تبليغاتX
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
نقد و معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده رهبر حزب مکتب قرآن کردستان
هركس جز اسلام از دين دیگری پیروی کند كافر است

 

كسي كه بعد از آمدن اسلام بميرد

سؤال: كسي كه بعد از آمدن اسلام بميرد اما اسلام به او ابلاغ نگردد و يا به صورت ناقص و تحريف شده به او ابلاغ شود - دين صحيح بر او عرضه نشود- آيا چنين كسي از جمله اهل فتره به حساب مي آيد؟

جواب: بدون ترديد نوع انسان مكلف، مأمور و نهي شده است و نسبت به پروردگار خويش واجباتي بر عهده دارد و خداوند نوع بشر را به تكليفاتي اختصاص داده است و او را به خاطر عقل و تشخصي دادن برتري داده است. پس هرگاه عقلش كامل شد عبادات و فرائض ديني و ترك نمودن محرمات بر او واجب مي شود و هرگاه نسبت به آن دچار جهل شود بر او لازم است جستجو كند و سؤال نمايد كه براي چه چيز آفريده شده است و هرگاه در صورت قدرت نسبت به آن كوتاهي كند مورد سرزنش و بازخواست قرار مي گيرد.

بدون شك در طول زمان ها كساني يافت مي شوند كه اسلام را نشناسند و خبري از آن به آن ها نرسيده باشد يا به صورت تحريف شده و ناقص خبر آن را دريافت داشته اند و قادر نبوده اند به نزد كسي كه اسلام و توحيد صحيح را مي داند رفته و آن را بياموزند چنين افرادي نيز معذور و به اهل فترات ملحق هستند اما غالب در اين گونه موارد اين است كه آن ها از پيشينيان خويش تقليد مي كنند و از آن هايي كه مانع هدايتشان گشته اند پيروي مي كنند لذا همراه آن ها دچار عذاب مي شوند چنان كه خداوند متعال مي فرمايد:﴿قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَكِنْ لَا تَعْلَمُونَ وَقَالَتْ أُولَاهُمْ لِأُخْرَاهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ﴾[1] «دنباله روان به رفته گان قبل از خود گفتند: پروردگارا اين ها ما را گمراه كردند عذاب آن ها را در آتش چند برابر كن. جواب آمد: عذاب براي همه است اما شما نمي دانيد. پيش رفته گان به پيروان گفتند: شما فضيلتي بر ما نداريد بنابراين به سبب آن چه كسب كرديد عذاب را بچشيد». در آيه منظور از أخراهم دنباله روان هستند كه به وسيله كسان قبل از خود گمراه شدند.

و مي فرمايد:﴿إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا﴾[2] «هنگامي كه پيروي شدگان از پيروي كنندگان زماني كه عذاب را مشاهده كردند دوري و برائت جستند آن گاه كه اسباب همگي منقطع شده بود در چنين وضعي پيروي كنندگان گفتند: كاش براي ما بازگشتي بود تا همان گونه كه آن ها از ما برائت نمودند ما هم از آن ها برائت مي جستيم». منظور از پيروان، فرزندان و متأخران هستند كه به وسيله ماقبل خود دچار گمراهي شدند و از حال آن ها زماني كه عذاب را مشاهده و دستشان از هر سببي كوتاه گشته خبر داده است.

خداوند متعال مي فرمايد:﴿فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ﴾[3] «ضعفا به مستكبرين گفتند: ما از شما پيروي كرديم آيا شما مي توانيد ما را از عذاب خداوند برهانيد مي گويند: اگر خداوند را هدايت كرده بود ما نيز شما را راهنمايي مي كرديم». ضعفا همان فرزندان و نوه ها و كساني هستند كه از رفته گان قبل از خود تقليد كردند ولي آن ها قادر به نجاتشان از عذاب نبودند و مي فرمايد:﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَ﴾[4] «و گويند: خداوندا ما از رهبران و بزرگان خويش پيروي كرديم و آن ها ما را از راه گمراه نمودند». آري به خاطر پيروي كردن بزرگانشان در گمراهي دچار عذاب شدند. و خداوند مي فرمايد:﴿وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ﴾[5] «مستضعفان به مستكبران گفتند: اگر شما نبوديد ما ايمان مي آورديم»﴿بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَنْدَادًا﴾[6] «بلكه شب و روز انديشيديد و ما را دستور داديد كه به خداوند متعال كافر شويم و نظير و شبيه براي او قرار دهيم».

خداوند متعال در موردشان، زماني كه در آتش هستند، مي گويد:﴿قَالُوا بَلْ أَنْتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ﴾[7] «اهل دوزج در جواب گويند: بدا به احوال خود شما زيرا خودتان آن را براي ما پيش فرستاديد كه بسيار آرامگاه بدي است. و گويند: پروردگارا كسي كه باعث اين عذاب براي ما شد عذابش را در آتش چند برابر بيفزاي» و مي فرمايد:﴿لِيَحْمَلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾[8] «بايد روز قيامت هم بردارنده گناهان خويش باشند و هم گناه كساني را كه بدون علم و شناخت گمراه كرده اند را حمل كنند». و در حديث ‌آمده است:«من دعا إلى ضلالة كان عليه وزرها ووزر من عمل بها لا ينقص ذلك من أوزارهم شيئا»[9] «هركس به گمراهي دعوت كند گناهش بر عهده اوست و گناه كسي كه به آن عمل مي كند نيز بدون اين كه ذره اي از گناه عمل كننده اش كاسته شود نيز بر عهده او مي باشد».

تمام اين دلايل و امثال اين ها در مورد پيروان و دنباله داران مي باشد كه همراه رهبران و بزرگانشان كه دعوت كننده آن ها به گمراهي بوده اند و در كفر و شرك انداخته اند دچار عذاب مي شدند و اين مي رساند كه چنين پيرواني برايشان ممكن بوده است كه از حق پيروي نمايند حقي كه بعد از انبياء و رسولان نيز موجود بوده است و به وسيله كساني كه شياطين آن ها را فريفته بودند تغير داده شده بود.

در حديث ثابت است كه رسول گرامي صلي الله عليه وسلم فرمود:«رأيت عمرو بن لحي يجر قصبه في النار، وهو أول من غيّر دين إبراهيم»[10] «عمرو بن لحي را در آتش ديدم كه روده هايش را با خود مي كشد» و در حديث ابن مسعود از رسول خدا صلي الله عليه وسلم آمده است: «إن أول من سيب السوائب وعبد الأصنام أبو خزاعة عمرو بن عامر»[11] «اول كسي كه رها كردن شتر و ممنوعيت استفاده از آن و بت پرستي را رايج نمود ابوخزاعه عمرو بن عامر است».

ابن كثير زماني كه در تفسيرش به اين فرموده خداوند متعال مي رسد:﴿مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ﴾ احاديثي را كه در اين زمينه وارد شده اند را مي آورد سپس مي گويد: عمرو بن لحي بن قمعه يكي از بزرگان قبيله خزاعه مي باشد كه متولي بيت الله بودند، اولين كسي كه دين ابراهيم خليل را تغيير داد همين فرد است. بت را وارد حجاز نمود و مردم را به پرستش و تقرب جستن به آن ها دعوت نمود و اين قوانين جاهلي در مورد حيوانات و مسائل ديگر را برايشان وضع نمود.

حديث مذكور مي رساند كه ملت عرب بر دين ابراهيم و اسماعيل بودند و اين تغييرات بعدها به وسيله عمرو بن لحي و ديگران در بينشان ايجاد شد.

بدون شك عرب ها مي دانستند كه دينشان باطل است همان گونه كه بعضي از آن ها چون قس بن ساعده و زيد بن عمرو بن نفيل و ورقه بن نوفل از آن آگاهي داشته اند و در شرح حال و اخبارشان آمده است كه آن ها آن چه قومشان و مردم سرزمينشان از شرك و عبادت بت بدان مبتلا شده اند را مورد انكار قرار داده اند، بعضي چون زيد بن عمرو عبادت غير خدا را رها كرده اند كه در موردش رسول خدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:(إنه يبعث يوم القيامة أمة وحده) «او در روز آخرت به صورت كي امت تنها مبعوث مي شود» و مي فرمايد: (رأيته في الجنة يسحب ذيولا)[12] «او را در بهشت ديدم كه اطراف لباسش را با خود مي‌كشيد».

هم چنين آن چه در خطبه قس بن ساعده آمده دلالت بر دين صحيح مي نمايد كه به وسيله نشانه ها و مخلوقات بر وحدانيت خداوند متعال استدلال مي نمايد.

اما در مورد ديگران در حديث عرباض بن حمار آمده است كه:«أن الله نظر إلى أهل الأرض فمقتهم عربهم وعجمهم إلا بقايا من أهل الكتاب»[13] «خداوند اهل زمين را ملاحظه نمود آن گاه بر عرب و غير عرب خشمگين شد جز كساني كه از باقيمانده هاي اهل كتاب بودند» و اين مي‌رساند كه در زمين كساني بوده اند كه به دين رسيده از اهل كتاب چنگ زده بودند و همين طور داستان سلمان فارسي كه از عالمي پيش عالم ديگر مي رود و توحيد و عبادت مي آموزد و سرانجام به مدينه هجرت مي كند نيز دلالت بر همين امر دارد.

سرانجام اطفال مسلمانان و مشركان



[1] اعراف 38

[2] بقره 166

[3] ابراهيم 21

[4] احزاب 67

[5] سبأ 31

[6] سبأ 33

[7] ص 60

[8] نحل 25

[9] أخرجه مسلم برقم (2674)

[10] أخرجه البخاري برقم (3520) ومسلم برقم (2856)

[11] أخرجه أحمد في مسنده: احمد شاكر در تحقيق خود بر مسند امام احمد سند آن را ضعيف مي داند سپس گفته است متن حديث صحيح است ؛ احمد ، بخاري و مسلم آن را روايت كرده اند.

در مورد سوائب احمد شاكر در تحقيقي كه بر مسند امام احمد داشته در زير همين حديث از ابن اثير نقل مي كند كه فرموده است: هرگاه فردي مي خواست براي قدوم مسافري يا بهبودي يك بيماري يا چيز ديگر نذر كند مي گفت: شتر من سائبه باشد ديگر از آب و چريدن منع نمي شد و كسي حق نداشت از شير آن يا حمل آن استفاده كند اصل آن از تسييب الدواب است و آن رها كردن حيوان است كه هرگونه بخواهد رفت و آمد داشته باشد چيزي كه قرآن كريم نهي فرموده است﴿ ما جعل الله من بحيرة ولا سائبة﴾ [سورة المائدة، الآية: 103]

[12] آثار وارده در مورد زيد بن عمرو را ابن كثير در البداية و النهاية (2/221-226) آورده است.

[13] أخرجه مسلم برقم (2865)

|+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:24  توسط salah  | 

 
offshore