تبليغاتX
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
نقد و معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده رهبر حزب مکتب قرآن کردستان
بخش اول : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان در مورد فرقه ها و گروه ها

 

متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان در مسجد ملك فهد در طائف

مقدمه:

اهميت سخن در باره فرقه ها و گروه ها

الحمد لله رب العالمين و صلي الله و سلم علي نبينا محمد و علي آله و صحبه اجمعين اما بعد:

بحث كردن در مورد گروه ها تنها از جهت جريان تاريخي آن كه هدفش شناخت اساس آن ها چون وقايع تاريخي گذشته نيست بلكه اين مسئله از موفقيت والا و مهمي برخوردار است و آن برحذر داشتن از شر و فساد آن ها و تشويق نمودن بر لزوم فرقه اهل سنت و جماعت است.

ترك نمودن آن چه فرقه هاي مخالف بر آن هستند جز با مطالعه و شناخت آن چه فرقه نجات يافته بر آن است، حاصل نمي شود.

اهل سنت و جماعت كه بر هر مسلماني واجب است با آن ها باشد چه كساني هستند؟

گروه ها و فرقه هاي مخالف كيستند؟ عقايد و شبهه هايي كه ايجاد مي كنند، چيست؟ تا اين شناخت وسيله پرهيز از آن ها باشد چون كسي كه شر و بدي را نشناسد امكان دارد در آن گرفتار آيد چنان كه حذيفه بن يمانس گفت:**كَانَ النَّاسُ يَسْأَلُونَ رَسُولَ اللَّهِ ص عَنْ الْخَيْرِ وَكُنْتُ أَسْأَلُهُ عَنْ الشَّرِّ مَخَافَةَ أَنْ يُدْرِكَنِي فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا كُنَّا فِي جَاهِلِيَّةٍ وَشَرٍّ فَجَاءَنَا اللَّهُ بِهَذَا الْخَيْرِ فَهَلْ بَعْدَ هَذَا الْخَيْرِ شَرٌّ قَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ هَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الشَّرِّ مِنْ خَيْرٍ قَالَ نَعَمْ وَفِيهِ دَخَنٌ قُلْتُ وَمَا دَخَنُهُ قَالَ قَوْمٌ يَسْتَنُّونَ بِغَيْرِ سُنَّتِي وَيَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ فَقُلْتُ هَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الْخَيْرِ مِنْ شَرٍّ قَالَ نَعَمْ دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ صِفْهُمْ لَنَا قَالَ نَعَمْ قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا تَرَى إِنْ أَدْرَكَنِي ذَلِكَ قَالَ تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ فَقُلْتُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ قَالَ فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ عَلَى أَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ**[1] (مردم از رسول خداص در مورد خير سؤال مي نمودند ولي من در مورد شر و بدي از او مي پرسيدم زيرا از اين كه بدان دچار شوم بيم داشتم. عرض كردم اي رسول خدا ما در جاهليت و شر بوديم خداوند متعال اين خير را برايمان فرستاد، آيا بعد از اين خير، شر و بدي خواهد بود؟ فرمود: بلي. گفتم: آيا بعد از آن شر و بدي، خيري خواهد بود؟ فرمود: آري ولي در آن تاري وجود دارد. گفتم: تاري آن در چيست؟ فرمود: گروهي غير از سنت مرا مي پويند و به غير از هدايت من راهيابند و در اعمالشان معروف و منكر وجود دارد. گفتم: آيا بعد از آن خير، شري هست؟ فرمود: آري، دعوتگراني بر درهاي جهنم قرار دارند، هركس دعوتشان را قبول نمايد او را در جهنم خواهد انداخت. گفتم: اي رسول خدا آن ها را برايمان توصيف فرما. فرمود: گروهي از خودمان هستند و با زبان ما سخن مي گويند. گفتم: اي رسول خدا اگر من آن زمان را دريابم، به من چه سفارش مي كنيد؟ فرمود: خود را به همراهي جماعت مسلمانان و امامشان ملزم كنيد. گفتم: اگر جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: از آن گروه ها دوري گزين گرچه لازمه آن اين باشد كه ريشه درختي را بر دهان گيريد تا زماني كه مرگت فرا مي رسد).

شناخت گروه ها و مذاهب فکري و شبهاتشان و شناخت اهل سنت و جماعت و عقايدشان که همان فرقه نجات يافته است داراي فايده هاي بسيار است چون گروه هاي گمراه داراي شبهات و دام هاي گسترده اي هستند که باعث اغوا و فريب افراد کم علم و نادان مي گردد و سبب انتسابش به آن ها مي شود چنان که در حديث حذيفه بن يمان در جواب سؤال آمده:**هَلْ بَعْدَ ذَلِكَ الْخَيْرِ مِنْ شَرٍّ قَالَ نَعَمْ دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ صِفْهُمْ لَنَا قَالَ نَعَمْ قَوْمٌ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا** (آيا بعد از آن خير، شري هست؟ رسول خدا ص فرمود:آري، دعوت گراني بر درهاي جهنم ايستاده اند هرکس دعوتشان را پذيرا باشد او را در جهنم خواهند انداخت. سپس گفتم: اي رسول خدا آن ها را برايمان توصيف فرما؟ فرمود: بلي آن ها گروهي از خودمان هستند و به زمان ما صحبت مي کنند). بنابراين خطر شديد است، در يکي از روزها رسول خدا ص اصحابش را پند مي دهد چنان که در حديث عرباض بن ساريه آمده است که رسول خدا ص برايشان موعظه رسائي کرد که قلب ها را به لرزه درآورد و چشم ها را گريان کرد، گفتم اي رسول خدا گويا موعظه وداع و خداحافظي است لذا ما را سفارش فرما. فرمود:**أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَإِنْ كَانَ عَبْدًا حَبَشِيًّا فَإِنَّهُ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ بَعْدِي فَسَيَرَى اخْتِلَافًا كَثِيرًا فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسَنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ عَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ وَإِيَّاكُمْ وَالْمُحْدَثَاتِ فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ و قَالَ أَبُو عَاصِمٍ مَرَّةً وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ**[2] (شما را به تقواي خداوند سفارش مي کنم و اين که گوش فرا دهيد و اطاعت کنيد هر چند بنده اي حبشي بر شما فرمان راند. هر کدام از شما عمرش کفايت کند اختلافات بسياري را مشاهده خواهند نمود بر شما لازم است که به سنت من و خلفاي هدايت يافته بعد از من چنگ زنيد و آن را محکم بگيريد. زنهار خود را از امور تازه درست شده در دين بپرهيزيد به درستي که هر امر تازه ايجاد شده ديني بدعت است و هر بدعتي گمراهي است).

رسول خدا ص خبر داده است که سرانجام اختلاف و تفرقه به وجود خواهد آمد و سفارش فرموده است که در آن زمان لازم است که با جماعت مسلمانان و امامشان بود و به سنت رسول خدا ص متمسک شد و هر سخن، عمل، فکر و مذهب گمراهي که مخالف آن است را رها نمود که راه نجات در همين است چنان که خداوند متعال نيز در کتابش به اجتماع و چنگ زدن به کتاب دستور داده و از اختلاف نهي کرده است چنان که مي فرمايد:(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)[3]«به ريسمان خداوند چنگ زنيد و متفرق نشويد و نعمت خدا را بياد آوريد آن هنگام که دشمن بوديد و خداوند در ميان دل هايتان الفت و محبت ايجاد کرد و به سبب نعمت پروردگار به برادر هم تبديل شديد و بر لبه آتش بوديد شما را از آن نجات داد اين گونه پروردگار آيات خود را برايتان بيان مي دارد باشد که هدايت يابيد» و مي فرمايد:( وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿﴾ يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ)[4]«از جمله کساني که بعد از روشن شدن حقايق با همديگر اختلاف کردند و متفرق شدند نباشيد که براي آن ها عذاب بزرگي فراهم است روزي که بعضي از صورت ها سفيد و بعضي از آن ها سياه مي گردند». ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: صورت اهل سنت و جماعت سفيد و صورت اهل بدعت و تفرقه سياه مي گردد[5]. الله تعالي مي فرمايد:( إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ)[6] «كساني كه دين خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند تو هيچ گونه مسؤول ايشان نيستي كارشان فقط با خداست آن گاه به آن چه انجام مي دادند آگاهشان خواهد كرد» دين يکي است و آن همان چيزي است که رسول خدا ص آن را آورد که قابل تقسيم شدن به دين ها نيست و قابليت تقسيم شدن به مذاهب مختلف را ندارد بلکه دين واحدي است که خداوند رسولش را براي ابلاغ آن فرستاده است که آن را براي امتش بعد از خود بر جاي گذاشت چنان که در حديث صحيح آمده است كه آن ها را بر روشنايي قرار داد که شب و روز آن به مانند هم است و جز هلاک شده از آن روي نمي گرداند و فرمود:**تَرَكْتُ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا كِتَابَ اللَّهِ وَسُنَّةَ نَبِيِّهِ**[7] (دو چيز را در ميان شما به جا گذاشتم که اگر به آن چنگ زنيد بعد از آن هرگز دچار گمراهي نمي شويد و آن کتاب پروردگار و سنت پيامبرش مي باشد).

نکوهش تفرقه و ستايش اجتماع در کتاب و سنت

در کتاب عزيز تفرقه نکوهش شده و مورد تهديد واقع شده است و جمع شدن بر حق و هدايت مورد ستايش و به آن وعده پاداش عظيم داده شده است و سبب آن اين است که در آن مصالح دنيا و قيامت نهفته است و احاديث بسياري در سنت صحيح از رسول خدا ص منقول است که به لزوم جماعت دستور مي دهد چنان که مي فرمايد:**إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ تَفَرَّقَتْ عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُمْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً قَالُوا وَمَنْ هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي**[8] (بني اسرائيل به هفتاد و دو ملت تقسيم شدند و امت من به هفتاد و سه ملت و آيين تقسيم مي شوند همگي جز يکي از آن ها در آتش است. سؤال شد آن گروه چه کساني هستند؟ فرمود: آن چه من و اصحابم امروز بر آن قرار داريم).

رسول خدا ص در اين حديث خبر از حتمي بودن تفرق در اين امت داده است و او کسي است که از روي ميل و آرزو سخن نمي گويد لذا آن چه که بدان خبر داده است روي مي دهد. معني اين اخبار از جانب رسول خدا ص نهي کردن از تفرق و تحذير از آن است و به همين خاطر فرموده است:**كُلُّهَا فِي النَّارِ إِلَّا وَاحِدَةً**[9] همگي آن ها جز يکي در آتش است و آن گاه که از رسول خدا ص در مورد آن گروه نجات يافته سؤال مي شود فرمود: (کساني که بر آن چه من و اصحابم امروز بر آن هستيم قرار دارند).

بنابراين هرکس بر آن چه رسول خدا ص و اصحابش قرار داشتند، باشد از جمله نجات يافته گان از آتش و هرکس از آن تخلف جويد به اندازه دوري اش از حق مورد تهديد با آتش مي باشد. اگر گروهش مرتد يا يک فرقه کفري باشد براي هميشه در آتش خواهد ماند ولي اگر فرقه و گروهش از ايمان خارج نشده باشد مستحق تهديد شديد گشته است و تنها يک گروه از اين هفتاد و سه فرقه از تهديد و عذاب محفوظ و گروه ناجي خواهند شد و آن كساني هستند كه بر آن چه رسول خدا ص و اصحابش بودند که همان کتاب خدا و سنت رسولش ص مي باشد، زندگي نمايند.

اين همان چيزي است که رسول خدا ص برآن بوده است چنان که خداوند متعال مي فرمايد: (وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ)[10]«پيشي گيرندگان آغازين از مهاجر و انصار و کساني که به نيکويي از آن ها پيروي کردند خداوند از آن ها راضي و آن ها نيز از خداوند راضي هستند» اين که مي فرمايد:(وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ) «کساني که به نيکويي از آن ها پيروي کنند» و اين مي رساند که آن چه از آخر اين امت نيز خواسته شده است پيروي کردن از منهج سبقت گيرندگان اولين از مهاجرين و انصار که منهج رسول گرامي و دين اسلام است، مي باشند.

اما هرکس با منهج سابقين اولين از مهاجرين و انصار مخالفت نمايد از جمله گمراهان خواهد بود چنان که خداوند سبحان مي فرمايد:( وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا﴿﴾ ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا)[11]«هرکس از خدا و رسولش اطاعت کند با کساني که خداوند از پيامبران، صديقين، شهدا و صالحين به آن ها نعمت داده است خواهد بود که براستي آن ها همراهان نيکو هستند و اين بخشش و فضلي از جانب خداوند است و از جهت علم و دانستن خداوند کفايت است». لذا هرکس خدا و رسولش ص را در هر زمان و مکان اطاعت نمايد خواه در زمان رسول خدا ص يا در آخر دنيا باشد چنين فردي از جمله فرقه ناجيه است(فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا) «چنين افرادي با کساني که خداوند به آن ها نعمت داده است از پيامبران، صديقين، شهدا و صالحين قرار مي دهند و اين ها نيکوترين رفقا هستند» ولي کسي که با اين منهج مخالفت ورزد هرگز از اين تهديد خلاصي نمي يابد و هرگز با چنين پاکاني همراه نخواهد شد بلکه تنها سرانجامش همنشيني با کساني است که در مخالفت واقع شده اند.

به همين دليل است که ما اين دعاي عظيم را در هر نماز و در آخر سوره فاتحه تکرار مي کنيم:( اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ﴿﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ).

اين دعاي بزرگ را در تمام رکعات نمازمان تکرار مي کنيم که خداوند ما را به راه کساني که به آن ها نعمت داده است هدايت فرمايد راهي که پيامبران عليهم الصلاه و السلام برآن بوده و پيروانشان تا روز قيامت بر آن خواهند بود و آخرين انبياء، محمد ص، پيروي شده، اطاعت شده و مورد اقتدا است و مردم از همان زمان بعثتش تا بر پايي قيامت مأمور به پيروي از او هستند و چنان که به فرض تحقق اگر از پيامبران قبلي نفري برگردد پيروي نمودنش از رسول خاتم ص واجب است چنان که مي فرمايد:**لَوْ كَانَ مُوسَى حَيًّا بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ مَا حَلَّ لَهُ إِلَّا أَنْ يَتَّبِعَنِي**[12] (اگر موسي هم اکنون زنده بود جز اطاعت من برايش جايز نبود). و اين مسئله در فرموده خداوند متعال آمده است آنجا که مي فرمايد:( وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ﴿﴾ فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴿﴾أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ)[13]«و هنگامي که خداوند از پيامبران در مورد اين که هرگاه کتاب و حکمتي برايتان آمد و سپس رسولي(محمد) پيشتان آمد که تصديق کننده آن چيزي است که همراه شماست بايد به او ايمان آوريد و او را ياري دهيد. فرمود: آيا بدان اقرار کرديد و به آن پيمان بستيد؟ در جواب گفتند: اقرار نموديم. آن گاه خداوند فرمود: شما شاهد باشيد و من هم با شما از جمله شاهدانم. پس هرکس بعد از آن روي برتابد از جمله فاسقان است. آيا در جستجوي غير دين خدا هستيد؟»

بعد از بعثت محمد ص هيچ دين حقي جز دين او وجود ندارد و هرکس غير از آن ديني انتخاب نمايد هرگز از او پذيرفتني نيست و در آخرت از جمله خسارتمندان است چنان که مي فرمايد: (وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)[14]«هرکس جز اسلام ديني بر گزيند هرگز از او پذيرفتني نيست و در آخرت از جمله خسارتمندان است» و مي فرمايد:( غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ) تمام کساني را شامل مي شود که داراي آگاهي و شناخت هستند اعم از يهود و ديگران از جمله علماي سوء که به مقتضاي علمشان عمل ننمودند و همه آن هايي که حق را شناختند ولي به پيروي از هواي نفس و اغراض و منافع شخصي آن را رها کردند. آري حقي را که رسول خدا ص آورد دانستند اما از آن پيروي نکردند بلکه به پيروي از هواها و علايق و آن چه که عواطفشان به آن گراييد يا خواسته مذاهب و جرياناتي که بدان ها منتسب بودند اقدام کردند چنين کساني از جمله افرادي هستند که مشمول خشم پروردگارند چون آگاهانه پروردگار متعال را نافرماني کردند لذا غضب و خشم الله تعالي را شامل حال خويش کردند. (وَلاَ الضَّالِّينَ) اين ها کساني هستند که بدون آگاهي و علم عبادت مي کنند، اما عبادتشان چون اهل بدعت و خرافاتي ها بر غير طريق و راه رسول خدا ص است بسيار اهل عبادت، زهد، نماز و روزه اند اما صورت هايي از عبادت ايجاد مي کنند که خداوند به آن دستور نداده است و خود را به چيزهايي مشغول مي دارند که رسول الله ص آن را نياورده است لذا اعمالشان مردود و باطل است چنان که مي فرمايد:**مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ**[15] (هرکس اقدام به عبادتي نمايد که ما به آن دستور نداده ايم عملش باطل و مردود است) چنين کساني همان گمراهان هستند که از جمله آن نصاري و تمام کساني مي باشند که جاهلانه به پرستش مشغولند و هرچند نيت آن ها خوب و هدفشان نيکوست اما اعتبار عمل تنها به هدف نيست بلکه اتباع و پيروي نيز از جمله آن است.

شروط قبولي اعمال

به هيمن خاطر هر عملي براي اين که نزد خداوند متعال مقبول باشد و به آن پاداش دهد بايد دو شرط را در خود متحقق سازد:

شرط اول اين است که بايد هدف از آن فقط الله تعالي باشد يعني براي الله تعالي خالص شدن.

شرط دوم اين است که از رسول گرامي پيروي کند يعني عملش موافق دستور رسول خدا ص باشد. پروردگار متعال مي فرمايد:( بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ)[16]«آري هرکس روي خود را تسليم الله تعالي نمايد در حالي که محسن است چنين فردي نزد پروردگارش پاداش دارد و براي اين گونه افراد نه ترسي از عاقبت کار است و نه اندوهي براي گذشته مي باشد».

تسليم نمودن صورت يعني اخلاص داشتن براي خدا و احسان همان تبعيت از رسول خدا ص و موافقت کردن با اوست.

الله تعالي به اجتماع نمودن بر اساس كتاب و سنت دستور داده و از تفرق و اختلاف نهي كرده است و رسول گرامي ص نيز به همين صورت به مجتمع شدن بر اساس كتاب و سنت دستور و از تفرقه و اختلاف نهي نموده است چون مجتمع شدن بر اساس كتاب و سنت موجب خير دنيا و آخرت و نتيجه آثار تفرقه ضرر دنيا و آخرت است.

دستور نيز احتياج به اهتمام شديد دارد چون هر چند زمان بگذرد تفرقه بسيار مي گردد و بر همين اساس گروه ها فزوني مي يابد و گرايش ها و مذاهب باطل متعدد مي شود. به همين خاطر بر هر مسلماني واجب است كه دقت كند هر چيزي موافق كتاب خدا و سنت رسولش ص بود و توسط هر فردي به دستش رسيد دريافت دارد چون حق گمشده مؤمن است و هر چيزي كه مخالف سنت رسول خدا ص بود هر چند اين امر در جماعت او نيز موجود و مشروط به مخالفت با كتاب خدا و سنت رسول  خدا ص باشد رها نمايد چون هركس نجات را براي خود طالب است هلاكت را نمي پذيرد و سهل انگاري در اين مورد سودمند نيست چون مسئله بهشت و جهنم است. انسان نبايد دچار تعصب و يا هواخواهي گردد و از همراهي با غير اهل سنت بپرهيزد چون در غير اين صورت خودش ضررمند و سرانجام، خويش را از راه نجات به سوي گمراهي خارج مي گرداند. اهل سنت و جماعت مخالفانشان هركسي كه باشند نمي توانند به آن ها آسيبي برسانند حال تو به صورت مشخص با آن ها باشي يا خالفتشان نمايي، فرقي ندارد اگر با آن ها باشي بايد خدا را شاكر باشي و آن ها نيز به همراهي شما خوشحالند چون خير را براي مردم خواهانند اما اگر با آن ها مخالفت نمايي به آن ها آسيبي نمي رساني چنان كه رسول خدا ص مي فرمايد:**لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَذَلِكَ**[17] «هميشه جمعي از امت من بر حق خواهند بود هركس قصد خوار نمودنشان را بنمايد قادر به آسيب رساندن به آن ها نخواهد بود تا اين كه دستور خدا فرا فرا مي رسد و آن ها همان گونه اند. » بنابراين مخالف جز به خود آسيب نمي رساند.

اعتبار در موافقت كردن با حق است سياهي لشكر ملاك نيست

معيار حقانيت موافقت كردن با حق است و بسيار بودن ملاك حقانيت نيست، لذا اگر تعداد كمي از مردم همراه حق باشند و حتي اگر در بعضي از دوران جز يك نفر با حق نباشد، او حق است و همان جماعت مي باشد پس لازمه جماعت بودن بسيار بودن نيست بلكه حقانيت و توافقش با كتاب و سنت است.

با اين وصف اگر اهل حق بسيار بودند، الحمد لله، اين باعث قوت است ولي اگر اكثريت با حق مخالفت كردند ما بايد حق را برگزينيم هرچند همراهانش كم باشند.

همان گونه كه رسول خدا ص به روي دادن تفرقه خبر داد و اين چنين هم شد چنان كه در طول زمان تفرقه و اختلاف شكل گرفت و اين امر تا قيامت نيز ادامه خواهد يافت و حكمت پروردگار متعال در اين است كه بندگانش را بيازمايد و كساني را كه طالب حق هستند از آن هايي كه اهواء و عصبيت را برمي گزيند مشخص گرداند چنان كه مي فرمايد: ( أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ﴿﴾ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ)[18]«آيا مردم گمان مي كنند به صرف اين كه گفتند ايمان آورديم رها مي شوند و مورد امتحان قرار نمي گيرند به درستي كه ما كساني كه پيش از آن ها بودند را مورد آزمايش و امتحان قرار داديم تا خداوند دروغگويان و صادقان را از هم تميز دهد» و باز مي فرمايد:(وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ﴿﴾إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ)[19]«هميشه در اختلاف خواهند بود مگر كساني را كه پروردگارت به او رحم كند و براي همين هم خلق شده اند و كلام پروردگارت به اتمام رسيد كه جهنم را از جن و انس پر كند» بنابراين روي دادن اين تفرقه و اختلاف آزمايشي از جانب خداوند متعال است كه در غير اين صورت او قادر بود همگي مردم را بر حق جمع گرداند چنان كه مي فرمايد:( وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى)[20]«اگر الله تعالي خواسته بود همگي آن ها را بر هدايت جمع مي گرداند». پروردگار متعال بر اين امر تواناست اما اقتضاي حكمتش اين است كه بندگان را به واسطه تفرقه و اختلاف بيازمايد تا با اين كار طالب حق را از خواهان اهواء و تعصب مشخص سازد.

عالمان امت در همه زمان ها و مكان ها به صورت مداوم از اختلاف نهي كرده و به چنگ زدن به كتاب و سنت رسول ص سفارش كرده اند و اين امر در كتاب هايشان كه به يادگار مانده است موجود مي باشد.

براي نمونه در كتاب صحيح بخاري مبحث جداگانه تحت عنوان: كتاب الاعتصام بالكتاب و السنة وجود دارد و در كتاب هاي عقايد بحث گروه هاي هلاك شده به ميان آمده و گروه نجات يافته را مورد امعان نظر و توجه و بررسي قرار داده اند. نزديك ترين آن براي شما شرح طحاويه كه هم اكنون جلو دست شماست مي باشد. هدف از آن بيان كردن حق از باطل در زمان تفرقه و اختلاف است پس بر ما واجب است به آن چيزي كه رسول خدا ص ما را بدان سفارش فرموده است عمل نماييم آن جا كه مي فرمايد:**فعليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين من بعدي** «بر شما لازم است كه به سنت من و سنت جانشينان هدايت يافته بعد از من عمل كنيد».

از اين خطر جز به وسيله چنگ زدن به كتاب خدا و سنت رسولش رهايي ممكن نيست و گمان مبر كه اين امر به آساني حاصل شدني است بلكه در آن مشقت و سختي وجود دارد و براي تحقق آن به صبر و پايداري نياز مي باشد، و چنگ زدن به حق مخصوصاً در آخر الزمان از جمله سختي ها و مشقت هاست و كسي كه به دينش متمسك و بر آن چنگ زند چون كسي است كه شعله آتش به دست گيرد چنان كه در حديث صحيح رسول گرامي ص بدان اشاره نموده است.

كسي كه به سنت رسول اكرم ص چنگ زند و بر منهج سلف امت قرار گيرد در آخر الزمان غريب خواهد افتاد چنان كه رسول الله ص مي فرمايد:**فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ الَّذِينَ يُصْلِحُونَ مَا أَفْسَدَ النَّاسُ مِنْ بَعْدِي مِنْ سُنَّتِي**[21] «خوشا به حال غريبان كساني كه آن چه را مردم بعد از من از سنتم به فساد مي كشانند اصلاح مي كنند». و در روايت ديگر آمده است:**الَّذِينَ يُصْلِحُونَ إِذَا فَسَدَ النَّاسُ**[22] «آن گاه كه مردم دچار فساد شدند آن ها اصلاح مي كنند».

براي انجام اين كار پيش از همه نياز به علم، ضروري است لذا علم به كتاب خدا و سنت رسولش ص و منهج سلف صالح و آن چه بر آن بوده اند مورد احتياج است و هركس متمسك به دين باشد محتاج صبر است چون در اين راه آزارها و اذيت ها به سالك مي رسد كه لازمه ماندن بر آن پايداري و صبر است به همين خاطر الله تعالي مي فرمايد:( وَالْعَصْرِ ﴿﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴿﴾إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ)[23] «سوگند به عصر، كه انسان در ضرر و زيان است جز كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده و به حق و صبر توصيه نموده اند».(تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ) دلالت دارد بر اين كه به خاطر ايمان و اعمالشان و سفارش كردنشان به حق دچار سختي و مشقت مي شوند و از جانب مردم اذيت و آزار مي بينند و مورد توبيخ و سرزنش قرار گرفته و تهديد مي شوند؛ و گاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و كشته مي شوند اما آن ها صبر خواهند كرد و به خاطر پايداريشان بر حق مورد پاداش قرار مي گيرند و هرگاه برايشان مشخص گردد كه دچار خطا و اشتباهي شده اند از آن برگشته و راه حق و راستي را در پيش مي گيرند چون هدف آن ها نيز همين است.

http://eeman.blagfa.com

|+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 19:30  توسط salah  | 

 
offshore