تبليغاتX
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
نقد و معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده رهبر حزب مکتب قرآن کردستان

رد دیدگاه احمد مفتی زاده (موسس حزب مکتب)در خصوص

 

 تعریف اسلام

 

نویسنده و محقق: عبدالمتین 

 مفتي زاده بر خلاف علماي سلف و خلف دايره اسلام را آنچنان  وسيع ميگرداند كه اهل كتاب و پيروان اديان منسوخ شده  را نيز شامل می گردد و ايمان به رسالت محمد صلی الله علیه وسلم را  شرط مسلمان بودن  نميداند ودر اين ميان به هيچ برداشتي ازائمه اهل اسلام استناد نمي جويد و متاسفانه عامدانه و يا جاهلانه برداشت خيالبافانه خويش از اسلام را در قالب يك ذوق فيلسوف مآبانه به خورد همراهان ميدهد در حالي كه قرآن دين را فقط اسلام ميداند و آن را منحصر در دين محمد صلی الله و علیه وسلم  قرارميدهد چنانكه ميفرمايد : «قُلْ آَمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (84) وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآَخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ »(85) بگو ما به الله و آنچه بر ما نازل كرده و آنچه را برابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و باقي پيامبران نازل نموده است ايمان داريم و به هر آنچه بر موسي و عيسي و همه پیامبران صلوات الله و سلامه علیهم  نازل کرده ايمان داريم و ميان هيچكدام از آنها فرقي نمي نهيم و ما مسلمانیم و خود را براي او خالص كرده ايم . و هر كس به جز اين اسلام براي خود ديني را برگزيند هرگز ازاو پذيرفته نمي شود و در آخرت جزو زيانمندان قرار ميگيرد ." آری کسی که جز همان اسلامی که ، در آن ایمان به همه انبیاء  جمع است دین دیگری را برای خود برگزیند از او پذیرفته نمیشود ، و تنها دینی که میان هیچکدام از پیامبران الهی در آن فرقی به چشم نمیخورد و ایمان به همگی آنها را واجب میداند اسلام است  

 اهل كتاب به بعضي ايمان و به بعض ديگر كافرند و این ایمانی نیست که خداوند آن را از بندگانش طلبیده است لذا  در قرآن تنها يك پذيرش مقبول است که برایش مثال میزند ،  ايماني كه ياران محمد صلي الله  عليه وسلم بوسيله آن به بندگي خداوند متعال راه يافتند تنها راهی است که انسان را به هدایت مطلوب و مورد رضای خالق متعال میرساند  چناكه ميفرمايد:« فَإِنْ آَمَنُوا بِمِثْلِ مَا آَمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »(137)اگر همانگونه كه شما ايمان آورديد ايمان آوردند به درستي كه هدايت يافته اند ولي اگر روي برتافتند دچار اختلاف و بدبختي شده اند آنگاه خداوند ترا کفایت است که او شنوا و به همه امور دانا است . در توضيح اسلام رسول گرامي صلی الله علیه و سلم  شهادتين را با هم ، همراه اركان اسلام به عنوان اسلام ، بيان ميدارد همان كسي كه به نص قران بيان كننده و شارح قرآن است " لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ [1]" آري رسول گرامي از طرف پروردگار عالم مامور به شرح و تفسير قرآن است و چنانکه معلوم است است او همان گونه كه مشركان را دعوت به اسلام و پذيرش رسالت خود كرد به همان صورت از اهل كتاب جز اسلام را نپذيرفت و قبل از رحلت مامور گرديد كه همان اسلام را به عنوان دين كامل و خاتم و مورد رضاي خداوند  به جهانيان اعلام دارد« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» [2]" امروز دينم را برايتان كامل و نعمتم را برايتان تمام و راضي شدم اين اسلام دين شما باشد و ماموريت اين ابلاغ توسط همان رسولي صورت گرفت كه خاتم رسولان و پيامبر براي همه عالم است « وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (28) [3]" ما ترا رسولي براي همه مردم قرار داديم . ابن عثيمن در شرح ثلاثه الاصول گويد : اسلام بعد از بعثت پيامبر به همان چيزي كه محمد صلي الله عليه و سلم بدان مبعوث گشته اختصاص دارد چون آنچه پيامبر اسلام بدان مبعوث شده نسخ كننده جميع ادياني است كه قبلا بوده اند پس تنها پيروان آن  مسلمان هستند و مخالفانش  مسلمان نيستند و پيروان هر پیامبر  در زمان رسولان خود ، چنانکه  يهود در زمان موسي عليه السلام و نصاري در زمان عيسي عليه السلام مسلمان بوده اند اما از آن زمان كه محمد صلي الله و عليه و سلم مبعوث گشت و آنها به او كافر شدند ديگر مسلمان نيستنند اما آقاي مفتي زاده يكي از معاني پذيرفتني اسلام را اديان اللهي به معني عام خود ميداند چنانكه ميگويد :

اسلام در پنج معني بكار برده مي شود كه دو معني آن را اینگومه بیان میدارد( : 1- همه اديان الهي 2- آخرين و كاملترين نظام ديني كه بوسيله محمد صلي الله عليه و سلم تبليغ شده..[4] )

و معتقد است اصلا اسلام در زمان ما ، مصداق خارجي ندارد هر چيز كه وجود دارد به صورت صوري و اسمي است چنانكه ميگويد : ( مسلمان در زمان ما شامل ما صدق هايي است صوري و يا اسمي كه به اعتبار اندازه ايمان و عمل، درجات فراوان دارد و ما ناچار از اين واقعيت صرف نظر ميكنيم.[5] ) به همين دليل همانگونه كه مسلمانان را مسلمانان حقيقي نمي پندارد بلكه آنها را مسلمانان درصدي ميداند وهمين  قائده درصد را وسيله تشخيص نامسلمانان  نيز قرار ميدهد و و در نتيجه در اين سنگين و سبك كردن ، ارزش اعمال نامسلماني را تا آن درجه بالا ميبرد كه مورد غبطه هر مسلماني قرار گيرد همانگونه كه در سخنراني معروفش از لومومباي كمونيست به عنوان محبوبان خدا ياد ميكند چون معتقد است اين ملحد مؤمن براي منافع خلق با استعمار سياه جنگيده و مورد نفرت حکومت سرمايه داري بوده است .لذا نامسلمان بودن را مرادف كفر نمي انگارد چنانكه ميگويد :

(( هميشه، مسلمان نبودن، مساوي كافر بودن يا منافق بودن نيست زيرا ممكن است كسي مسلمان نباشد اما اين نامسلماني بدليل پيدا نكردن شناخت و تصور مؤثر و انگيزنده نسبت به دين اسلام باشد كه در اين صورت چون جزء اول از اجزاي كفر و نفاق(حصول شناخت) حاصل نشده، آن شخص نه كافر بحساب مي آيد نه منافق، بلكه او در اينصورت غير مبعوث و غير مكلف است هر چند حتي در يك جامعه و يك خانواده مسلمان اسمي هم زندگي كند(آن اسلام اسمي با اسلام راستين تفاوت دارد و نمي تواند وسيله اي براي شناخت اسلام راستين گردد و لذا حجتي براي واداشتن مردم به پذيرش اسلام به حساب نمي آيد) اين اصل در مورد يك يك مسائل اسلامي هم صادق است و ممكن است يك مسلمان حتي در بنيادي ترين مسائل مانند توحيد از موازين اسلامي منحرف باشد ولي كافر يا منافق بحساب نيايد و حتي به دليل اينكه تا آنجا كه اسلام را شناخته، آنرا پذيرفته او را مسلمان هم مي شناسيم.)[6]  اشتباه اساسي مفتي زاده در اين تئوري پردازي اين است كه كفر را درانکار عالمانه منحصر ميدارد و حال آنكه يكي از انواع كفر ، كفر جهل است چون از هدايت روي بر مي تابند و ازوسايل خدادادي براي هدايت سود نمي جويند و در نهايت در جهل مي مانند چنانکه کتاب پروردگار عالم به آن ناطق است  « وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آَذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (179) »[7]" آری دل دارند ولی آن را وسیله تفقه برای درک حقایق قرار نمیدهند و گوش دارند اما آن را در مقابل شنیدن حقایق بسته اند و چشم دارند ولی حقایق را با آن نمی نگرند .  لذا روح تقليد از نيكان آنها را كور كرده و پيروي از بزرگان آنها را در سراشيب جهنم قرار داده است  چيزي كه کافران در دوزخ نيز می خواهند آن را به عنوان عذر مقبول و وسیله نجات خویش قرار دهند اما هنگام تمسك به آن عذرشان مورد قبول واقع نميگردد ، گويند : پروردگارا ما از بزرگان و رهبرانمان پيروي كرديم آنها مارا گمراه كردند و سرانجام رهبران از آنها بيزاري ميجويند چنانكه در سوره بقره  ميفرمايد : « إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ »(166)[8] هنگامي كه عذاب مشاهده و همه اسباب منقطع گرديد رهبران پيروي شده از دنباله روان خويش برائت ميجويند« كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ » اما در اینجا  سرانجامي جز ماندن در عذاب خداوند وجود ندارد ، چون قيامت نتيجه اعمال و رفتار انسان در دنياست و گناه اينها نير اعراض از دين خدا و رويگرداني از هدايت بود .

سرانجام مفتي زاده آنچنان راه تفريط را مي پيمايد كه حتي داشتن عقيده كفري را هم براي افراد توجيه و چيزي عادي جلوه مي دهد لذا براي برچيده شدن برائت از كافران و ويران كردن دو اصل اساسي تولي و تبري در اسلام وجود هر نوع عقيدة کفری را در میان اهلش برای آنها تاویل ميکند چنانكه گويد : (( اگر مسلماني بدون عمد حتي توحيدش هم، آلوده به انواع عقايد و طرز تفكر هاي شرك آميز باشد نمي توانيم عقيده اش را كفر بشماريم و نه خود او را كافر ، چون كفر عدم پذيرش قلبي و آگاهانه است پس از حصول شناخت و معرفت.))[9]  اين ديگر چيز بسيار عجيبي است تا حال كسي را كافر نميدانست حالا با عقايد كفري هم دارد آشتي ميكند و اعلام مي دارد اگر مسلماني عقيده كفري داشته باشد اعتقادش را كفر نميدانيم در حالي كه اگر كسي عقيده كفري را كفر نپندارد خودش كافر مي شود چون لازمه آن  تكذيب  دين است و اینکه خداوند چيزي را كفر دانسته باشد  اما دیگری از پذیرش آن امتناع ورزد همان تکذیب است  ، چون  کفر امر روشنی است و خالق بشر آن را برای بندگانش روشن گردانده است برای نمونه انکار خداوند و اسماء و صفاتش و انکار پیامبران و قیامت و قضا و قدر وحلال و حرام شرعی که به اجماع ثابت است کفر میباشد و هم مرتکب آن کافر میشود هم کارش نیز کفر است لذا خلیل خدا ابراهیم مآمور برائت از کفر و اهل آن می گردد آنجا که در قرآن ابراهيم را به عنوان اسوه معرفي ميدارد در موردش مي فرمايد ابراهيم به قومش گفت : « قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآَءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ  »[10] من كافر به شما و هر آنچه جز خدا عبادت ميكنيد هستم .  اصلا لازمه ايمان به حق ، كفر به باطل است در آيه  256  بقره ريسمان محكم را قبل از ايمان به الله كفر به طاغوت  ميداند چيزي كه در همان دعوت  اول و آخر اسلام نيز موجود است ""   لا اله الا الله .""  و با اين توضيحات كه آقاي مفتي زاده ميدهد عموما حدفاصل اسلام و كفر را به هم ميزند طوری که ديگر تشخيص مسلمان و كافر از همديگر مشكل و در نتيجه مسلمان در مسايل احكام زندگي نیز دچار سرگرداني ميشود چون احكام محارم و ازدواج و طلاق و ارث و بسياري از مسايل ديگر مبتني بر همين شناخت ظاهري اسلام و كفر است كه ايشان آن را با طرح این ایده ها خواسته یا ناخواسته ازمیان بر می دارد چنانکه  ميگويد : (( مسلمان، امروز عموماً مبني بر شبهه است، پس  هر جا كه بحث مي شود از مسلمان مكتبي كه ضوابط برايش مطرح است منظور ما، هر مسلماني است كه بنا به مكتب فقهي و معتقدات مذهبي خاص خود تا آنجا كه تكليف دارد، داراي ايمان و عمل باشد.))[11]  و با این حساب آیا راهی برای بیان حق میماند ؟ اگر تکلیف همان عمل نمودن به اعتقادات خاص مذهبی و فرقه ای شخص  باشد وانجام عبادات در این حوزه تعریف شود و انجام چنین کاری نیز ممدوح و باعث نجات و سعادت گردد در آن صورت تشخیص حق از باطل چگونه صورت گیرد؟ بنابراین چگونه میتوان اهل بدعتی را به سنت دعوت کرد و چگونه یک مسلمان آلوده به شرک را از آن باز داشت ؟ با ترویج این اندیشه ها به جز اینکه تاویل کننده افکار و اعمال گمراهان عالم باشیم چه امر خیری را تحقق بخشیده ایم ؟  مگر رسول گرامی نفرمود : * ترکتکم علی المحجه البیضاء لیلها کنهارها لا یزیغ عنها بعدی الا هالک *  شما را  در چنان حالتی از روشنائی دینی به جا میگذارم که شب و روز آن مانند هم است طوری که بعد از من جز گمراه از آن روی بر نمی تابد ، مگر رسول گرامی صلي الله عليه وسلم  نفرمود :* لا تزال طائفه من امتی علی الحق منصوره لا یضرهم من خالفهم حتی یاتیهم الساعه  * گروه و طایفه ای از امت من همواره و تا روز قیامت خواهند ماند که مورد نصرت پروردگارند و هر کس  با آنها مخالفت کند تمی تواند به آنها آسیبی برساند ، اما متاسفانه مفتی زاده کمتر از هر مکتب و مشربی از اسلام متاثر شده است چون این احادیث در کتب صحاح موجودند و ممکن نیست کسی با الفبای دین اشنا باشد ولی این احادیث از دید وی پنهان مانده باشد اما متاسفانه او در فتاوایش استناد به حدیث را امری نامشروع میداند و به همین سبب مبدع این همه گمراهي شده است ،چنانکه میگوید ((....  باز تاكيد ميكنم : تا كسي در فهم قرآن ، به تسلط ممكن نرسد ، پرداختن او به حديث ، كاري است نامشروع ، و پيرويش از حديث و فتوايش به حديث جز در مسلمات بي ادبي است نسبت به پيامبر اسلام _ص_ و ممكن است خيانت هم باشد به دين )[12] رسول خدا صلي الله عيه و سلم همواره به فکر سرانجام امتش بود به همین دلیل پيوسته  یارانش را که رسولان شریعتش هستند نسبت به مسائلی که در آینده امتش روی میداد به وسیله وحی آگاه میکرد چنانکه میفرماید :«افْتَرَقَتْ الْيَهُودُ عَلَى إِحْدَى وَسَبْعِينَ فِرْقَةً وَافْتَرَقَتْ النَّصَارَى عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً وَ ستَفْتَرِق أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً كُلُّها فِي النَّارِ إِلَّا وَاحِدَةً قَالُوا مَا هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ هي مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي»(يهود تبديل به هفتاد و يك فرقه شدند و نصاري نيز به هفتاد و دو فرقه تبديل گشتند و امت من نيز به هفتاد و سه فرقه تبديل مي شوند همگي جز يكي از آنها در آتش خواهد بود . گفتند: اي رسول خدا آنها چه كساني هستند؟ فرمود: آنها بر راهي هستند  كه من و اصحابم بر آن قرار داريم.) بنابراین وظیفه ما اینست که به جای تایید سخنان و عقايد مناديان گمراهي كه ظاهري آراستهو باطني شيطاني دارند وظیفه خویش را در تبین و توضیح راه روش سلف صالح این امت که برگرفته از قرآن و سنت نبوی است قرار دهیم و مردم را به حق ، که صراط مستقیم پروردگار است دعوت کنیم و در این راه به سرزنش و لومه گمراهان وقعی ننهیم و بر راهي قرار نگيريم كه سرانجامش هلاكت و تباهي اعمال است چنانكه بسیار خوش خیالانی هستند خود و عملكرد خويش را برحق میدانند در حاليكه آنها زيانمندترين آدمیانند آنجا كه خداوند در باره اشان  میفرماید  « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا (103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا (104) أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآَيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا (105) »[13]  بگو آیا شما را نسبت به گمراهترین افراد از جهت اعمال و رفتار آگاه کنم ؟ آنها کسانی هستند که تلاششان در دنیا  نابود شده و به گمان خویش بهترین کارها را کرده اند  آنها کسانی هستند که به آیات پروردگار و ملاقاتش کافر شده لذا اعمالشان نابود و در روز قیامت فاقد هر گونه ارزشی است . با این حال چگونه باید به سرنوشت دیگران بی تفاوت ماند و همه را به حال خود گذاشت و معتقد شد همگی به خاطر اخلاص در نیات مستحق پاداش و ماجورند .

 مگر ممکن است مسلمان و نامسلمان ، مومن و ملحد ، موحد و مشرک مانند هم باشند ؟ « أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ   »[14] ؟ آیا مسلمین را چون مجرمین قرار دهیم ؟ «  قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ  »[15] بگو هرگز مردم پاك و ناپاك يكسان نخواهند بود هر چند بسياري پليدان ترا به شگفت آرد پس اي خردمندان از خدا بترسيد .و آگاه باشيدكه : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آَمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ  »[16]

منحصرا مومنان واقعي آن كسانند كه به خدا و رسول او ايمان آورند و بعدا هيچگاه شك و ريبي به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد كردند اينان به حقيقت راست گو هستند. 

 برادران مسلمان : فریب سخنان و عقائد مخالف با کتاب و سنت را نخورید، اگر کسی با تبعیت از مفتی زاده و یارانش بخواهد ایمان را بپذیرد و بر طبق نظر آنان اعمال صالحه را انجام دهد و مسلمان باشد، ایمان و عمل صالحش مورد قبول الله تعالی نیست، زیرا ایمان و عمل صالح مورد پسند مفتی زاده کاملا مخالف با قرآن ، حدیث وتعریف امامان اهل سنت از آن  میباشد ، پس قبل از اینکه با دستان تهی و پرونده کاملا سیاه و کوله باری پر از گناه، کفر،وبدعت با شرمندگی در مقابل خدا و رسولش حاضر شوید از افکار و ایده های کفر آمیز مفتی زاده دور شوید و مانند یک مسلمان اهل سنت و پیرو قرآن و حدیث صحیح پیامبر صلی الله علیه وسلم زندگی کنید و مواظب باشید محبت اشخاص شما را به ورطه هلاکت و کفر و تایید دین کفار و ولایت آنها نیندازد .

 


 

[1] النحل 44

[2] مائده آیه 3

[3]  سبا 28

[4] كتاب در باره كردستان  ص 112

[5]  كتاب در باره كردستان  ص 115

 [6]كتاب در باره كردستان    ص 116

[7] اعراف  179

[8] بقره

[9]  كتاب در باره كردستان   ص 116

[10] سوره ممتحنه آیه 4

[11]  كتاب در باره كردستان  ص 122

[12] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص  82 و83 و84

[13] سوره کهف

[14] قلم  35

[15] مائده 100

[16]  حجرات 15

|+| نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:16  توسط salah  | 

 
offshore