X
تبلیغات
نقد اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده - نقد معلمان و شورای مکتب قران سنندج

نقد معلمان

و

شورای مکتب قرآن

سنندج

محمد فاتح شریعتی

1/12/1387 

 اعوذ با لله من الشیطا ن الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین      

حمد وشکر وسپاس وستایش لایق الله پروردگار جهان و بی نهایت سلام و رحمت و برکاتش بررسول امینش محمد مصطفی وبرآل واصحاب وتابعانش باد تا روز قیامت آمین.

أما بعد : إن أصدق الحدیث کتاب الله ، و أحسن الهدی هدی محمد صلی الله علیه وسلم ، و شر الأمور محدثاتها ، و کل محدثة بدعة ، و کل بدعة ضلالة ، و کل ضلالة فی النّار . ( بخاری و مسلم و نسائی با عبارت او )

{ بدرستی که راست ترین گفتار کتاب خدا است و نیکو ترین هدایت ، هدایت محمد صلی الله علیه وسلم است ، و شرترین امور به وجود آمده ها می باشد ، و هر تازه به وجود آمده ای ( اضافه شده به دین ) بدعت است و هر بدعتی گمراهی است ، و هر گمراهی در آتش جهنم است .}

قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ (آل عمران – 32)

(بگو فرمان ببرید از خدا و رسول پس اگر پشت کردید به حقیقت الله دوست ندارد کافران را) وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (آل عمران -132)

(وفرمان ببرید ازخدا ورسول شاید مورد رحم واقع شوید)

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (نحل – 64)

{ونازل نکردیم برتو کتاب را ، مگربرای اینکه بیان کنی برای ایشان (مسلمانان) آنچه را اختلاف کردنددرآن ، و هدایت و رحمتی گردد برای مومنان.}

خطاب این مطالب به اهل علم و شورای مکتب ، یعنی پیروان ومقلدان احمد مفتی زاده رهبر مکتب قرآن سنندج در کردستان ایران می باشند.

چه گویم که نا گفتنی ها بدتر است که زیرا حقایق لازم به گفتن است

من ا ز بیگا نگا ن هرگز ننالم که با ما هرچه کرد آن آشنا کرد

حقیقت این است که ، جزوه ها وسی دی های مخالف دیدگاه فکری احمدمفتی زاده را ، افرادی پخش کرده اند که آگاه به عقاید اهل سنت هستند ، وعقیده اهل سنت را مستند با آیات و احادیث صحیح محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم مطرح کرده اند ، پس آنان ظاهراً اهل سنت هستند ، دیگر ما به باطن آنان کاری نداریم ، چون پی بردن به ذهن و قلب مردم در صلاحیت ما نیست و کار پروردگار است.

قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : إني لم اومر أن أنقب على قلوب الناس و لا أشق بطونهم .

(الجامع ا لصغیر- حدیث – 2637 ) – ( قال آلبانی - صحیح )

(فرمود رسول الله صلی الله علیه وسلم : به درستی که من مامور نیستم بر دلهای مردم راه یابم ، ویا با طن آنها را بشکا فم .)

انتقادات صحیح در اسلام جایز است واز اموری ازفروع دین اسلام است که در دایره تبلیغ امر به معروف و نهی از منکر قرار دارد .

وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( آل عمران - 104)

(و با ید با شد از شما گروهی که ، دعوت کنند به نیکی ، و أمر کنند به خوبی ، و نهی کنند از بدی ، وآنان رستگاران هستند .)

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( توبه -71 )

(و مردان مؤمن وزنان مؤمن برخی از ایشان دوستان برخی دیگر اند ، فرمان می دهند به نیکی و باز می دارند از بدی و به پای می دارند نماز را و می دهند زکات را و فرمان می برند خدا و رسولش را ، آنان کسانی اند که به زودی خدا مورد رحم خود قرارشان می دهد ، به راستی که خداوند عزتمند حکیم است .)

پس با توجه به کلام پروردگار , افرادی که از احمد مفتی زاده انتقاد کرده اند ، حق خودشان را ادا کرده و گفته اند ، به اعتقاد ما هر کس از دایره عقاید مطرح شده که با آیات و احادیث صحیح از دیدگاه ا هل سنت مستند می باشند ، عمداً خارج شود ، و یا منکر آنها باشد ، دچار کفر و ارتداد شده ، اما به صراحت کسی را کافر یا مرتد خطاب نکرده اند ، و هدف آنها از بیان این حقایق ، آگا هی دادن به آن کسانی است که معتقد اند، اهل سنت هستند ، اما از عقاید خود اطلاعات واضح و دقیقی ندارند ، پس باید از اعتقادات درست اهل سنت مطلع شوند تا به اشتباه بی راهه نروند وگمراه نشوند ، پس هر کسی در پذیرفتن یا نپذیرفتن این عقاید مختار است ، دیگر نیازی به جنگ وجدل وگمان بد بردن و تهمت زدن وغیبت کردن نیست ، و ما فقط در برابر کلام خدا و کلام رسول او، واجب است سکوت مطلق بکنیم .

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ ( حجرا ت - 12 )

(ای کسا نی که ایما ن آوردید ، دوری کنید از بسیاری گمان ها به درستی که پاره ای ازگمان ها گناه است ، و تجسس در کار مردم نکنید ، و بدگویی نکنند بعضی از شما بعضی دیگر را ، آیا دوست دارد یکی از شما که به خورد گو شت برادر مرده خویش را ، پس ناخوش می داریدش ، وبترسید خدا را ، به درستی که الله توبه پذیرنده مهر بان است .)

قا ل رسو ل الله صلی الله علیه وسلم : ما ضل قوم بعد هدى كانوا عليه إلا أوتوا الجدل.

(الجامع ا لصغیر- حدیث - 7934)- ( کنوزا لحقا یق- حسن صحیح )

(فرمود رسول الله صلی الله علیه وسلم : هیچ قومی پس ا ز هدایت به گمراهی نیفتاد مگر آنکه به جدل خوگرفت.)

امیدوارم کسانی که خواهان حق اند ، و مسلمانی صادق و مؤمن و مخلص و منطقی می باشند ، از جدل پرهیز کرده و با صبرو شکیبائی و سکینه درون وتحقیق و بررسی در مطالب ، ودور از تعصب غیرمنطقی به حقایق رسیده وانشاالله هدایت شوند . امیدوارم که الله تعالی همه حرکت کنندگان واقعی به سوی خودش را هدایت کند .(آمین )

اما مدعیان مغرور واهل علم وشورای منتسب به احمد مفتی زاده که در برابرا نتقادات صحیح عاجزند و به دیگر مقلدان او، که علم ندارند، و یا دارای علم کمی هستند اجازه فکر کردن نمی دهند ، و فقط خودشان را اسلام واقعی می دانند، وجز رهبرشان وگفته های او همه را باطل دانسته و باورشان بر این است که ، همة علمای اسلام اشتباه کرده اند جز احمد مفتی زاده،البته خدا به نیاتشان آگاه است که، آیا به خاطر حب شدید به او چنین فکری دارند، ویابه خاطر اینکه می خواهند خود را در زیر نام وشخصیت او نزد محبوبانش ، و دیگران ، عزیز جلوه دهند. والله اعلم. پس نظریاتش را بر نظریات تمام دانشمندان اهل سنت در جهان اسلام از قدیم و جدید برتری داده، و جز بینش و باورهای او به چیز دیگری فکر نمی کنند ، در حقیقت این ها چون به حدیث توجهی ندارند ، راه محمد صلی الله علیه وسلم را گم کرده و راه غیر او را پیروی می کنند، پس دانسته یا ندانسته از دایره عقاید اسلام خارج شده ، هم خود و هم دیگر پیروان را به گمرا هی می برند ، به این دلیل که عقاید احمد مفتی زاده را، که با عقاید غیراسلام آمیخته شده، پیروی کرده ادامه می دهند ، پس بدانند واقعیت این است که دین را کنار گذاشته و اسلام را فدای مصلحت های مغرورانه خودشان کرده اند .

قال صلی الله علیه وسلم : لا طاعة لمخلوق في معصية الخالق . ( الجامع الصغیر – حدیث 9903 - صحیح)

( فرمود صلی الله علیه وسلم : اطاعت نکنید دستور مخلوقی را ،که دستورش گناه است در برابر فرمان خالق ) .

کورکورا نه مرو د نبال کس تا نیفتی ناگه ا ندرخار وخس

مکن باور سخن ها ی شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن

اگر با دیده ای نادیده مشنو توبرهان خواه وبرتقلید مگرو

خلق را تقلید شان بر با د داد ای همه لعنت براین تقلیدباد

مپندار بنده که را ه صفا توان رفت جزدرپی مصطفی

ممکن است آنها بگویند که ما بوسیله او هدایت شده ایم ، بله درست است خداوند اورا وسیله هدایت تعدادی قرارداد ، اما نباید غافل باشند ، مبادا بعد از هدایت ، خداوند فتنه را درکمین قرار دهد ، و خود آن شخص را که محبوب آنها شده ، بر ایشان بعنوان فتنه قرار دهد ، و آنها را به وسیله اوآزمایش کند ،که آیا طریق درست هدایت را طی می کنند ، یا آگاهانه ، به خاطر حب شدید نسبت به او، و رضای نفس ، به خطاهای او چسبیده ، به گمرا هی می روند.

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آَمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (2) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ( عنکبو ت – آ یا ت 2 و3 )

{ آیا مردمان گمان برده اند همین که بگویند ایمان آورده ایم به حال خود رها می شوند ، و ایشان آزمایش نمی شوند (2) وما آ زمودیم آنان را که قبل از ایشان بودند تا بشناسد الله آنان را که راست گفتند ، و تا بشناسد دروغگویان را (3).}

علت این کج فهمی و بی توجهی آنان، ناآگاهی و بی علمی دینی نیست، بلکه یا بی سوادی ، یعنی عدم فهم صحیح است که مطالب را خوب درک نمی کنند ، و یا به دلیل غرورکاذب نمی خواهند درک کنند . والله اعلم

و دانایان منتقد وکسانی که حقایقی می دانند، به دلایل ذیل که ذکر می شود از رسا نیدن مطالبی که، به حقش می دا نند ، نبایدکوتا هی کنند، و باید نقد کنند ، و آنچه شرط بلاغ است باید بگویند ، در غیر این صورت حقیقت را فدای مصلحت کرده ، و رضای نفس را بررضای خالق ترجیح داده اند ، که در قیا مت در حضور ا لله

تعالی باید جواب پس دهند . اکنون به موارد و علت هایی که اهل علم نقد نمی کنند توجه فرمایید :

1- دانایان از اینکه مبادا پیروان مکتب چه فامیل باشند یا بیگانه و از شنیدن مطالب رنجش پیدا کنند ، نقد نمی کنند.

2- اهل علم ممکن است ازخوف تهمت های ناروا نسبت به خود نقد نکرده و حقایق را بیان نکنند.

3- ممکن است اهل علم بگویند الآن موقعش نیست، و غیراهل سنت از این مواضع ا ستفاده سوء می کنند.

4- ویا ممکن است بگویند چون مفتی زاده زحمت ها کشیده و زندان رفته و رنجها دیده پس نگفتن بهتر است .

5- ویا این دانایان ممکن است بگویند به ما چه ربطی دارد مگر فقط ما مسلما نیم و باید تبلیغ کنیم . و الله أعلم .

این جماعت ضعف هایی دارند که غافلشان کرده ، اکنون به چند مورد از ضعف های مکتب که باعث نپذیرفتن این حقایق از جا نب همه آنان شده توجه فرمائید.

ضعف اول – قال علی رضی الله عنه إنَّ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ لا یُعْرَفَانِ بِاَقْدَارِ الرِّجَالِ ، اَعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ اَهْلَهُ ، اَعْرِفِ الْبَاطِلَ تَعْرِفْ اَهْلَهُ.( الحیاة ترجمه احمد آرام)

( علی رضی الله عنه فرمود : به درستی که حق و باطل بنا بر ارزش انسانها شناخته نمی شوند ، حق را بشناس اهلش را خواهی شناخت، باطل را بشناس اهلش را خواهی شناخت .)

ضعف دوم – توجه نکردن و اهمیت ندادن به احادیث صحیح محمد صلی الله علیه وسلم ، البته طبق دستور احمد مفتی زاده که اهل علم و شورای وابسته به خودش را ازفتوی دادن به حدیث ، که آن همه خدا و رسو ل به آن دستور داده و تاکید فرموده اند ، منع کرده، که موجب این شده نه تنها خودش بلکه پیروانش را به اشتباه برده است ، البته این نظریه ایشان با نظریه دیگرش که درباره شوری و حدیث سخن گفته ، و در نوار محراب و نوار إخاء توضیح داده ، منافات دارد ، به این دلیل که دو نظریه اش متضاد می باشند ، پس اگر این گروه به احادیثی که محدثین توانا وعالی مقام آنها را جمع آوری کرده اند ، توجه می نمودند وآیات را با کلام رسول الله تفسیرمی کردند، نه با کلام غیر رسول ، و به شأن نزول آیات هم توجه می کردند ، پس هرگز دچار تأویلات اشتباه نمی شدند، وبه انحراف نمی رفتند، البته الآن هم دیرنشده و می توانند اصلاح کنند ، ودر خیری که مومنان را شامل می شود سهیم شوند . اکنون تضاد آن دو نظریه را ملاحظه فرمائید :

نظریه اول : افراط وتفریط و میانه روی در کتاب و سنت رسول الله .

الف – ا فرا ط : در تمسک به سنت ، آ نهایی که هرچیزی را به زبان پیغمبر روایت شده ، ازخوب و بد قبول دارند ، و بدون تحقیق و بررسی قبول می کنند ، برداشتشان غلط است . ب - تفریط : آ نهایی که معنای کفا یت قرآن را برخلاف آنچه خود قرآن می گوید ، می گویند ، یعنی اینکه می گویند که ، اصلاً قرآن احتیا ج به سنت ندارد ، و کاملاً برداشت آنها غلط و نادرست است.

پ- میانه روی : نه افراط است و نه تفریط ، یعنی اینکه خداوند ، سنت صحیح پیامبر را تبیین کننده قرآن بیان فرموده ، یعنی اینکه کلیات در قرآن هست ، و جزئیات آن را محمد صلی الله علیه وسلم بیان و روشن فرموده است .

نظریه دوم : باز تأکید می کنم ، تا کسی در فهم قرآن ، به تسلط ممکن نرسد ، پرداختن او به حدیث ، کاری است نا مشروع ، و پیرویش از حدیث و فتوایش به حدیث جز در مسلمات ، بی ادبی است نسبت به پیا مبر اسلام و ممکن است خیانت هم باشد به دین، اگرکسی را واجد این شرط اول یافتید ، آنگاه برایش توضیح دهید که قبل از تعلم وتعلیم و روایت هرحدیث و فتوی به آن ، به سایر شروط بپردازد ..... اگر روایتی مخا لف آن باشد ، هرچند ظاهراً از جهت سند و سایر شروط بی ایراد باشد ، مطلقاً قابل بحث نیست. اگر سندی درست هم نداشته باشد مطرح کردن آن از جهت معنی ، به دلیل مقبو ل المعنی بودن بی اشکال است به شرطی که صراحتاً به محمد صلی الله علیه وسلم نسبت د اده نشود .

توضیح : در مطالب دو نظریه خوب د قت کنید : وقتی در نظریه اول : د ر قسمت میا نه روی ، توضیح داده که، سنت صحیح پیامبر تبیین کننده قرآن است ، ولی در نظریه دوم : گفته ، تا کسی در فهم قرآن به تسلط نرسد، پرداختن او به حدیث کاری نا مشروع است ، این سوال پیش می آید ، آیا کسی که با سنت صحیح وارد قرآ ن نشود پس چگونه می تواند در قرآن به تسلط برسد ، باید گفته شود ، چرا پیروانش بدون تحقیق و بررسی نظریاتش با چشم بسته دنبال او افتاده و قبول کرده اند که هر چه او گفته همان درست است .

مطلب دیگر : (1) آنها چون آگاه به علم واقعی حدیث نیستند و احادیث را با علم حدیثی که محدثین توانای اسلام نوشته اند بررسی نمی کنند ، بلکه با علم حدیثی که رهبرشان آن را ابداع کرده ، و با علم حدیث واقعی که همه علماء اسلام آنرا قبول دارند تضاد دارد ، لذا حدیث را با عقل سنجش می کنند ، و مستندشان کلماتی است که به نام حدیث مشهور شده و از دیدگاه محدثین برجسته اهل سنت جزو احادیث موضوعه می باشد ، و فرموده اند این کلمات متعلق به رسول الله نیست ، بلکه فرقه زنادقه آن را ساخته اند، پس باطل و رد است . و این جملات ساخته شده موضوعه درکتا بهای غیراهل سنت وجود دارد ، و مورد اعتماد علمای آنان می باشد ، که احمد مفتی زاده و پیروانش به آن استناد می کنند .

ما جاءکم عنّی فاعرضوه علی کتاب الله ، فما وافقه فاءنا قلته ، وما خالفه فاءنا لم اقله .

(وسائل الشیعه مجلسی – جلد 18- صفحه 7978 ) { آ نچه از من برای شما نقل کردند پس عرضه اش کنید برکتاب الله ( قرآن)، پس آنچه موا فق است من

گفته ام،وآن چه مخالف است من نگفته ام.} (2) مفتی زاده در ادامه توضیحات نظریه اولش درنوار اخاء درکرمانشاه که در دقایق سی و هفتم به بعد توضیح داده با استناد به حدیث ساختگی و مورد پسند خودش می گوید کسانی که ظاهر عباراتی را که به نام حدیث می بینند و قبل ازآ نکه اول آن را با قرآن مطابقت کنند بعد بپذیرند، اما متاسفانه اول سند آن را پیگیری می کنند در حقیقت اینها خائن ها و یا گوج ها ( احمق ها) هستند .نعوذبا لله، نقل گفته او توسط این بنده حقیر اسائه ادب به مقام آن بزرگا ن نباشد ، اما در واقع گفته او همه محدثین را شامل می شود .

خوب کسی که مدعی عالم بودن است ، اما درتوضیحات علم حدیث دارای دو نظریه متضاد می با شد و استناد او حدیث ساختگی است ، و این چنین در مورد محدثین نظر می دهد . آیا آن شایستگی را دارد که دنباله رو داشته باشد ، پس این چگونه محدث و مفتی اعظم و مجتهدی است که احادیث باطل را ازصحیح تشخیص نداده ، و بخاطر همین عدم تشخیصش بوده که بسیاری از احا د یث صحیح را رد کرده. درحالیکه همه محدثین آنها را صحیح دانسته ا ند ،آیا می شود قبول کردکه این همه دانشمند و فقیه و مفتی و مجتهد ومحدث ومفسردر اسلام به خطا رفته باشند ، جز احمد مفتی زاده، واقعاً بی نها یت تعجب آوراست، درحالی که الله تعالی در قرآنش ، دو منبع را، برای روشن شدن حقایق و رفع اختلافات در بین مومنین، امر فرموده، نه استدلال عقلی را، و به رسولش امرفرموده ، که مومنین را به آن دو منبع راهنمائی فرماید ، و او هم دستور الله را بجا آورده ، پس نتیجه می گیریم ، که نظریه اول مفتی زاده چون با قرآن و سنت منطبق است ، صحیح می باشد ، ونظریه د یگر او باطل و رد است ، زیرا استدلال عقلی است ، و حجت نمی باشد ، و هیچگونه وجه شرعی ندارد ، چون که عقل پس از، بارور شدن با آیات و احادیث صحیح حجت است ، همانگونه که کودک قبل از تعلیم گرفتن به دلیل اینکه چون بارور نشده و درک ندارد ، به طرف آتش و خطرات می رود اگرچه دارای عقل است ، اما وقتی آموزش داده شد ، خود را از خطر دورنگه می دارد ، پس برای پی بردن به مطالب نوشته شده قبل لازم است ازخدای دانای قادر متعال استعانت جوئیم تا ما را یاری کرده و راهنمائی فرماید.

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آَيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (بقره - 129)

{ ای پروردگار ما ، در میان آنان پیغمبری ازخودشان برانگیز، تا آیات تو را برایشا ن تلاوت کند وکتاب و حکمت را (قرآن وحدیث را ) به آنها بیاموزد وآنان را پاکیزه کند ، بی گمان تو پیروزمند سنجیده کاری .} يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ( نساء - 59 )

( ای مؤمنان اطاعت کنید الله را و اطاعت کنید رسول را و کاردانان دین از خودتان را پس اگر نزاع افتاد بین شما در چیزی پس عرضه اش کنید به سوی خدا و رسول اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید این است خیرترین و نیکوترین تأویل ) .

پس باید توجه کرد اگر چنان چه قرار بر این می بود که احادیث را با آیات قرآن بررسی کنیم حتماً الله تعالی در قرآنش و همچنین رسول او در احادیثش به چنین موضوعی اشاره می فرمودند پس نیازی نیست که ما از هر جمله باطله ای که درست شده و با عقل ما سازگار باشد پیروی کنیم ، اگر چه به نام حدیث مشهور باشد ، و نباید حرف هر شخصیتی را که چنین نظریه ای داشته باشد بپذیریم چون به جای پیروی از حق ، پیروی از بدعت محسوب می شود لذا هر حکم و دستوری که مطابق با آیات و احادیث صحیح نباشد باطل است و اطاعت از آن دستور و عمل کردن به آن ، معصیت و فسق و ظلم و کفر است .

به کلمات گهربار محمد صلی الله علیه وسلم که مطالبی در باره سنت بیان فرموده و با آیات قبل که توضیح داده شد دقیقاً مطابقت دارد توجه فرمایید :

قال صلی الله علیه وسلم : تركت فيكم شيئين لن تضلوا بعدهما : كتاب الله و سنتي و لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض. ( الجامع الصغیر – 3282 – صحیح آلبانی )

( فرمود صلی الله علیه وسلم : دو چیز را در میان شما گذاشتم که با وجود آنها گمراه نخواهید شد کتاب خدا و سنتم را ، و از هم جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر به من برسند )

أوصيكم بتقوى الله والسمع والطاعة وان كان عبدا حبشيا فإنه من يعش منكم بعدي فسيرى اختلافا كثيرا فعليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين المهديين عضوا عليها بالنواجذ وإياكم والمحدثات فإن كل محدثة بدعة. (سنن الدارمی – جلد اول – صفحه 57 – شماره 95 )

( التاج الجامع للاصول – جلد اول – صفحه 46 – حدیث صحیح )

(شما را به تقوای پروردگار توصیه وسفارش می کنم ، و همچنین شما را سفارش می کنم که از رهبران خویش حرف شنوی و اطاعت داشته باشید ، هرچندکه عبد حبشی بر شما حکم براند، هرکدام از شما عمر طولانی کند، اختلافات بسیاری مشاهده خواهد کرد ، پس بر شما باد که به سنت من و سنت خلفای هدایت یافته بعد از من تمسک جویید و آن را محکم بگیرید ، و پرهیز کنید از امورات تازه ایجاد شده در دین پس به درستی که هر دستور تازه ایجاد شده در دین بدعت است )

قال صلی الله علیه وسلم : من قال فی القرآن بغیر علم فلیتبوأ مقعده من النّار. (ترمذی – 2959 – قال حسن صحیح ) و(دیگران)

( فرمود صلی الله علیه وسلم : آنکه نظر دهد در قرآن بدون داشتن علم جایگاهش از آتش است )

در کتاب کنوزالحقایق امام مناوی در حدیث 7679 به عبارت زیر آمده :

قال صلی الله علیه وسلم : من فسر القرآن برأیه فلیتبوأ مقعده من النّار .

(فرمود صلی الله علیه وسلم : کسی که قرآن را با رأی خویش تفسیر کند جایگاهش از آتش است )

پس باید چنین درک کرده و قبول کنیم که ، هرکس قرآن را با عقل و فهم ورأی شخصی خودش، و بدون استناد به حدیث، ویا نداشتن علم به شان نزول آیات ، قرآن را تفسیرکند ، جایگاه او در آتش جهنم است، زیرا که این نوع تفسیر کردن را،تفسیر به رأی گویند و صحیح نیست .

قال صلی الله علیه وسلم : ان اول ذهاب الدین ترک السنه ، یذهب الدین سنه سنه ، کما یذهب الحبل قوه قوه .

( سنن الدارمی جلد اول – حدیث 97 – صفحه 58 )

( فرمود صلی الله علیه وسلم : بدرستی که از بین رفتن دین اول ، به وسیلة ترک سنت است ، دین سنت سنت از بین می رود ، همچنان که طناب تار تار از بین می رود .)

قال صلی الله علیه وسلم : انه سیأتی ناس یجادلونکم بشبهات القرآن ، فخذوهم با لسنن ، فان اصحاب السنه اعلم بکتاب الله .

(مقدمه کتاب علم الحدیث ابن تیمیه صفحه 24 – تحقیق و تعلیق موسی محمد علی – انتشارات عالم الکتب )

(فرمود صلی الله علیه وسلم : بدرستی که می آیند مردمی ، مجادله می کنند با شما به وسیله شبهات قرآن ، پس شما آنان را ، با سنت بگیرید ، پس بدرستی که یاران سنت به کتاب خدا دانایند )

هنگامی که علی ، عبدالله فرزند عباس رضی الله عنهم را فرستاد به نزد خوارج به او چنین فرموده :

قال علی لعبدالله ابن العباس رضی الله عنهم: لا تخاصمهم با لقرآن ، فان القرآن حمالٌ ذو وجوهٍ تقول و یقولون ، ولکن حاججهم با لسنه ، فانهم لن یجدوا عنها محیصاً .

( نهج البلاغه ، ترجمه فیض الاسلام- وصیت 77- صفحه 1081) و (ترجمه سید کاظم ارفع – صفحه 1182)

و (نهج البلاغه عربی صبحی صالح– صفحه 465 )

{ علی به عبدالله فرزند عباس رضی الله عنهم فرمود : مناظره مکن به وسیله قرآن با آنان ، پس بدرستی که قرآن احتمالات و توجیهات بسیار در بر دارد ، می گویی و می گویند ، ولیکن با آنان ( اهل مناظره) به وسیلة سنت احتجاج کن و دلیل آور ، زیرا آنها هرگز از استدلال به سنت راه گریزی نمی یابند .}

عن ابی ایوب السجستانی رحمه الله انه قال : اذا حدثت الرجل با لسنه فقال : دعنا من هذا و حدثنا بما فی القرآن فاعلم انه ضالٌ .

(کتاب الغنیه عبدالقادر گیلانی – تک جلدی تحقیق شده صفحه 147 )یا( کتاب2 جلدی، جلد اول صفحه 166)

{از ابی ایوب سجستانی رحمه الله بدرستی که او فرمود : وقتی صحبت کردی برای مردی با سنت ، پس اگر او درجواب به تو گفت رها کن ما را از این بیانات ( سنت ها) و بیان کن برای ما با آنچه در قرآن هست ، پس بدان بدرستی که او گمراه است }

ضعف سوم – غلو در تعریف شخصیت مفتی زاده و حب شدید نسبت به او که در برابر معایب و اشتباهات او، دیواری ایجاد شده که ، مانع دیدن و شنیدن حقایق گردیده ، تا جایی که وقتی از رهبرشان نقد گرفته می شود تأمل نداشته و فکر نمی کنند تا متوجه شوند ، و اقرار کنند به اینکه شاید حرف دیگران درست باشد ، فوراً به ناقدین تهمت می زنند ، اینها باید بدانند ،که این گونه رفتارها پیروی ازمحمد صلی الله علیه وسلم نبوده و روش اهل ایمان نیست.

قال صلی الله علیه وسلم : حبک الشیء یعمی و یصم . ( الجامع الصغیر – 3674 – حدیث حسن )

(فرمود صلی الله علیه وسلم : محبتی که نسبت به چیزی داری کور و کرت می کند )

ضعف چهارم – عجب و غرور و تکبری که وجود آنان را چنان گرفته که فقط خودشان را می بینند ، وقتی کسی در مجلسی بحثی دینی می کند که با فکر و اندیشه آنان موافق نیست بدون دلیل و منطق و ادب اسلامی به میان کلام می پرند ، و سخن را قطع می کنند در صورتی که اصلاً ربطی به آنها ندارد ، و در برابر هر استدلال و منطقی ، کلامشان برای توجیه دیدگاه های باطلشان این است که فوراً نام احمد مفتی زاده را به میان می آورند و می گویند ، کاک احمد چنین نگفته ، کاک احمد چنان گفته ، بدون اینکه از آنها سوال شود که ، نظر احمد مفتی زاده چیست ، نعوذ با الله ، انگاری کاک احمدشان ، رسول خدا محمد صلی الله علیه وسلم است ، که حرف او را حجت

می دانند ، اگر چنین رفتارهایی نمی کردند،کسی با آنها کاری نداشت ، و علیه آنها چیزی نوشته نمی شد، و یا چیزی گفته نمی شد ، اما چون حرف مفتی زاده برای خود آنان حجت است ، تصور می کنند که ، همة مردم باید چنین فکر کنند ، و فقط حرف او را قبول کنند ، اینها این برتری طلبی را کی می خواهند ترک کنند ، و کی می خواهند از منطق اسلامی پیروی نمایند ، و تکبر وجودشان را خورد کرده و دور بریزند و راه صحیح محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را در پیش گرفته و ادامه دهند .

تکبّر بود راه و رسم جاهلان تکبّر نیاید ز صاحب دلا ن

تکبّر عزازیل را خوار کرد به زندان لعنت گرفتار کرد

گفت شیطان من زآدم بهترم تا قیامت گشت ملعون لاجرم

مقصود از تکبّر در اینجا این است که ، آن طورکه شیطان از امر خدا خارج شد ، اینها هم از امر خدا خارج شده و نفسشان را پیروی می کنند ، نه امر الله را ، و این تبعیت کردن از هوا ی نفس است که ، تکبّر و فساد و تباهی را به دنبال دارد .

قال صلی الله علیه وسلم : الکبر من بطر الحق و غمط الناس . ( الجامع الصغیر- 6453 – قال آلبانی صحیح )

(فرمود صلی الله علیه وسلم : تکبّر نتیجه بی اعتنایی به حق است و مردم را تحقیر کردن)

قال بعض الحکماء امّهات الخطایا ثلاثهٌ ، الحرص و الحسد و الکبر . ( درة الناصحین – صفحه 75 )

( بعضی از حکما گفته اند مادر خطاها سه خصلت اند ، حرص و حسد و تکبر .)

وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا (اسراء- 37)

(و راه مرو در روي زمين متکبّرانه ، بدرستی که تو نمي‏توانی زمين را بشكافي، و نمی توانی به بلندی كوه ها برسی . )

تِلْكَ الدَّارُ الْآَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (قصص- 83)

(ما آن سرای آخرت را فقط بهرة کسانی می گردانیم که ، در زمین خواهان تکبّر و استکبار نیستند ، و فساد و تباهی نمی جویند ، و عاقبت از آن پرهیزکاران است .)

قال صلی الله علیه وسلم : لا یدخل الجنّه من کان فی قلبه مثقال ذرهٍ من کبرٍ .

( شرح صحیح مسلم نووی - جلد دوم در مجلد اول - صفحه 277 - حدیث 263)

(فرمود صلی الله علیه وسلم : داخل بهشت نمی شود آنکه در قلبش به اندازة مثقال ذره ای از تکبّر باشد )

ضعف پنجم – ترس است از اینکه ، مبادا در برابر اعتراضات هم مسیران و دیگران ، نسبت به اشتباهات رهبرشان و خودشان روبه رو شوند که ، تحمل شنیدن را نداشته و به تندی برخورد کنند ، و این هم ناشی از تکبّر است که، نمی توانند قبول کنند که دارای اشتباه می باشند ، اگر اینها به واقعیات توجه نکنند ، و به راه سلامت قرآن و حدیث باز نگردند این را می رساند که به جای خدا پرستی ، نفس پرستند و به جای تبعیت کردن از قانون خدا تبعیت از دیدگاه شخص می کنند و به جای تبعیت از قرآن و حدیث صحیح ، تبعیت از عقل می کنند، که در واقع این عقل گرایی است نه خدا پرستی ، که خسران دنیا و آخرت را در بر دارد، پس حقیقت را باید گفت اگرچه برای شما تلخ باشد .

قال صلی الله علیه وسلم : قل الحق و ان کان مرّاً .( کتاب کشف الخفاء- العجلونی - جلد دوم- شماره 1890- حدیث صحیح )

( فرمود صلی الله علیه وسلم : حق را بگو اگر چه تلخ باشد .)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا ( نساء - 135)

{ ای آنان که ایمان آورده اید ، باشید قیام کنندگان به قسط و داد (عدل و راستی) ،گواهانی برای خدا ، هرچند به زیان خودتان ، یا پدر و مادر و نزدیکان باشد، اگر بی نیاز ، یا نیازمند باشند ، همانا خداوند سزاوارتر است به آنان ، پس پیروی هوس نکنید ، اگر اهل عدالت هستید ، و اگر سرپیچی کنید یا روی گردانید ، همانا خدا به آنچه می کنید آگاه است }

ضعف ششم- تقلید کردن آنها بدون تحقیق است ، اینها که خودشان را مقلد مفتی زاده می دانند ، و اندیشه آزاد اسلامی را از خود سلب کرده اند ، پس چگونه صلاحیت دارند مجتهد تعیین کنند ، زیرا که ، مجتهد را باید دانایانی با صلاحیت و توانا در علوم اسلامی که بدور از حرص و حسد و تکبّر و اخلاق رذیله باشند، که حداقل در حد مجتهد بوده ، و لیاقت انتخاب داشته ، تا او را بر خود ترجیح داده ، و به عنوان مجتهد به جامعه معرفی کنند ، و خودشان مقلد آن شخصیت نباشند که تعیین می شود ، بلکه مشاور او باشند ، در حالی که مقلدان احمد مفتی زاده که این همه مشکل دارند، چگونه به خود اجازه می دهند، او را محدث و مفتی اعظم و مجتهد خطاب کنند .

اکنون این حقیر می گویم : ای بی توجهان به اوامر خدا و رسول ، چرا نمی خواهید از خواب غفلت بیدار شوید، چرا به این حقایق توجه نمی کنید ، چرا به حرف کسی گوش نمی دهید ، چرا به خاطر دوست داشتن و علاقه شدید به مفتی زاده ،که خودتان را سرگرم اشعار و نوشته های او کرده اید ، در حالی که ، خالی از ایرادات و اشتباهات و انحرافات نیستند ، قرآن و احادیث صحیح را کنار گذاشته اید ، و به راهنمایی های دلسوزانه توجه نمی کنید و در زیر نام اهل سنت ، تیشه به ریشه اهل سنت می زنید ، در واقع شماها دچار توهم شده اید ، که به خودتان و دیگر همراهان اجازه نمی دهید تا اشتباهات او را قبول کنید ، و در برابر نقد دیگران دشمنی می کنید، و به هر کسی که بخواهید تهمت می زنید ، در قیامت چه جوابی دارید آیا می دانید که به آسانی دنبال شیطان افتاده اید و شیطان رانده شده از رحمت خدا ، اعمال بد و اشتباهات شما را در نظرتان زینت داده ، و گمراهتان کرده ، و به شما می خندد .

أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآَهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ( فاطر- 8 )

{آیا آن کسی که ، زشتی عملش برای او آراسته جلوه داده شده ، و آن را نیک می بیند ، بی گمان ، این خدا است که هرکه را که بخواهد گمراه می کند ، و هرکه را که بخواهد هدایت می کند ، پس (ای رسول) خود را به سبب حسرت خوردن ها برای آنان هلاک نساز ، قطعاً خدا به آنچه می کنند آگاه است }

به خاطر الله، دیگر بس کنید، از حرفهای این بی مقدار رنجیده خاطر نشوید ، به خود آیید و کتاب تلبیس ابلیس، اثر نویسندة نامی ابوالفرج ابن الجوزی رحمه الله که یکی از دانشمندان توانا و بزرگ و مشهور جهان اسلام از اهل سنت در مذهب حنبلی را مطالعه کنید ، تا بدانیدکه شیطان چگونه بر افکار و اعمال انسان ها وارد می شود ، نعوذبا الله، فرض کنیم تهمت هایی را که به افراد می زنید درست باشد ، چه ربطی دارد به مطالبی که نقد کرده اند ، واقعیت این است که ، انتقاد کنندگان غیر از حقایق چیزی نگفته اند، و از عقاید اهل سنت خارج نگشته اند ، و دلایلشان کاملاً مستند به آیات و احادیث صحیح است ، پس شما اگر اهل سنت هستید، و خود را مسلمانی صادق و مؤمن می دانید نفس سرکش خود را سرکوب کرده و این حقایق را بپذیرید، اگرچه بر علیه رهبرتان و خودتان باشد ، خواه هرکس آن را گفته باشد .

فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (زمر- 17 و 18)

{ پس مژده بده بندگان مرا (17) آنان که می شنوند سخنی را پس پیروی می کنند بهترین را آنان کسانی اند که رهبریشان کرده است خدا و آنان دارندگان خردها هستند (18) }

نگاه نکن که گوینده کیست بنگر ببین که آن گفته چیست

باید بپذیریم شاید لحن این نقد کنندگان تند باشد، و یا مطالب نوشته شدة آنان مثل نوشتة این حقیر، اشکالات ادبی داشته باشد ، امّا این ها ایراد نیستند ، بلکه مهم روشن کردن حقایق، و انتشار آنها می باشد ، من کار به شما یا این سایتها و یا دیگران ندارم ، امّا در متن آن نوشته ای که منتشرکرده اید، نوشته شده ، اینان که مخالف احمد مفتی زاده نظر می دهند ، نه اهل سنت ، بلکه مسلمان هم نیستند، بسیارجای تعجب وتاسف است ازاین همه فهم ودرایت، شماکه معتقدید ، غیرمومن کافرنیست، پس چطورشدکه به خاطر ایراد گرفتن از مفتی زاده، این افراد مؤمن ،از مسلمانی خارج شدند؟ با این اندیشه های متضاد می خواهید رهبری مردم را به دست بگیرید !

وَنَزَعْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ ( قصص - 75)

( و گرفتیم از هر ملتی گواهی و گفتیم بیاورید دلیل خویش را پس دانستند آنکه حق از آن خداست و گم شد از ایشان آنچه دروغ می بستند )

پس ازمطالب قبلی که از نظرتان گذشت، حقیقتاً برای خود اینجانب معلوم نشد که احمد مفتی زاده دارای چه عقیده ای می باشد ، ما که از دیدگاه اهل سنت به او می نگریم نمی توانیم قبول کنیم که او اهل سنت باشد ، چرا که جمیع علمای اهل سنت به صحابی گرانقدر وکاتب وحی پیامبر صلی الله علیه وسلم یعنی معاویه رضی الله عنه ایمان دارند ، درحالی که مفتی زاده در نوارحسینیه ارشاد تهران ، معاویه را مکار وحیله گر می خواند ، و پیروانش معاویه را، لات و بی سروپا می خوانند ، و یا وقتی که خدای عالم ، برای پیامبرش ، بی ایمانی ابوطالب را به صراحت ، در قرآنش ذکر نموده ، و همه علمای اهل سنت هم ، چنین استنباط کرده اند، پس او، چگونه در اشعارش، خطاب به محمد صلی الله علیه وسلم می گوید، من قربان ابوطالب عمویت شوم ، درکدام دستوراسلام اجازه داده شده که، مؤمن فدای مشرک شود، پس کسی هم نمی تواند این مطلب را صحیح دانسته ، وباتوجیه به کسی تفهیم کند که ،گفتة او درست است، زیرا که، نظرش باطل و خلاف حق است ، و اگر کسی در خصوص ولاء و براء درقرآن ،کمی اطلاعات دینی داشته باشد ، حتماً می فهمد که ، چه دلسوزی غلطی بر زبانش جاری شده است .

إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (قصص – 56)

{ به درستی که تو (ای رسول ) رهبری نکنی آن را (ابوطالب را) که دوست داری ولیکن خدا رهبری کند هرکه را خواهد، و اوست دانا به راه یافتگان .}

قال صلی الله علیه وسلم : لَعَلَّهُ تَنْفَعُهُ شَفَاعَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُجْعَلُ فِي ضَحضَاحٍ مِنَ النَّارِ يَبْلُغُ كَعْبَيْهِ يَغْلِي مِنْهُ دِمَاغهُ.

(أحمد ، والبخارى ، ومسلم ، وابن حبان عن أبى سعيد)

{ فرمود صلی الله علیه وسلم : شاید قبول شود که در روز قیامت شفاعت من برای او ( ابو طالب ) سودمند باشد ، پس پاهایش در جای کم عمق آتش قرار داده می شود ،که از شدت آن مغز سرش می جوشد }

اگر کسی جزوة 128 صفحه ای تحقیقی پیرامون افکار و عقاید احمد مفتی زاده را ،که تعدادی از برادران ایمانی اهل سنت آن را نوشته اند، مطالعه فرماید به بسیاری از حقایق آگاهی پیدا می کند، دیگر نیازی نیست اینجانب مطالب را تکرار کنم، جز مطالبی که گفته شد، و چند مورد دیگر که خلاصه وار جهت رفع ابهام ذکر می کنم .

درجهان مردانی بوده اندکه ازجهت عقیده راه انحراف را درپیش گرفته اند که ازدیدگاه قرآن وسنت مرتداند، و اینها اکثرجاسوس انگلیس بوده اند، که موجب به انحراف کشا نیدن دین اسلام ازمسیراصلی وگمراه کردن بندگان خدا شده اند، یکی ازاین منحرفان مرتد میرزا غلام احمد قادیانی هندی بوده که مذهب قادیانیت را پایه گذاری نمود وادعای پیغمبری کرد ، که دانشمندان مسلمان هندی در رد این مرتد سخنرانی ها کردند، وکتاب ها نوشته اند ، سوال اینجانب از مدعیان اهل علم وپیرو مفتی زاده این است ، در نوار کاست بحث شفاعت ، وقتی که سید عبد العزیز ترجان مشهوربه سیادت ازاحمد مفتی زاده سوال کرده و خطاب به اوگفته، تو گفته ای که ، فرد یهودی اگر ایمان به خدا داشته باشد اما ایمان به محمد صلی الله علیه وسلم و قرآن نداشته باشد در قیامت اهل نجات است ، در این مورد چه توضیحی داری ، مفتی زاده درپاسخ به اومی گوید ، چه اشکالی دارد ، همان گونه که تو ایمان به خدا داری ولی ایمان به احمد قادیانی نداری ، برای او هم همینطور است ، سوال من این است ، آیا واقعا این جواب است ؟وآیا خود شما میدانید معنی ومفهوم آن جواب مبهم و مشکوک چیست ؟ یا می خواهید خودتان را گول بزنید ؟ آیا نمی خواهید به جواب باطل او پی ببرید ؟ او بزرگترین شخصیت جهان بشریت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را با احمد قادیانی مرتد مقایسه کرده، او که این چنین تصوری دارد ، آیا میشود گفت انسانی والا و عالمی دینی و محبوب خدا است ؟ و آن لیاقت و شایستگی را دارد که مانند مردان بزرگ جهان اسلام از وارثین قرآن باشد ؟ یعنی ازآنان باشدکه درهرقرن( هریکصدسال ) ظهور می کنند، البته طبق گفته پیروانش ، عجب خیال باطلی ، آخر کسی که آن همه نقص و برداشت های غلط و فتاوای اشتباه داشته کی لیاقت و شایستگی آن را دارد که از وارثین قرآن باشد ،حقیقت این است که جواب دادنش به سوال واشاره کردن او به قادیانی مرتد که جاسوس انگلیس هم بوده بسیارمشکوک است، چرا درتمام دنیا فقط او، به فکرش رسیده، واشاره به آن مرتد کرده است . والله اعلم . یکی از مدعیان اهل علم وپیروش، هنگام بحث با من گفت این کتاب ها راکه علما نوشته اند رها کن و از این ها دست بکش چون دین در آنها درست فهم نمی شود، دین را باید ازکاک احمد گرفت، چون او از جمله مردانی است که آیه 32 سوره فاطر به آنها اشاره می کند.همین مدعی وقتی جزوه کوچکی را که در رد تصویری که به پیامبرمعروف است ، نوشته اند به او دادم تا جهت اطلاع بخواند، مقداری ازآن را که خواند، چند باردرمیان جمع تف پرت کرد، وفوراً گفت این را بر علیه کاک احمد نوشته اند، می بینید افراط در محبت وغلو درشخصیت چگونه انسان را به بی ادبی وجهل وگمراهی می کشاند، در پاسخش گفتم : آخر این جزوه چه ربطی به کاک احمد شما دارد. درخاتمه باید گفت حقیقتاً عقاید این جماعت و عقاید رهبرشان بنام اهل سنت ضربه زدن به اسلام و اهل سنت است، زیرا زندان رفتن و سختی ها را قبول کردن، دلیل حقانیت نیست، چون که خیلی از انسانها درطول تاریخ درهر نقطه ای از دنیا در زندان بوده اند که سالیان درازحبس را تحمل کرده ، وبعضی از آنها در زندان فوت کرده اند، درحالی که تلاش هرکدام ازآنها برای هدف خاصی بوده که درنظرخودشان قابل قبول بوده، اما ازدیدگاه پروردگار، ارزش واعتباری نداشته و ندارد ، فقط اگرهدفشان درجهت دفاع از اهداف مردم بوده باشد، خدا در دنیا نام آنها را بلند کرده، اما درقیامت دارای اجر و پاداش نیستند وعذاب خداوند شاملشان می شود طبق دیدگاه اهل سنت، مانند ابوطالب عموی پیامبر که ایمان نیاورد وگاندی غیر مسلمان ،که هر دو مشرک اند ، و امثال آنها ، زیرا تلاش هایی که کرده اند نه خدا پسندا نه و نه در جهت رضای الله بوده است ، بلکه برای رضای نفس و در جهت رضای خلق است، پس مقبول درگاه باری تعالی نیست .

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآَتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآَتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ( بقره - 177)

{ نيكي‏ آن نيست كه بگردانید روهای خود را به سوي مشرق و مغرب ، ولیکن نیکوکار آن کسی است که ایمان آورده است به خدا و روز بازپسین، و فرشتگان و كتاب ، و پيامبران ، و داده است مال خود را، علیرغم علاقه‏اي كه به آن دارد، به نزدیکان و يتيمان و بینوایان و واماندگان و در راه آزاد کردن بندگان (بردگان) ، و به پا داشته است نماز را و داده است زكات را و آنان که وفا به پیمان کنند هرگاه پیمان ببندند و بردباران در سختی و رنجوری و هنگام جنگ ، آنان کسانی هستند که راست گفته اند و آنان اند پرهيزكاران.}

قال صلی الله علیه وسلم : من أحب لله و أبغض لله و أعطی لله و منع لله فقد استکمل الإیمان .

( متفق علیه ) – ( عون المعبود شرح سنن ابی داوود- حدیث 4666 – قال آلبانی صحیح )

( فرمود صلی الله علیه وسلم :آن کس که محبت کند به خاطرخدا و دشمنی کند به خاطرخدا و ببخشد به خاطرخدا ومنع کند به خاطر خدا ، پس به حقیقت ایمانش کامل است .)

اکنون خلاصه وار، نوزده مورد از ایرادات احمد مفتی زاده را، که در آثارش مشاهده کرده ام، و برآن ها مطلع می باشم، و فراموششان نکرده ام، جهت اطلاع به آنها اشاره می کنم .

1- او بر این اعتقاد است و چنین گفته : که پس از مطالعه قرآن به این نتیجه رسیده ام،که در جهان کافری وجود نداشته باشد، و به همین دلیل است که اهل کتاب ( مسیحی و یهودی و ... ) را کافر نمی داند و به کمونیست ها می گوید این ملحد های مؤمن ، انکار خدا می کنند اما ایمان در قلب هایشان می درخشد و هر غیر مسلمانی را که در ظاهر درست کردار بوده ، مثل چارلی چاپلین و امثال او را، از پیروان غیر مستقیم انبیاء می داند ، و اظهار داشته چون حجت عینی و عملی وجود ندارد تا مردم هدایت شوند، پس نباید به غیر اسلام کافر گفته شود .

2- دین محمد صلی الله علیه وسلم را با توجه به بینش خودش ، تنها به اسلام نمی داند ، بلکه تمام ادیان الهی را اسلام می داند.

3- دفاع غیر مستقیم صریح کرده، ازمیرزا غلام احمد قادیانی مرتد هندی ، که مدعی پیغمبری بوده است .

4- با علم حدیثی که احداث نموده ، پیروانش را از فتوی دادن به حدیث منع کرده، و به جای اینکه آنها را ارشاد کند که مشغول قرآن و حدیث شوند ، برای آنان اشعار و قصایدی سروده به نام إکسیر (مولودنامه) که سرگرم آن شده اند و از واقعیات دین فاصله گرفته اند و همچنین به جای اینکه پیروان را ارشاد کند که طبق چهار اصل کتاب و سنت و اجماع و قیاس فتوا دهند ، آنان را فقط به قرآن و گفتارهای خودش ارشاد کرده. و به جای این که آنان را از آلات لهو و لعب برحذر می کرد ، با نشستن در مجلس آنان هنگام شعر خواندن و دف زدن با سکوتش آنان را به بدعت تشویق کرده است. زیرا که سکوت علامت رضایت و تایید است.

5- با دلایل خود ساخته ، نماز جمعه را به آنان ترک نموده است .

6- شفاعت گناهان کبیره را برای مؤمنان منکر شده و فقط به شفاعت کبری معتقد است .

7- ریش گذاشتن را که سنت تمام انبیاء بوده و رسول مکرم به آن دستور فرموده ، انکارکرده و گفته است، گذاشتن ریش اصلا سنت نیست زیرا که ابوجهل هم ریش داشته است .

8-کلیه احادیث صحیح را که باکلمه لعن شروع شده اند، انکارکرده، مانند احادیثی که خطابش به لعن کنندگان پدرومادر وانجام دهندگان لواط ورشوه وربا ومشروب ودیوثی وخال کوبی وساحری ودیگرمنکرات می باشند .

9- حدیث ناقصات العقل را که پنج نفر از محدثین صحاح سته ( بخاری و مسلم و ترمذی و نسائی و ابی داود) آن را روایت کرده اند منکر می باشد و می گوید عبارت ناقصات العقل ،که در نهج البلاغه از زبان علی نقل شده غلط است ، حتی اطلاع ندارد که حدیث پیامبر است ، نه کلام علی ، بلکه علی که در خطبه 79 آن را نقل می کند کلام پیامبر را تکرار کرده .

10- اعتقادش بر این است که مردگان صالح به دنیا رجعت ( بازگشت ) می کنند .

11- معاویه رضی الله عنه صحابی و کاتب وحی محمد صلی الله علیه وسلم را مکار و حیله گر نامیده است .

12- آمدن عیسی علیه السلام را به عنوان نشانة آخر زمان که در قرآن و حدیث به صراحت به آمدنش اشاره شده، انکار کرده است .

13- آمدن مهدی رضی الله عنه را به عنوان نشانة آخرزمان که احادیث صحیح دربارة او فراوان آمده ، انکار کرده است.

14- نعمت های قبر را برای مومنان و عذاب قبررا برای مشرکان منکر شده است .

15- حکم رجم زنای محصن را که پیامبر در حدیث صحیح به آن أمر فرموده ، رد کرده است.

16- با توجه به این که پیامبر عکس و مجسمه را حرام دانسته،ایشان به دلیل انکار حدیث ، فتوی به جواز آن صادر کرده، تا جایی که پیروانش عکس مفتی زاده را قاب گرفته بر دیوارهای منازلشان نصب کرده اند.

17- تخته نرد را که از آلات قمار است، و در حدیث صحیح پیامبرازآن نهی فرموده تا مؤمن از آن برحذر باشد، او جواز آن را صادر کرده است .

18- اصلاح کردن وکندن موی ابروی زنان را که پیامبر از آن نهی شدید فرموده ، او آن را جایز دانسته است .

19- فتوا داده ، به جای قربانی کردن در ایام حج، به خاطر اینکه گوشت حیوانات ذبح شده ضایع نگردد، پول آن را جمع کرده به فقرا دهند، در حالی که این یک قاعدة اصولی است، طبق قاعده( لا اجتهاد فی مورد نص )، پس اجتهاد کردن در این موارد بدون شک رد است، چون دستورصریح وحکم خداوند را لغوکردن است .

قال صلی الله علیه وسلم : بَدَأَ الإِسْلاَمُ غَرِيبًا، ثُمَّ يَعُودُ غَرِيبًا كَمَا بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ، قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنِ الْغُرَبَاءُ؟ قَالَ: الَّذِينَ يُحْيونَ ما أَماتَ النَّاسُ مِنْ سُنَّتی. ( حدیث صحیح – رواه مسلم و غیره) (فرمود صلی الله علیه وسلم : ظهور کرد اسلام در حال غربت و باز به حال غربت بر می گردد آن چنان که دراول بود ، پس خوشا به حال غریبان ، گفتند: ای رسول خدا غُرَبا چه کسانی اند ؟ فرمود : کسانی که زنده می کنند آنچه را که مردم از بین برده اند از سنت من .)

آخرین یادآوری - اگرکسی باآوردن آن همه دلایل توضیح داده شده ازکتاب وسنت واقوال علما توجه نکند، باید بداندکه آیة 14 سورة حجرات شاملش شده، واز ضررکنندگان می باشد، پس تا دیر نشده، باید توبه کرد.

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آَمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( حجرات – 14 )

{ اعراب (بادیه نشین) گفتند (به پیامبر) ایمان آوردیم ، ( الله فرمود : ای رسول) بگو ایمان نیاوردید ، ولیکن بگویید اسلام آوردیم ، و هنوز ایمان در قلبهای شما داخل نشده ، و اگر اطاعت کنید خدا و رسول او را، الله نمی کاهد از کارهای شما چیزی را، همانا الله آمرزندة مهربان است .}

ومن یطع الله ورسوله ویخش الله ویتقه فأولئک هم الفائزون . ( نور- 52 )

( و آن كه اطاعت کند الله و فرستاده او را ، و از خدا بترسد و از او پروا كند پس آنانند همگی رستگاران.)

والسلام علی من إتبع الهدی و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

به قلم حقیر : محمد فاتح شریعتی فرزند عطاء الله

1/12/1387

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 16:49  توسط salah | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و علی آله و صحبه اجمعین.
این وبلاگ توسط عده ای از اندیشه وران اهل سنت و جماعت کردستان ایران ایجاد شده و هدف آن تحذیر کسانی است که به جهت عدم آشنایی با کتاب و سنت صحیح و سیره و منهج سلف صالح به خاطر حزبگرایی و محبت شدیدی که برهانی از سوی خدا و رسول برای آن ندارند از منهج فرقه ناجیه فاصله گرفته اند . نیز آگاهی بخشیدن به کسانی که به علت عدم آشنایی به حقیقت پنهان حزب مکتب قرآن کردستان در معرض انحراف هستند، چراکه علم و آگاهی کافی از کتاب و سنت به فهم سلف صالح علیه نواقص و نواقض عقیدتی آنان ندارند. باشد الله جل جلاله این وبلاگ را وسیله خیر و برکت و احیای عقیده و اندیشه صحیح قرار دهد. آمین

نوشته های پیشین
بهمن 1392
دی 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
اسفند 1390
دی 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
اسفند 1385
پیوندها
وبلاگ eeman و عقیده صحیح
وبلاگ ڕۆچنه‌ : نقد و بررسی مکتب قرآن
سایت راست و ره وا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM