سؤال: سخن حق و قول راجح در مورد سرانجام اطفال مسلمانان و مشركين چيست؟ لطفاً با دلايل كتاب و سنت آن را به تفصيل توضيح دهيد.
جواب: منظور از اطفال تمام نونهالاني است كه قبل از رسيدن به سن بلوغ و حد تكليف مردهاند.
در مورد اطفال مسلمانان صحيح اين است كه آن ها همراه پدرانشان در بهشت بسر مي برند و آن ها را نزديك دروازه هاي بهشت نگه مي دارند و هنگام مرگشان در دعاي نماز ميت كه بر آن ها خوانده مي شود مي گوييم: (اللهم اجعله ذخرا لوالديه وفرطا وأجرا وشفيعا مجابا، اللهم ثقل به موازينهما إلخ...)
ابن كثير هنگام تفسير اين فرموده خداوند متعال:﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾[1] از طريق قاضي ابويعلي از امام احمد حكايت مي كند كه گفته است: در بهشتي بودنشان اختلافي وجود ندارد و به وسيله آيه 21 سوره طور به آن استدلال شده است:﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ﴾ «كساني كه ايمان آوردند، فرزندان مؤمنشان كه از آن ها پيروي كردند به آن ها ملحق ميگردانيم در حالي كه از عملشان چيزي نمي كاهيم. هركس در گرو كار خويش است».
اما در مورد اطفال مشركين كه قبل از بلوغ مرده اند و پدرانشان كافر بوده اند اختلاف بسياري وجود دارد كه ابن القيم در كتاب طريق الهجرتين در طبقه 14 از طبقات مكلفين در مورد آن سخن گفته است و هشت قول را در موردشان بيان كرده است كه آن را در اينجا مي آوريم:
1. در موردشان توقف كرده و به جهنمي و بهشتي بودن آن ها شهادت نداده است چنان كه در صحيحين از طريق ابن عباس و ابوهريره از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم روايت است كه هنگام سؤال از اولاد فوت شده مشركين فرمود: «الله أعلم بما كانوا عاملين»[2] «خداوند به آن چه مي كردند داناتر است».
2. آن ها در آتش هستند چنان كه ابوعقيل از بهيه از عايشه روايت كرده كه از رسول خدا صلي الله عليه وسلم در مورد اولاد مشركين سؤال كرده است كه در جواب مي فرمايد: «في النار»[3] «در آتش است» و ابو عقيل ضعيف است.
3. قول سوم اين است كه آن ها در بهشت هستند چنان كه در حديث سمره كه امام بخاري آن را روايت كرده آمده وقتي بيان داشت كه اطفال همراه ابراهيم خليل هستند، گفته شد: آيا فرزندان مشركان نيز اين گونه هستند؟ فرمود: اولاد مشركان نيز اين گونه اند[4].
4. آن ها چون اصحاب اعراف در مكاني بين بهشت و جهنم قرار دارند، سپس اين قول را انكار و رد مي نمايد.
5. آن ها تحت خواست و اراده پروردگارند. اين مورد قول مرجئه مي باشد.
6. آن ها خدمتكاران اهل بهشت هستند همان جواناني هستند كه خداوند متعال در كتابش از آن ها ياد كرده است﴿ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ﴾[5] «بچه هايي كه جاويدان هستند به دورشان مي گردند».
از دارقطني حديثي از انس به صورت مرفوع روايت شده كه:«سألت ربي للاهين من البشر أن لا يعذبهم، فأعطانيهم فهم خدام أهل الجنة»[6] «از خداوند براي اطفال بشر درخواست كردم كه آن ها را عذاب نكند آن را از من پذيرفت لذا آن ها خادمان اهل بهشت هستند».
7. هم چون پدرانشان در دنيا و آخرت بر آن ها نيز حكم مي شود همان گونه كه در دنيا مانند آن ها در موردشان قضاوت مي شود در آخرت نيز از جمله آن ها محسوب مي گردند يعني اگر بعد از مرگ اطفال پدرانشان مسلمان شدند همين طور در موردشان قضاوت و حكم ميشود.
8. آن ها در ميدان محشر امتحان مي شوند و در آنجا به سوي آن ها و همه حكم كساني كه دعوت انبياء در دنيا به آن ها ابلاغ نشده باشد روسل مبعوث مي گردد هركس از آن رسول اطاعت و فرمانبري كند وارد بهشت مي شود و هركس او را نافرماني نمايد وارد آتش ميگردد. لذا بر اين اساس بعضي در آتش و بعضي در جهنم قرار مي گيرند. سپس فرموده رسول خدا صلي الله عليه وسلم كه فرموده است: خداوند به آن چه انجام مي دادند داناتر است يعني هنگام امتحان و آزمايش آن ها آن چه براي خداوند در موردشان معلوم است آشكار ميگردد و كساني را كه خداوند در موردشان آگاه به خير يا شر و بديشان بود معلوم مي شوند لذا بر اساس همان علم خداوند در موردشان بر اساس شايستگي و اهليت پاداش يا عقاب داده مي شوند كه اخبار بسياري در اين زمينه وارد شده است كه ابن كثير هنگام تفسير آيه﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾[7] بعضي از اين روايات را ذكر مي نمايد و ابن قيم نيز در طبقه 14 در قول هشتم آن در كتاب طريق الهجرتين آن روايات را آورده است.
محكوم كردن به آتش جهنم براي كسي كه قبل از رسالت از دنيا رفته است
سؤال: روايت شده است كساني كه اهل فتره باشند امتحان مي شوند و روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در مورد بعضي از افرادي كه قبل از رسالت از دنيا رفته اند حكم به جهنمي بودنشان كرده است چنان كه مردي در مورد پدر خود از او سؤال مي كند مي فرمايد: «أبوك في النار» «پدرت در آتش است». سپس به او ميگويد: «إن أبي وأباك في النار» «پدر من و پدر تو در آتشند». حال سؤال اين است چگونه در موردشان حكم به عذاب كرده است در حالي كه قبل از آمدن رسول و ابلاغ رسالت از دنيا رفته اند؟ آيا آن ها از جمله اهل فتره محسوب نمي شوند؟
جواب: احاديث بسياري در مورد امتحان اهل فتره در آخرت وارد شده است كه ابن كثير در تفسير فرموده خداوند متعال﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾ و ابن القيم در كتاب طريق الهجرتين در طبقه چهارده از طبقات مكلفين آن را آورده اند .
حديث اول: مشهورترين آن ها حديث اسود بن سريع است كه امام احمد با سند صحيح آن را از رسول خدا صلي الله عليه وسلم روايت كرده است كه مي فرمايد: «أربعة يحتجون يوم القيامة، رجل أصم لا يسمع، ورجل هرم، ورجل أحمق، ورجل مات في الفترة وفيه: فيأخذ مواثيقهم ليطيعنه فيرسل إليهم رسول أن ادخلوا النار، فوالذي نفسي بيده لو دخلوها لكانت عليهم بردا وسلاما ثم رواه عن أبي هريرة وقال في آخره: فمن دخلها كانت عليه بردا وسلاما، ومن لم يدخلها رد إليها» «چهار نفر روز قيامت استدلال مي كنند؛ ناشنوايي كه نميشنود ، مرد كهن سالي و مردي كه عقل ندارد و مردي كه در فتره از دنيا رفته است. از آنها عهد و پيمان مي گيرند كه خداوند را فرمانبري كنند . او رسولي به نزدشان مي فرستد كه آن ها وارد آتش گردند. سوگند به كسي كه جانم در دست اوست اگر داخل شوند برايشان تبديل به سردي و سلامتي مي گردد سپس آن را از ابوهريره روايت مي كند و در آخر حديث مي گويد: هركس داخل شود براي او تبديل به سردي و سلامتي مي گردد و هركس بدان وارد نشود او را به آتش برمي گردانند».
حديث دوم: محمد بن يحيي الذهلي و بزار از طريق عطيه العوفي از ابوسعيد خدري روايت كرده اند كه گفت: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: «الهالك في الفترة، والمعتوه والمولود يقول الهالك في الفترة لم يأتني كتاب، ويقول المعتوه: رب لم تجعل لي عقلا أعقل به خيرا ولا شرا، ويقول المولود: رب لم أدرك العقل، فترفع لهم نار فيقال لهم: ردوها، قال: فيردها من كان في علم الله سعيدا لو أدرك العمل، ويمسك عنها من كان في علم الله شقيا لو أدرك العمل، فيقول: إياي عصيتم فكيف لو أن رسلي أتتكم وفي رواية البزار فكيف برسلي بالغيب قال البزار لا يعرف إلا من طريق عطية عنه» «كسي كه در فتره بميرد و معتوه و مولود. اولي مي گويد: رسالتي به من ابلاغ نشد و معتوه مي گويد: پروردگارا ، براي من عقل قرار نداديد تا به وسيله آن خير و بدي را بفهمم و مولود مي گويد: پروردگارا من قادر به تعقل نبودم. آنگاه آتش برايشان مهيا مي شود و گفته مي شود بدان وارد شويد؛ آنگاه هركس در صورت مواجهه با عمل در علم خداوند سعادتمند مي شد بدان وارد مي شود و هركس در علم خداوند در صورت مواجهه با عمل شقاوتمند مي شد از ورود بدان خودداري مي كند آن وقت به آن ها گفته مي شود: خودم را نافرماني و معصيت كرديد حال اگر رسولانم نزد شما مي آمدند چگونه با آن ها معامله مي نموديد. و در روايت بزار آمده: چگونه با رسولان من معامله مي نموديد در حالي كه آن ها شما را به ايمان به غيب دعوت مي نمودند و بزار ميگويد: اين روايت جز از طريق عطيه شناخته نشده است».
حديث سوم: محمد بن مبارك صوري با سند خود از معاذ بن جبل از رسول خدا صلي الله عليه وسلم روايت مي كند كه فرمود: «يؤتى يوم القيامة بالممسوخ عقلا، وبالهالك في الفترة وبالهالك صغيرا، فيقول الممسوخ: يا رب لو آتيتني عقلا ما كان من آتيته عقلا بأسعد مني، وذكر في الهالك في الفترة والصغير نحو ذلك، فيقول الرب عز وجل: إني آمركم بأمر فتطيعوني فيقولون: نعم، فيقول: اذهبوا فادخلوا النار، قال: ولو دخلوها ما ضرتهم، فتخرج عليهم قوابض فيظنون أنها قد أهلكت ما خلق الله من شيء، فيرجعون سراعا ثم يأمرهم الثانية فيرجعون كذلك، فيقول الرب عز وجل: قبل أن أخلقكم علمت ما أنتم عاملون وعلى علمي خلقتكم وإلى علمي تصيرون، ضميهم، فتأخذهم النار» «روز قيامت ، كسي كه عقل نداشته باشد و كسي كه در دوران فترت و يا كودكي از دنيا رفته اند حاضر مي شوند؛ فردي كه فاقد عقل بوده است مي گويد: پروردگارا! اگر همچون كسي كه به او عقل داده ايد به من هم عقل مي داديد او از من خوشبخت تر نمي بود و اهل فترت و كودك نيز امثال اين سخن را بيان ميدارند. آنگاه پروردگار متعال مي فرمايد: من شما را به چيزي دستور مي دهم پس مرا اطاعت كنيد. جواب مي دهند: آماده اطاعتيم. مي فرمايد: برويد و به آن آتش داخل شويد. گفت: اگر داخل مي شدند، آسيبي به آن ها نمي رساند. پس مأموراني بر آن ها وارد شده و گمان مي كنند هر آن چه را خداوند آفريده است نابود مي كنند. لذا به سرعت برمي گردند آنگاه است كه براي بار دوم به آن ها دستور داده مي شود ولي به همان صورت برمي گردند. سپس پروردگار متعال مي فرمايد: قبل از آفرينش شما آن چه را انجام دهنده اش هستيد را دانستم لذا بر اساس علم خويش شما را بيافريدم و مسير حركت شما نيز بر اساس علم من است، آن ها را در هم گير! پس آتش آن ها را در برمي گيرد». در اسناد اين حديث ضعف وجود دارد اما به وسيله شواهد و طريق هاي روايتي ديگر راه و احاديثي كه ابن كثير و غير او روايت كرده اند تقويت مي گردد.
مجموع اين احاديث جنس امتحان را در روز قيامت ثابت مي نمايد و اين بدان سبب است كه خداوند كسي را كه مستحق عذاب نباشد بدان دچار نمي گرداند .
ابن القيم و ابن كثير از ابن عبدالبر نقل كرده اند كه گفته است: اهل علم، احاديث وارد شده در اين موضوع را انكار كرده اند چون آخرت دنياي عمل كردن و آزمايش نيست. چگونه مكلف به وارد شدن در آتش مي شوند چيزي كه در توانايي مخلوقات نيست و خداوند نيز هيچ موجودي را به بيشتر از حد توانايي مكلف نخواهد كرد. ابن القيم به چند صورت آن را جواب داده است: از جمله آن ها مي گويد: اهل علم بر انكار آن اتفاق نكرده اند بلكه بعضي از احاديث وارد شده را صحيح دانسته اند چنان كه حديث اسود را كه امام احمد و اسحاق و ابن المديني روايت كرده اند بهتر از بسياري از احاديث احكام است. ابوالحسن اشعري نيز همين تلقي و نظر را از اهل سنت نقل كرده است و اين مي رساند كه آن ها به احاديث عمل كرده اند. بيهقي در اعتقاد خويش بيان داشته كه بعضي از ائمه بر امتحان انگشت نهاده و گفته اند امتحان تا زمان وارد شدن به بهشت پايان نمي پذيرد كه از آن جمله در صحيح روايتي در مورد آخرين نفري كه وارد بهشت مي شود آمده است كه پروردگارش از او عهد و پيمان مي گيرد كه چيزي ديگر از او نخواهد ولي باز هم مي خواهد و درخواست مي كند آنگاه خداوند مي فرمايد: واي بر تو اي بني آدم چقدر خلاف وعده مي كني؛ و اين كار خلاف پيماني است كه با خدا بسته است و هم چنين فرموده خداوند متعال در سوره قلم آيه 46:﴿وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ﴾ كه آن ها را به سجده كردن دستور مي دهند اما نمي توانند. اين آيه به صراحت بيان مي دارد كه در روز قيامت دعوت به سجده كردن مي شوند، چيزي كه كافران قادر به انجام آن نيستند.
اما در مورد آن هايي كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم به طور قطعي در مورد جهنمي بودنشان حكم مي دهد، شايد به آن سبب باشد كه بر آن امر مطلع گشته است همان گونه كه قبلاً بيان شد در مورد عمرو بن لحي فرمود:او روده هايش را در آتش با خود مي كشد چون او اولين كسي است كه دين ابراهيم را تغيير داد.
همين طور در حديث ابن مسعود كه ابوداود آن را در سنن خود آورده است آمده: «الوائدة والموؤودة في النار» «كسي كه دختران را زنده به گور مي كرد و هم اطفال زنده به گور شده به خاطر ترس از فقر و تهيدستي هر دو در آتشند» و در روايت ديگر آمده:«إلا أن تدرك الوائدة الإسلام فتسلم» «مگر اين كه كسي كه دختران را زنده به گور كرده است اسلام را درك نموده و مسلمان شده باشد». ابن كثير اين حديث را بيان و گفته اسناد آن صحيح است.[8]
هم چنين مشركان عرب باقيمانده دين اسماعيل را وارث بودند و در كفر و بت پرستي از پدران خويش تقليد كرده بودند كه به همين خاطر مانعي در عذاب كردنشان وجود ندارد و محكوم به آتش هستند؛ و اگر در ميان آن ها كسي باشد كه حجت بر او برپا نگشته است و در جهل و دوري از شرع خداوند زيسته است و جستجو و بحث از دين صحيح برايش ممكن نبوده است چنين فردي حكم اهل فتره و اولاد مشركان بر او جاري است اما كسي كه قادر به جستجو و بحث است و داراي عقل و ادراك مي باشد و نزد خود آثار و بقاياي دين ابراهيم و اسماعيل را دارد و با اين اوصاف بر عبادت غير خدا اصرار مي ورزد در عين حال كه معترف است الله تعالي پروردگار و خالق همه اشياء و موجودات مي باشد و اين را از طريق پدران و اجداد خويش دريافت نموده است و در هنگام شدائد و سختي خالصانه براي خداوند عبادت مي نمايد و مي داند براي رهايي از شدائد نجات دهنده اي جز الله ندارد ولي باز به شرك برمي گردد و اين حال مشركين عرب است با اين اوصاف هنگامي كه حديثي هم وارد ميشود و بر آن انگشت مي گذارد مانعي نيست كه به طور قطع آن ها را جهنمي بدانيم؛ و خداوند بين بندگانش حكم مي كند و بدان كه پروردگارت به هيچ كس ظلم نخواهد كرد و جز كسي را كه مستحق عذاب باشد عذاب نخواهد داد و اهل آتش همان گونه كه خداوند از زبانشان باز ميگويد معترفند كه اگر ما مي شنيديم و انديشه و تعقل مي نموديم جزو ياران آتش نميشديم ﴿وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾[9].
اين چيزي بود كه براي من آشكار شده است و هركس جواب ديگري غير از اين و دلايلي بر نظرات خويش دارد آن را بيان نمايد. سيوطي رساله اي در نجات پدر و مادر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم نگاشته كه هم اكنون در الحاوي چاپ شده است در حالي كه خود را در آن به سختي انداخته است و احاديث صحيح را انكار و رد نموده است اما استاد ما شيخ عبدالعزيز بن باز و ديگران سخنانش را رد كرده و نپذيرفته اند. و الله اعم
و صلي الله علي محمد و آله وصحبه وسلم
[1] اسراء 15
[2] أخرجه البخاري برقم (1384) ومسلم برقم (2660)
[3] أخرجه الإمام أحمد في مسنده
[4] أخرجه البخاري برقم (7047) في التعبير، باب: تعبير الرؤيا بعد صلاة الصبح
[5] واقعه 17
[6] الباني در 1881مي گويد: خلاصه كلام در مورد اين فرموده اين است كه من به وسيله مجموع طروق روايت آن را حسن ميدانم.
[7] اسراء 15
[8] در سراج المنير اين گونه آمده است كه: سبب اين حديث اين است كه از رسول خدا صلي الله عليه وسلم در مورد زني سؤال شد كه دخترش زنده به گور شده است فرمود:«الوائده و الموؤودة في النار» بنابراين جايز نيست اطفال كفار را محكوم به عذاب كنيم به واسطه اين حديث، چون اين واقعه اي معين در مورد شخص معيني است .
[9] ملك 10