشته است ولي با اين حال در اين مدت زمان آثار نبوت از بين نرفته است


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:33  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

 

اهل فتره

سؤال: چه كساني اهل فتره خوانده مي شوند؟

جواب: كساني كه رسالت به آن ها ابلاغ نگردد و نسبت به آن آگاهي و اطلاع پيدا نكند و اسم شريعت را نشنود مانند كساني كه در اكناف زمين و در نقاط دور زندگي كرده و در جهالت عميق فرو رفته اند و در اطرافشان كساني كه آن ها را نسبت به دين و توحيد و عبادت خداوند متعال آگاهي دهند و حق خداوند را بر بندگانش توضيح دهند وجود ندارند همان گونه كساني كه رسالت در ميانشان برچيده شده باشد و چيزي از ميراث نبوت اعم از كتاب و رسالت ها باقي نمانده باشد چنان كه براي بني اسرائيل بعد از كشتار بخت النصر و سوزاندن كتاب هاي نازل شده روي داد و جز مقدار كم يا آن چه در سينه ها بود باقي نماند نيز داخل در معني فتره هستند و همين طور كساني كه از نعمت شنوايي بي بهره هستند و توانايي فهم مسائل را با اشاره ندارند و يا افرادي كه به طور كلي فاقد عقل هستند و چيزي را كه در ميان مردم روي مي دهد را نمي دانند و فهم نمي كنند و همين طور كساني كه در دوران بچگي بميرد و آن چه را بزرگان بر درك آن قادرند را درك نكند همگي داخل در معني اهل فتره هستند.

|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:30  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

 

كسي كه بعد از آمدن اسلام بميرد

سؤال: كسي كه بعد از آمدن اسلام بميرد اما اسلام به او ابلاغ نگردد و يا به صورت ناقص و تحريف شده به او ابلاغ شود - دين صحيح بر او عرضه نشود- آيا چنين كسي از جمله اهل فتره به حساب مي آيد؟

جواب: بدون ترديد نوع انسان مكلف، مأمور و نهي شده است و نسبت به پروردگار خويش واجباتي بر عهده دارد و خداوند نوع بشر را به تكليفاتي اختصاص داده است و او را به خاطر عقل و تشخصي دادن برتري داده است. پس هرگاه عقلش كامل شد عبادات و فرائض ديني و ترك نمودن محرمات بر او واجب مي شود و هرگاه نسبت به آن دچار جهل شود بر او لازم است جستجو كند و سؤال نمايد كه براي چه چيز آفريده شده است و هرگاه در صورت قدرت نسبت به آن كوتاهي كند مورد سرزنش و بازخواست قرار مي گيرد........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:24  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

سؤال: سخن حق و قول راجح در مورد سرانجام اطفال مسلمانان و مشركين چيست؟ لطفاً با دلايل كتاب و سنت آن را به تفصيل توضيح دهيد.

جواب: منظور از اطفال تمام نونهالاني است كه قبل از رسيدن به سن بلوغ و حد تكليف مرده‌اند.

در مورد اطفال مسلمانان صحيح اين است كه آن ها همراه پدرانشان در بهشت بسر مي برند و آن ها را نزديك دروازه هاي بهشت نگه مي دارند و هنگام مرگشان در دعاي نماز ميت كه بر آن ها خوانده مي شود مي گوييم: (اللهم اجعله ذخرا لوالديه وفرطا وأجرا وشفيعا مجابا، اللهم ثقل به موازينهما إلخ...)

ابن كثير هنگام تفسير اين فرموده خداوند متعال:﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾[1] از طريق قاضي ابويعلي از امام احمد حكايت مي كند كه گفته است: در بهشتي بودنشان اختلافي وجود ندارد و به وسيله آيه 21 سوره طور به آن استدلال شده است:﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ﴾ «كساني كه ايمان آوردند، فرزندان مؤمنشان كه از آن ها پيروي كردند به آن ها ملحق مي‌گردانيم در حالي كه از عملشان چيزي نمي كاهيم. هركس در گرو كار خويش است».

اما در مورد اطفال مشركين كه قبل از بلوغ مرده اند و پدرانشان كافر بوده اند اختلاف بسياري وجود دارد كه ابن القيم در كتاب طريق الهجرتين در طبقه 14 از طبقات مكلفين در مورد آن سخن گفته است و هشت قول را در موردشان بيان كرده است كه آن را در اينجا مي آوريم:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:22  توسط salah  | 

هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

توجـه                                               توجـه

     در پاسخ به این شبهه ی کاک احمد مفتی زاده و پیروانش که گمان می کنند پس از بعثت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پیروان سایر ادیان آسمانی و غیره به شرط اخلاص اهل نجات هستند چنانچه مفتی زاده در سی دی تصویری کفر و ایمان به صراحت به آن اذعان دارد آنجا که می گوید:

"حق نسبي مثل مثلاً قيام بزرگواراني مانند لومومبا، با فكر ماركسيستي، واقعاً بزرگواران، محبوبان خدا اين ملحدهاي مؤمن، شايد اين تعبير عجيبي باشد در نظر شما، براستي مؤمن در حساب خدا، در قلب مؤمن در ذهن ملحد، انكار خدا ميكند، اما قلبش از ايمان ميدرخشد، حاضره اون همه زجر و آزار و بدبختي را تحمل كند ....براي نجات خلق، امثال اين انسانهاي بزرگوار محبوب خدا زيادند."

در مجموعه نامه هایش نیز می گوید : "شما روزي چند بار و در مناسبتهاي ديگر دعا ميكنيد"" السلام علينا و علي عباد الله  الصالحين "" كه ضمير " نا " شامل خود و همه هم مسيران است، و عباد الله الصالحين هم ، تمام صالحان از امت اسلامي و از ديگران ‌( توضيح اينكه در غير امت اسلامي هم صالحان هستند ، تابع همان موضوع تفاوت ايمان مطلق و ايمان مقيد است كه خدا توفيق بيان آن را بدهد در جاهايي هم اشارات كتبي و شفاهي داشته ايم ) و حتي در عالمهاي غير زمين را شامل ميشود."

همه شما اندیشه وران را به خواندن کتاب رد عبدالفتاح الحايك توسط استاد  عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین  ـ حفظه الله ـ  فرا می خوانم .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:41  توسط salah  | 

مقاله دوم : نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

مقاله  دوم  از  سلسله مقالات  نقد  و  بررسی نوار صوتی ۱و 2 مناظره کاک  احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

 

2- شفاعت در اعتقاد مفتی زاده

 

 ....آغا سید عزیز ترجان: خدا می فرماید: ( کم من  ملک فی السماوات لا تغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد ان یأذن الله لمن یشاء و یرضی )

مفتی زاده: این در مورد ملائکه است شأن آنها به نسبت بشر استادی است.

در فضای بی توجهی و غوغا و سر و صدا مفتی زاده به جای توضیح در این مورد می گوید: یوم یفر المرء من ابیه …

در آن روز هرکس به کار خویش مشغول است

 سید عزیز: تفسیر خازن را بیاورم

مفتی زاده: تفسیر خازن همه اش اسرائیلیات است. مسئله شفاعت در ادیان دیگر بوده است آن را وارد اسلام کرده اند  ( لکل المرئ منهم یومئذ شأن یغنیه)

آیا پیامبر کار مربوط به خویش را ندارد؟ تا به آن مشغول باشند.

مفتی زاده می گوید: در دنیا این روابط شافع و مشفوع وجود دارد در قیامت تمام می شود

سید عزیز : چرا می شود در آن جهان وجود دارد.

مفتی زاده: هرکس کسب خود و عمل خودش اسباب و مسببات در قیامت وجود ندارد.

سید عزیز: ما اهل سنت و جماعت هستیم یا نه؟

سید عزیز: رد شفاعت مخالف اجماع است.

مفتی زاده: اجماع برای اصول عقاید نیست بلکه برای زندگی است و کمترین ارزش را در مسئله اعتقاد ندارد در این زمینه قرآن کافی و اصول آن را با عبارات متعدد بیان داشته است.

 ......   شفاعت کذب محض و افترای محض است که در اسلام روی داده است و در آن به قسمتهایی از اسلام توجه شده و قسمتهای دیگری از آن به فراموشی سپرده شده است[1] .



[1] نوار کاست صوتی  (  مجادله مفتی زاده و ملا سید عزیز ترجان   )

http://radbedah.blogfa.com

منبع : رد بدعه  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 21:37  توسط salah  | 

نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

 

سلسله مقالات  نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک  احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

1 -  خارق عادات  از دیدگاه مفتی زاده

نوار اول با سخنان مفتی زاده در مورد توسل آغاز شده در مورد امورات خارق عادت می گوید :

 انسان ممکن است گاه گاهی کار خارق عادت از او سرزند و این امر به مسلمان بودن فرد ارتباط ندارد چنانکه فرعون خوابی را بصورت رمزی دید، چهارده سال زندگی را حالی شد، پیامبران هم کار خارق عادت داشته اند که در اصطلاح تصوف کرامت نام دارد و ربطی به مسلمان و نامسلمانی ندارد و هر انسانی امکان انجام کار خارق عادت را دارد چون دارای روح است ، روح هم قدرت ماوراء مادی دارد و دستگاه گیرنده ای است که اگر قدرت الهی به او مدد برساند می تواند بر خلاف نظام عالم ماده و نظام رایج چیز حالی شود و کار انجام دهد ، اما نه با اختیار خویش . این مسئله ای است که موجب سرگردانی مردم شده است . پیامبران معجزه و انسانهای بزرگ کار خارق العاده بر دستشان جاری شده ، یا به وسیله خواب و الهام چیز حالی شده اند..... بعد در همین زمینه در ادامه می افزاید : و خداوند متعال هر گاه بخواهد بوسیله انسان خوب یا بد ، یک امر خارق عادت می آفریند…[1]

این توضیحات مفتی زاده ، خود بر گمراهی مستمعینش می افزاید چون او فرقی میان امورات خارق عادت قرار نمی دهد ومدعی است کسانی که امورات خارق العاده بر دستشان جاری می شود لازمه اش مسلمان بودنشان نیست و تنها شاهدی که بر مدعی ارائه میدهد خواب فرعون است  هرچند این خواب در واقع اثبات کرامت برای یوسف صدیق علیه السلام است و در این امر فرعون وسیله تحقق آن است و خداوند متعال بدان وسیله یوسف را از زندان رهانید و از تهمت بری و به او و خاندانش در دنیا عزت بخشید و همچنین آن را وسیله رفع خشکسالی از مردم مصر قرار داد و این موضوع اثبات کننده یک امر خارق عادت برای فرعون نیست ، مفتی زاده  در ریشه یابی کرامت ، به اشتباه رفته است چنانکه ریشه آن را روح بشری میداند  که برایش قدرت ماورائی قائل است و به همین دلیل معتقد است که در صورت  رفع موانع،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:1  توسط salah  | 

بخش دوم : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان در مورد فرقه ها و گروه ها

 

 بخش دوم : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان

بيان كردن فرقه هاي اصلي

در اين گفتگو من از چهار فرقه كه تقريباً اصل و اساس فرقه هاي ديگر هستند بحث مي كنم:

فرقه اول: قدريه

اولين فرقه كه بدعت را ايجاد كرد قدريه بود كه در آخر دوران اصحاب به وجود آمدند. آن ها منكر قضا و قدر بودند و مي گفتند: آن چه در اين جهان روي مي دهد به قضا و قدر از جانب خداوند نيست بلكه كار تازه اي است كه انسان انجام مي دهد بدون اين كه خداوند قبلاً مقدر كرده باشد. بنابراين اين گروه منكر ركن ششم ايمان شدند چون ايمان شش ركن دارد: ايمان به الله، ملائكه، كتاب هاي آسماني، پيامبران، روز آخرت و ايمان به مقدرات خير و شر كه همه آن ها از جانب خداوند سبحان است.

اين گروه به قدريه و مجوس اين امت ناميده شدند، مي دانيد علت آن چه بود؟

چون آن ها معتقد بودند هركس آفريننده و خالق افعال خويش است و آن را به تقدير پروردگار نمي دانستند لذا به اثبات دو خالق اقدام كردند همان گونه كه مجوسيان مي گفتند: جهان داراي دو آفريننده است يكي نور كه خوبي ها را مي آفريند و ديگري تاريكي كه خالق شر و بدي است.

قدريه اقدام به اثبات دو خالق متعدد نمودند و در اين مورد از مجوسيان نيز پيشي گرفتند و گفتند: هر كدام از آفريننده ها خالق فعل خويش است و به همين سبب آن ها را مجوس اين امت ناميدند.

 http://eeman.bladfa.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:34  توسط salah  | 

بخش اول : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان در مورد فرقه ها و گروه ها

بخش اول : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان

مقدمه:

اهميت سخن در باره فرقه ها و گروه ها

الحمد لله رب العالمين و صلي الله و سلم علي نبينا محمد و علي آله و صحبه اجمعين اما بعد:

بحث كردن در مورد گروه ها تنها از جهت جريان تاريخي آن كه هدفش شناخت اساس آن ها چون وقايع تاريخي گذشته نيست بلكه اين مسئله از موفقيت والا و مهمي برخوردار است و آن برحذر داشتن از شر و فساد آن ها و تشويق نمودن بر لزوم فرقه اهل سنت و جماعت است.

ترك نمودن آن چه فرقه هاي مخالف بر آن هستند جز با مطالعه و شناخت آن چه فرقه نجات يافته بر آن است، حاصل نمي شود.

اهل سنت و جماعت كه بر هر مسلماني واجب است با آن ها باشد چه كساني هستند؟

گروه ها و فرقه هاي مخالف كيستند؟ عقايد و شبهه هايي كه ايجاد مي كنند، چيست؟

http://eeman.blagfa.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:30  توسط salah  | 

احمد مفتی زاده روایات رجم را غیر اسلامی می داند

 

    احمد مفتی زاده حکم رجم را غیر اسلامی می داند

   "- روايات رجم را مطلقاً معتبر نميدانم ، و حكم آن را ، مخالف قرآن يعني : غير اسلامي ميدانم

   مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص   98

      رد اين شبهات و توضيحي بر آن با استفاده از مقاله عماد حسن ابوالعينين برگرفته از كتاب شبهات   حول السنة والسيرة النبوية

    همانا رجم (سنگسار) با عمل و سخن پيامبر ص و اجماع صحابه و تابعين كه با روايات صحيح، به گونه اي كه هيچ گونه شكي در آن وارد نيست، ثابت مي باشد و به طريق متواتر ثابت است كه پيامبر صلی الله علیه و سلم  حد رجم را بر تعدادي از اصحاب مانند ماعز و غامديه اقامه نموده و خلفاي راشدين بعد از او نيز حد را در زمانشان اقامه كرده و بارها اعلام نموده اند كه حد براي زناكاري كه ازدواج نموده، رجم است.

      سپس فقهاي اسلام در هر زمان و مكاني بر بودن اين حكم ثابت و سنت پيروي شده و شريعت قاطع خداوند با دلايل محكم به گونه اي كه مجال هيچ گونه شك و ترديدي نيست، ماندگار بوده اند و اين حكم تا زمان ما باقي مانده و هيچ احدي با آن مخالفت نكرده مگر تعداد محدودي از كساني كه از اسلام منحرف شده اند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:16  توسط salah  | 

جواب شبهات پیروان حزب مکتب قرآن کردستان

 

 

 بخش دوم :  کتاب جواب شبهات پیروان حزب مکتب قرآن کردستان 

   

 .....و اگر علماي امت از همان آغاز پيدايش خوارج اقدام به روشنگري و رد آنها نمي کردند امروزه اهل ايمان در مقابله با اهل تکفير خلع سلاح بودند و اگر با بدع روافض و سب اصحاب مقابله نمي شد امروز کرامت اصحاب لگد مال مي شد و اسلامي که آنها پيام آورانش بودند زير سؤال مي رفت و اگر بدع جهميه و ارجاء انکار نمي شد امروزه اصول ايمان و توحيد دستخوش انحراف و غير قابل دفاع مي شد و اگر قدريه و جبريه مورد نقد و بررسي افکار واقع نمي شدند و گمراهيهايشان براي اهل اسلام افشا نمي گرديد امکان دفاع صحيح از اصول عقايد صحيح ممکن نبود و اگر معتزله و و افکارشان از طرف اهل حديث و مدافعان سنت و طائفه منصوره مورد نقادي علمي قرار نمي گرفت حجيت احاديث آحاد زير سؤال رفته و انحرافات فکري در توحيد دامنگير جامعه اسلامي مي شد و درک اسلام حقيقي براي مردم مسلمان بسيار سخت و مشکل مي گرديد بنابراين افشاي انحرافات و نقد بدعت و شناساندن اهل آن يک سنت ديرينه و باعث حفاظت از کيان اسلام است.

 9_  مفتی زاده در دفاع از عقايد خويش در مورد نبودن کفر در عالم مسائلي را بيان داشته اند که لازم است اشاره اي به آن داشته باشيم، .....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:19  توسط salah  | 

جواب شبهات پیروان حزب مکتب قرآن کردستان

 

 

بخش اول : کتاب جواب شبهات پیروان حزب مکتب قرآن کردستان

 

 آنچه در اين نوشتار خواهد آمد شبهاتي است که بعد از پخش کتاب تحقيقي بر افکار احمد مفتي زاده در ميان طرفداران مکتب و تعدادي از افراد ديگر مطرح گرديد که در اين رساله سعي گرديده به بحث در آن زمينه ها پرداخته شود و در حد توان به روشنگري اقدام کنيم باشد که مورد رضاي پروردگار و مايه خير و نفع رساني براي هدايت جويان گردد  

1- مي گويند: در شرايطي که ما اين همه دشمن داريم آيا درست است به جاي اتحاد، همديگر را مورد شماتت قرار داده و آب به آسياب دشمن بريزيم؟ در جامعه اي که ما زندگي ميکنيم حق و حقوق ما پايمال شده و دوستداران اهل سنت مورد زندان و شکنجه و آزار قرار ميگيرند آيا در چنين اوضاعي به جاي اينکه دست در دست هم بگذاريم و متحدانه در مقابل دشمن از حقوق خويش دفاع کنيم چرا با انتقاد گرفتن و زير سوال بردن کاک احمد مفتي زاده دل طرفدانش را جريحه دار ميکنيد آيا اين کار شما توجيه پذير است ؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:8  توسط salah  | 

تحليل تاريخ و انقلاب ايران از زبان احمد مفتي زاده

                                   متهم كيست ؟

۱۱ - تحليل تاريخ و انقلاب ايران از زبان احمد  مفتی زاده

    "ای مسلمان، ای انسان با ايمان، اي خدا پرست، اي نجات دهنده سرنوشت بشر از سراشيب سقوط نهائی در چنگال آزمند و سيری ناپذير ماده اندوزان و دنيا پرستان خدا ناپرست ماديات پرست تاريخ، ای برادر و ای خواهر حسبی و ايمانی عزيزتر از برادر و خواهر نسبی و جسمانی.

    چهارده قرن پيش روی زمين ميدان تاخت و تازهای همه جانبه گروهای مترفين بود .. پيامبر اسلام در چنين شرايطی مأموريت يافت كه با انقلاب همه جانبه و مبارزه ای بی امان و جهادی با مال و جان عليه اين نظامهای استثماری قيام كند ، قيامی كه آرام و آسايش نمی شناسد و با راحت  طلبی سازشی ندارد." [1]

    اين خطابه ای است كه مفتی زاده قبل از انقلاب، مردم ايران را به وسيله آن مورد خطاب قرار داده و آنها را تشويق به حضور در صحنه برای براندازی حكومت شاهنشاهی ميكند.

     كمونيستها اصطلاحی دارند چنانچه در جريان مبارزات،كسانی همسو با آنها و در راستای جهت گيری آنها، دريك جبهه واحد در مقابل دشمنی واحد قرار گيرند انقلابی، ولي اگر با همان افكار و عقائد، اما در مقابل آنها بی تفاوت باشند يا در جبهه مقابل آنها قرارگيرند مرتجع و واپسگرا خواهند شد، در اين خطابه نيز مفتی زاده براي اينكه نسبت به ديگران كمی نيارود همه را به اتحاد و همسوئی در يك مبارزه متحد دعوت ميكند تا همه گروههای جامعه ايران اعم از مسلمان و كتابی و مادی و بطور كلی همه را در زير لوايی واحد جمع و برای انجام كاری بسيج نمايد و چنان تحت تاثير احساسات انقلابی است كه تمام هم و رسالت پيامبراسلام صلی الله علیه و سلم  را نيز در همان قالب سياسی  روز،كه انقلابات ضد استثماری است خلاصه می نمايد و ميگويد: ... "با انقلاب همه جانبه و مبارزه ای بی امان و جهادی با مال و جان عليه اين نظامهای استثماری قيام كند....."

    كمونيستها آن قدر از ريشه حيوانی انسان دم می زنند تا سرانجام  جامعه را با جنگل اشتباه گرفتند به همين خاطر بيشتر از تنازع و اختلاف و انقلاب دم می زنند و اصلاح و همزيستی را يك حركت ارتجاعی و امر به معروف و نهی از منكر و دعوت به خير را مخالف با انقلاب و پيشرفت و يك حربه دشمن طبقاتی براي تخفيف فشار و حفظ بقا تلقي كردند به همين خاطر بحث قهر آميز بودن مبارزه براي دگرگوني نظام اجتماعی را پيش آوردند هر چند اين امر نوعی تجديد نظر سياسی از جانب لنين در عقايد جبری كمونيست بود ولی تنها وسيله تحقق حاكميت كمونيست كه در تضاد با فطرت بشر بود از همين راه و با تكيه برقهر و ديكتاتوری ميسرميگرديد، وبا كمال تأسف اين تلقيی غلط كمونيستی مورد قبول احزاب ملی و مذهبی وغيره در مناطق ما نيز واقع شد،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 8:27  توسط salah  | 

روابط عقيدتی، سياسی و اخلاقی با ديگران از ديدگاه احمد مفتی زاده

 

۱۰ - روابط  عقيدتی، سياسی و اخلاقی با ديگران از ديدگاه احمد مفتی زاده

   

  سرانجام مفتی زاده به جاي بازبينی تفكرات خويش و بازگشت از انديشه های اشتباه، به كمك كردن يك حركت لائيكی غيرمسلمان نيز در صورت مقابله باحاكميت فتوی می دهد چنانكه می گويد :

       " گروهی زياد كه مدافع از حق اند و در برابر باطل می جنگند اينها بعضی از اعمال اين حكومت را می بينند كه نادرست و ظالمانه است اين عده را از اين جهت كه مدافع حق اند بايد تقويت كرد خواه مسلمان باشد يا نامسلمان."[1]

     نامسلمانی كه مفتی زاده از آن ياد ميكند بچه مسلمان فريب خورده‌ای است كه بدون تحقيق به دام كمونيستها افتاده و به اميد سرابي كه برايش ساخته اند به راه افتاده و سر از پا نشناخته خود را سپر بلای كمونيستها نموده و چشمان خويش را نسبت به تمامی حقايق بسته است چنين افرادی كه بديهی ترين مسائل باور را انكار كرده و در راستاي تحقق الحاد و نابودي دين در جبهه مخالفين حكومت قرار گرفته اند، معلوم نيست مفتی زاده كدام اقدام آنها را دفاع از حق می داند كه اين گونه ارتداد آنها را سهل و حكم به تقويت و حمايتشان می دهد و زمينه گرايش به آنها را در ميان جوانان مسلمان آسان و در نهايت جبهه بي دينی را آگاهانه و يا ناآگاهانه تقويت می كند؟ كمترين ضرری كه از جانب اين افراد مورد نظر مفتي زاده نصيب ملت كرد شد اين بود كه فرهنگ بيش از هزار ساله اين مردم، مورد هجوم قرارگرفت و با انواع عقايد و افكار و ارزشهای الحادی و اروپايی مخلوط، طوری كه باز شناختنش احتياج به دقت فراوان دارد و كمترين هديه آنها برای ملت كرد بی بند و باري و فساد اخلاقی بود وتحت نام آزادی و با نام انسانيت و آزادی، كرامتها را لگدمال و به همه ارزشها پشت پا زدند، آيا در چنين وضعی اينگونه بايد از ارزشهای دينی حمايت كرد؟ مگر كار يك مسلمان ابلاغ دين است يا تأويل كفر؟

 انا لله و انا اليه راجعون. 



[1]  كتاب در باره كردستان  ن ص 149


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 7:40  توسط salah  | 

چند فتو ی از احمد مفتی زاده

 

 ۹ - چند فتوای مفتی زاده

 

   "- اگر پزشك داراي دو شرط باشد ( هم حاذق باشد و هم صادق ) اگر حرام را تجويز كند _ و لو نجس _ ،  و اين تجويز ، تنها راه درمان باشد ، استعمال آن حرام ، به تناسب احوال،  مباح يا مستحب و يا واجب است ."[2] 

     محال است که خداوند چیزی را حرام کرده باشد ولی شفای مریض را در تناول آن قرار داده باشد وبه همین دلیل چیزی که با دلایل شرعی حرام باشد قطعاً فاقد خصوصیت داروئی برای بهبودی می باشند چنانکه در روایت ابن مسعود که بخاری شریف راوی آن است آمده است که :|إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْ شِفَاءَكُمْ فِيمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ| (خداوند شفاي شما را در چیزی که بر شما حرام کرده قرار نداده است).

"- موسيقي را در ذات خود مباح ميدانم ( مگر اينكه عواملي موجب شمول يكي ديگر از احكام خمسه گردد ) پس استفاده از ادوات آن مشروع است و لذا هر نوع معامله مشروع آن نيز مشروع."[3]


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 22:15  توسط salah  | 

بررسی موضع حدیثی مفتی زاده

 ۸ - بررسی مواضع حديثی مفتی زاده

   دخالتهای آقای مفتی زاده در احادیث و قبول و ردهای بسیار زیاد وی در اين زمينه بدون رعايت كردن قواعد علمي كه ثمره زحمت هزارساله علماي اسلام است ما را وادار به موضعگيري و به پيروي از سلف صالح دفاع از احاديث صحيحي نمود كه بوسيله متخصصين امر در كتابها جمع آوري و تدوين شده است ولي توسط امثال مفتي زاده مورد شك و ترديد واقع گشته اند، لذا در سايه زحمت علماي امت رحمة الله تعالي عليهم اجمعين ضمن بررسي ديدگاههاي حديثي مفتي زاده، احادیث مورد اطمینان او را مورد بازبيني قرارداده و در معرض افكار جامعه ديني مي نهيم تا حقیقت و واقعیت امر بر حق جويان روشن گردد .

 و از تمام افراد حزب مکتب مفتی زاده خواستاریم حتی برای یکبار هم که شده، تعصب را کنار گذاشته و حاضر باشند سخن غیر مفتی زاده را بشنوند .

 احمد مفتی زاده و حديث

یکی از شرایط احمد مفتی زاده برای قبول حدیث، عرضه کردن آن بر قرآن است و در این رابطه تفكراتش را بر پايه يك حديث ساختگي و موضوع كه از نظر علماي حديث فاقد هرگونه ارزش علمي است قرار مي دهد كه در اينجا به بررسي آن مي پردازيم، روايتي به رسول خداه نسبت داده اند كه در آن فرموده است:

(‌ إذا حدثتم عني حديثا فاعرضوه على كتابِ الله فإن وافقَ فاقبلوه وإن خالف فردوه.)  اگر حدیثی از من به شما رسید، آنرا بر قرآن عرضه کنید در صورتي كه  موافق قرآن بود آن را قبول کرده و اگر مخالف آن بود ردش کنید . 

امام عجلوني در کشف الخفاء و همچنین امام صنعانی هر دو میفرمایند این حدیث موضوع است. و امام بيهقي در ( المدخل الصغير) مي فرمايد:( والحديث الذي روي في عرض الحديث علي القرآن باطل لا يصح و هوينعكس علي نفسه بالبطلان فليس في القرآن دلالة‌علي عرض الحديث علي القرآن.) حديثي كه در مورد عرضه كردن فرموده رسول گرامي بر قرآن روايت شده است باطل است و صحيح نيست و موجب ابطال خود نيز مي باشد چون در قرآن هيچ دلالتي مبني بر عرضه داشتن احاديث بر قرآن وجود ندارد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 22:8  توسط salah  | 

نقد پیامبران از زبان مفتی زاده

 

 ۷ - نقد پيامبران از  زبان احمد  مفتی زاده

 

  مفتی زاده در مورد ابراهیم خلیل ؛اظهار میدارد:"ابراهيم بزرگوار نيز با آن همه عظمت درك از اهميت و اولويت پرورش غافل بود كه دعا ميكند " ربنا وابعث فيهم رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهم آَيَاتِك وَيُعَلِّمُهمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهمْ و ...( [1] اما خدا در اجابه دعوت او مقياس ارزيابي را براي ما تصحيح ميكند كه" كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آَيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ [2]"[3]

چنانکه ملاحظه می کنید مفتی زاده خود را در مقام و منزلتی می بیند که به بررسی کار انبیاء بزرگوار پروردگار نیز، اقدام کند البته برای کسی که مدعی رسالت خاص از طرف رسول رب العالمین باشد ادعای این امر نیز بعید به نظر نمی رسد اما شایان توجه است که  اولویتها در مسائل علمی و پرورشی هنگامی مطرح است که علوم تجربی صرف، که تنها به منزلت یک وسیله ای در اختیار بشرند مورد استفاده قرار گیرند و در آن هنگام این گزینه مطرح میشود که آیا بدون تربیت و پرورش، امکان استفاده از وسایل علمی، در اختیار افراد گذاشته شود یا نه؟ اما در مورد آموزه های دینی که خود عین هدف و وسیله تحقق پرورش و تزکیه اند مطرح نمی باشند، چون برای تربیت و پرورش افراد و مجتمعات راهی جز آموزش اصول و اهداف متعالی بشر که سرلوحه وحی پروردگار در بعثت انبیاء است وجود ندارد و به همین دلیل تقدم و تأخر تزکیه در آیات مورد بحث از این جنبه مورد نظر نیست و اگر غفلتی در آن موجود بود خداوند متعال به صراحت آن را بیان می نمود همانگونه که در موارد مشابه چون آیات آغازین سوره (عبس ) که در آن رسول گرامی اسلام مورد تذکر قرار میگیرد بیان گردیده است. در تفسیر سعدی زیر آیه مورد بحث آمده


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:59  توسط salah  | 

اعتقاد احمد مفتی زاده به رجعت مردگان

 

۶ - اعتقاد احمد  مفتی زاده به رجعت

   رجعت یک عقیده شیعی است و بیشتر شیعیان بدان شناخته شده اند که برای اثبات به گفته تعدادی از بزرگان آنها استناد میجوئیم، شیخ مفید میگوید:{اتفقت الإمامية على وجوب رجعة كثير من الأموات إلى الدنيا قبل يوم القيامة[1]} (شیعه امامی بر اینکه بسیاری از اموات پیش از قیامت به دنیا بر میگردند اتفاق دارند). محمد جواد مغنیه میگوید:{إن الله سيعيد إلى هذه الدنيا قوما من الأموات ويرجعهم بصورهم التي كانوا عليها، وينتصرالله بهم لأهل الحق من أهل الباطل، وهو معنى الرجعة[2]} (خداوند جمعی از مردگان را در همان شکل و قیافه که برآن بوده اند به این دنیا بر میگرداند و به واسطه آنها اهل حق را بر باطل یاری می دهد).

     مفتي زاده نیز معتقد است پيامبر  وديگر صالحان بعد از مرگ و رفتن به عالم برزخ مي توانند با اذن پروردگار به دنيا برگردند و اين كار متحقق نيز گشته است، با این فرق که اهل شیعه معتقد به برگشت خوب و بد به گمان خویش هستند و مفتی زاده برگشت به دنیا را تا جايی که ما اطلاع داریم تنها در مورد صالحان بیان داشته است آنجا که اظهار میدارد:

"هرگاه حضرت رسول _صلوات الله و سلامه عليه و آله _ كسي را سرافراز فرمايند، با مأموريت و رسالت خاص از طرف خداست. .......... آخر آن حضرت اگر با اذن يا رسالت الهي، نسبت به كسي، آشنائي و محبت پيدا كردن ، از پروردگار برايش درخواست مغفرت و رحمت ميكند. زيرا ميشود اهل اين دنيا، از دعاي خير يكديگر، يا اهل برزخ بهره گيرند."[3]

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:53  توسط salah  | 

بعضی از عقاید احمد مفتی زاده

 

 ۵ - بعضی از عقايد احمد مفتی زاده

.

    آقای مفتی زاده همانگونه برای ادعاهایش، خود را بی نیاز از ارائه دلیل می داند چنانکه برای شرفیابی حضوری هیچ قول صحیحی را از تربیت شدگان راستین عصر سعادت ارائه نمیدهد و آیه و حدیثی را مستند قول خویش قرار نمی دهد از طرف دیگر با فراخ بال با هر عقیده ای می سازد و از جمله بدعت گذارانی است که کوس آشتی با عقاید غیر دینی را به صدا در آورده است، آری او از جميع جهات با وسعت نظري، وصف ناپذير هر نوع عقيده و انديشه اي را براي مدعيان و پيروان صادق آن، محترم می داند.[18]

   کسی که اینگونه به بررسی مسائل بپردازد بی شک از کتاب و سنت بیگانه و با مفاهیم آن بر اساس تلقی خیرالقرون بی بهره می ماند چنانکه خود به آن اقرار میکند: براستي از آن همه اتلاف عمر پشيمانم . اكنون از بحثهاي دور و دراز ذهني محض جداً بيزارم حتي از بحثهاي فقهي و كلامي و حتي از بحثهاي قرآني جز آنچه براي تزكيه باشد[19]) آری از بحثهای قرآنی که توحید و عقیده را زیر بنای ساختار وجود انسان می سازد دور گشته به همین دلیل گاندی گوساله پرست و لومومبای کمونیست را هم در ردیف قافله سالاران هدایت به طریق غیر مستقیم قرار میدهد، آیا به راستی این جهالت است یا تجاهل؟ می گوید:"زماني هم كه خيلي خامتر بودم از مطالعه هر بحث مربوط به احوال یا اقوال يا اعمال يك انسان خواه از راهنمايان اصلي راه خوشبختي بشريت _ عليهم الصلاة و السلام _ يا از كساني كه با رابطه مستقيم مانند خوبان اصحاب يا ساير مجاهدان زمانها، يا رابطه منقطع مانند امثال گاندي و لومومبا، و پيروان صادق آن راهنمايان بودند، و هر چند در سلسله زمامداران قلدر و بر مسند آنها مانند عمر بن عبدالعزيز _ ع _ و امثالش سير نميشدم"[20] حال باید از پیروان مفتی زاده پرسید به هرحال شما جزو پیروان کدامیک از این رهبران هستید رسول و یارانش یا گاندی و لومومبا؟ یا اینکه میان آنها فرقی نمی نهید؟ با کمال تأسف باید گفت هم اکنون پیروان مفتی زاده بیش از آنکه شیفته زندگی رسول گرامی و اصحاب و بزرگان اسلام باشد شیفته زندگینامۀ گاندی و دیگرانند به همین سبب کمتر کسی از آنها یافت میشود که در کتابخانۀ خویش کتابی از گاندی نداشته باشد. محصول چنین تربیتی جز این نخواهد بود که یک گمراه بت پرست را بر موحدی یکتاپرست ترجیح دهد چنانکه مفتی زاده اعلام میدارد:"آن بت پرستي كه مخلصانه، و با دل گريانتر از چشمان، سر سجود در برابر بت خوابانده، خيلي نزديكتر است به خدا و محبوبتر است در نزد خدا، چه در دنيا و چه در آخرت، از آنكه با دلي ناپاك و فريبكار، در مسجد الحرام و در مقام ابراهيم و رو به قبله، سر سجده براي خدا بر خاك نهاده"[21]


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:40  توسط salah  | 

مبالغه و افراط در مورد مفتی زاده

 

۴ - مبالغه و افراط در مورد مفتی زاده

 

   مكتبيها در مورد مفتی زاده چنان راه افراط در پيش گرفتند كه او را در رأس امت جای دادند و همين امر راه را برای افراطهای بعدی در مورد او گشود چنانكه بعد از ابوبكرصديق او را در مقام افضل امت اسلام قرار دادند،"شخصيت كاك احمد به صورتی پيامبرگونه و برتر از علماي معاصر، سلف صالح و صحابه حضرت رسول اكرم - جز حضرت ابوبكر صديق- معرفي شده است[4]" حتي بعضي از افرادشان در محاورات، او را برتر از انبياء بنی اسرائيل ميدانند و از او به عنوان حجت مطلق نام ميبرند و این چیزی است که پيروانش به آن اذعان ميكنند"براي ما پيروان مكتب قرآن بعد از نصوص كتاب و مسلمات سنت تفسير و برداشت و آراي كاكه احمد- س- كه قطراتی برگرفته از چشمه سارهاي حياتبخش كتاب و سنت اند حجت است و مطالب آن بزرگوار را بر اساس نظر خود ايشان، با روش شورايی و عدم تكيه بر رأي فرا می گيريم و بكار می بنديم."[5] گرچه مسلمات سنت مورد اشاره را فقط در نوشته‌ها مي‌گنجانند چون بررسی صورت گرفته توسط علمای امت اسلام نزد آنها عملاً فاقد ارزش دينی و به همين خاطر معتقد به بازنگري و بررسي مجدد آن هستندچنانكه ميگويد"اگر بخواهيم اسلام راستين را در جامعه پياده كنيم بايد قبلاً بكوشيم تا آن موازين و اصول درست را از مآخذ اصلی(كتاب و سنت مسلم- كه باز، خود روشن شدن اينكه كدام حديث مسلم است و كدام نامسلم، تحقيق و بررسی عالمانه و بی غرضانه می خواهد) دوباره بدست آوريم از اين اصول و موازين كلي نسخه لازم را براي معالجه امراض زمان خودمان تهيه كنيم."[6]  بدون توجه به زحمت بيش از هزار سال علماي امت مي خواهد مايه محرومیت جامعه اسلامی از شريعت شود و سرانجام انديشه های خويش را به جاي دين قرار دهد اما زماني كه از بررسي عالمانه احاديث باز ماند شروع به سرودن اشعار نمود و در دنيای تفكرات و تأويلات شاعرانه معجونی ساخت و آن را چون اكسيری كيميا به دوستان معرفی نمود چنانكه ميگويد:"اكثر سخنانی كه براي شما و با شما دارم، در همان«شعرها» هستند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:25  توسط salah  | 

 
offshore