تبليغاتX
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
نقد و معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده رهبر حزب مکتب قرآن کردستان
اعتقاد احمد مفتی زاده به رجعت مردگان

 ۶

 - اعتقاد مفتی زاده به رجعت

رجعت یک عقیده شیعی است و بیشتر شیعیان بدان شناخته شده اند که برای اثبات به گفته تعدادی از بزرگان آنها استناد میجوئیم، شیخ مفید میگوید:{اتفقت الإمامية على وجوب رجعة كثير من الأموات إلى الدنيا قبل يوم القيامة[1]} (شیعه امامی بر اینکه بسیاری از اموات پیش از قیامت به دنیا بر میگردند اتفاق دارند). محمد جواد مغنیه میگوید:{إن الله سيعيد إلى هذه الدنيا قوما من الأموات ويرجعهم بصورهم التي كانوا عليها، وينتصرالله بهم لأهل الحق من أهل الباطل، وهو معنى الرجعة[2]} (خداوند جمعی از مردگان را در همان شکل و قیافه که برآن بوده اند به این دنیا بر میگرداند و به واسطه آنها اهل حق را بر باطل یاری می دهد).

     مفتي زاده نیز معتقد است پيامبره وديگر صالحان بعد از مرگ و رفتن به عالم برزخ مي توانند با اذن پروردگار به دنيا برگردند و اين كار متحقق نيز گشته است، با این فرق که اهل شیعه معتقد به برگشت خوب و بد به گمان خویش هستند و مفتی زاده برگشت به دنیا را تا جايی که ما اطلاع داریم تنها در مورد صالحان بیان داشته است آنجا که اظهار میدارد:

"هرگاه حضرت رسول _صلوات الله و سلامه عليه و آله _ كسي را سرافراز فرمايند، با مأموريت و رسالت خاص از طرف خداست. .......... آخر آن حضرت اگر با اذن يا رسالت الهي، نسبت به كسي، آشنائي و محبت پيدا كردن ، از پروردگار برايش درخواست مغفرت و رحمت ميكند. زيرا ميشود اهل اين دنيا، از دعاي خير يكديگر، يا اهل برزخ بهره گيرند."[3]

 کسی که از منبع و سرچشمه وحی فاصله گرفت حتماً به بیراهه خواهد رسید و کسی که متون صحیح دینی را به خاطر وهمیات مورد استناد قرار ندهد داشتن انتظاری جز این خطاست، رسول گرامی اسلام در حدیث صحیح می فرماید:|إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٌ جَارِيَةٌ وَعِلْمٌ يُنْتَفَعُ بِهِ وَوَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ|[4] (هرگاه انسان از دنیا رفت عملش تنها از سه راه جریان خواهد داشت، صدقه ای که آثارش بعد از مرگ ادامه یابد و علمی که نفع برساند و فرزند صالحی که برایش دعا کند). بنابراین خداوند بندگانش را بعد از مرگ به انجام هیچکاری همچون دنیا مکلف نخواهد کرد چون در آن صورت لازمه‌اش تکلیف انسان بعد از مرگ و عدم انقطاع پرونده اعمال بود و از طرف دیگر انسان صالح بعد از مرگش مشمول رضای پروردگار خواهد شد لذا ادعای انجام این گشت و گذار طاقت فرسا برای پیامبران و یا هر فرد صالح دیگر ادعايی بدون دلیل و سندی بدون مدرک است و این امور چون ادعاهای خیالبافانه متصوفه است که هر مشکلی را با ادعا و اثبات و هر سندی را با خواب و رؤیا رد میکنند. عقیده به رسالت خاص داشتن پیامبران برای فردی آن هم بعد از مرگ، ادعايی است که فاقد هرگونه دلیل شرعی است چون در طول تاریخ اسلام هیچ صالحی مدعی آن نشده است نه اصحاب کرام و نه تابعین و نه امامان هدایت یافته چنین مسئله ای را در کتابهای خویش طرح نکرده اند و تنها کسانی مدعی این امور گشته اند که فریب شیطان را خورده و در نهایت ادعای نبوت و گاهاً الوهیت نموده اند که ملاحظه زندگی باب و بها الله و غلام احمد قادیانی و... موجب عبرت است.

آقای مفتی زاده دنیای بعد از مرگ را با دنیایی که در آن زندگی میکنیم با هم اشتباه کرده است به همین خاطر است که مدعی است :

 "آخر آن حضرت اگر با اذن يا رسالت الهي، نسبت به كسي، آشنائي و محبت پيدا كردند، از پروردگار برايش درخواست مغفرت و رحمت ميكند" رسالت پیامبر با مرگش پایان یافته و بعد از او پیروانش باید حامل این رسالت باشند به همین دلیل است که در آخرین خطبه اش در حجةالوداع حاضرین را سفارش میکند که به غائبان برسانند و همچنین دعای رسول خداه برای اهل ایمان در برزخ روی نمي دهد بلکه در قیامت و هنگام تحقق شفاعت روی خواهد داد که مفتی زاده چنانکه در نوار مجادله با سيد عزیز ترجان بیان می دارد منکر آن است. و حتی در صورت امکان، باز هم داشتن چنین انتظاری از رسول نوعی ظلم در حق ایشان بود چون همانگونه که شیخ الاسلام در (قاعدة الجليله فی التوسل والوسيله) بیان میدارد این کار واداشتن رسول خدا به انجام دادن کاری است که خداوند او را بدان مکلف ننموده است چون دنیای پس از مرگ، دنیای عمل برای پاداش نیست درحالی که دعا کننده به سبب دعا برای دیگران پیش خداوند مأجور میگردد، ولی این امر با مرگ انسان پایان می پذیرد. اما مفتی زاده در مورد رسول خداه چنان فکر میکند که ایشان دائم در گشت و گذار است و احتمال عبورکردنشان را حتی درحال عبادت،هنگام نمازخواندن میدهد لذا از پیروانش  می خواهد:

"در نماز هنگامي كه از محبوبترين عزيزان خود و جملگي دوستان سلام ميكنيد آن هم سلامي رو در رو، گاهگاهي اميدوار باش كه محبوبت از مقابلت بگذرد و سلامت را بشنود و جوابت را بدهد."[5] و تنها بدین امر بسنده نمی کند بلکه ذوق زده، لجام زبان را در دست خیال گذاشته تا گویای تمام آن چیزی باشد كه دل تنگش آرزوی آن را دارد و نام چنین فردی را غیر غافل خوشبخت می نهد چنانکه می گوید:"اما توضيحي ديگر راجع به ارتباط اهل برزخ با اهل دنيا، همه غير غافلان خوشبخت، بلي ميتوانند درخواست كنند و چه بسا، بحسب حدود  تعهد و دلسوزي شان  در دنيا نسبت به خلق درخواستشان، كم يا زياد يا همه، پذيرفته گردد."[6] مفتی زاده در عالم خویش چون یک سالک بریده از شریعت بر اساس حدسیات خویش سخن میراند و مستند سخنان خویش را هیچ آیه و حدیثی قرار نمی دهد و به سخن هیچ یک از برگزیدگان امت اعم از اصحاب و دیگران استناد نمی جوید، که این کار تنها نتیجه همین مسائلی است که او مدعی آنست و خود را نیز بری از آن غیر غافلان خوش بخت، نمی داند بلکه این ارتباطات ادعایی را نیز وسیله تحول در مورد خویش می داند آنجا که در شعرهایش بدان استناد میکند. ایشان برای اثبات ادعای رجعت و بازگشت پیامبر به دنیا به حکایات توسل می جوید واظهار میدارد:

"دو نمونه هم از مباركترين حضور در بيداري :1. پدرم ارادت عميق به مرحوم شيخ جبيب الله كاشته ر داشت ..... آن بزگوار براي افراد لايق تعريف كرده: هنگامي كه با افراد ديگر در خدمت مرحوم شيخ محمد لون درس حديث در كتاب شريف بخاري مي خواندند در بعضي جلسات، وجود مبارك حضرت رسول _ ص _ حاضر شده بطوريكه هم استاد گرامي و هم چند نفر از شاگردان سرفراز، از جمله همين مرحوم شيخ حبيب الله، تشريف آوردن آن حضرت را درك مي كنند..... 2. در يك شب معراج شيخ سيف الله دكاندار و چند نفر ديگر كه به گمانم يكي همين شيخ سيف الله بوده براي احياي شب با عبادات گوناگون به خانه مرحوم ملا عبدالله دشه يي كه استادشان بوده ميروند. استاد جلسه را با بحث از بعضي ماجراهاي حيات پر مشقت و جهاد پيامبر محبوب اسلام _ ص_ مبارك ميگرداند و جماعت با حالي مبارك به نماز جماعت مي ايستند، بعد ار مدتي نماز خواندن، شروع به دعا خواندن مي كنند و در آن اثنا رسول گرامي _ ص_ تشريف فرما ميشوند و همه از جمله خود شيخ سيف الله هم اين تشريف را درك ميكنند." [7] 

صوفیها نیز برای شیخهای خویش مدعی کرامات و معجزه اند واگر کسی  در خواست دلیل کند برایش یک سری حکایات بازگو میکنند خداوند متعال در قرآن در مورد مردگان می فرماید:(... فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ ..)[8] «کسی که خداوند مرگش را مقرر داشته است نگه میدارد» . لذا ادعای گشت و گذار با این کفیت احتیاج به دلیل شرعی دارد.

سرانجام مفتی زاده برای رسول خداه ادعاهای خارج از وصف و گمان دارد چیزی که خداوند آن را در حیطه قدرت بشر قرار نداده است او میگوید:" براي حضرت رسول _ ص_ يا هر فرد ديگر اين امكان هست كه به اراده پروردگار در زمانهاي متعدد به نسبت آن عالم كه به نظر ما زمان واحد مي آيد به ديدار چند نفر در چند مكان برود، همچنانكه در خواب پيش مي آيد( و قطعاً ممكن نيست خدا اجازه دهد كه احوال ذهني يا قلبي يا جسمي كسي يا روح هركس از اهل برزخ يا از اهل اين دنيا به جاي حضرت محمد _ ص_ شناخته شود .)"[9] مگرپیامبر خداه  بشر نبود؟ پس چگونه مقدور است بشری در یک لحظه در چند مکان متعدد باشد؟ مگر نه اینست که خداوند در کتابش به او دستور می دهد که به مردم بگوید که من بشری چون شما هستم و فرق من با شما در این است که برای من وحی می آید؟ مگر خود رسول اللهه ما را از غلو و افراط در مورد خویش منع نفرموده است؟  و سرانجام نتیجه چنین مسائلی تنها و تنها اینست که مخلوقی را بالاتر از مقام و موقعیتی قرار داد که خداوند به او داده است چیزی که در نهایت موجب شرک و کفر خواهد شد چنانکه در امم گذشته نیز چنین مسائلی روی داد و سبب گمراهی گشت. برای بهتر روشن شدن قضیه امکان دیدن پیامبر اسلامه در دنیا و در حالت بیداری، به شارحان سنت مراجعه کرده و گوش دل به سخنانشان می سپاریم :

درصحیح بخاری از انسس روایت است که رسول خداه فرموده است:|مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَسَيَرَانِي فِي الْيَقَظَةِ وَلَا يَتَمَثَّلُ الشَّيْطَانُ بِي| (هرکس مرا در خواب ببیند پس مرا در بیداری خواهد دید و شیطان نمی تواند خود را به صورت من درآورد). لطفاً معنی آن را توضیح دهید، آیا ممکن است انسان قادر به دیدن رسول خداه در بیداری شود؟

جواب: سنت خداوند بر این جاری است که انسان را بعد از آنکه نبود خلق کند سپس آنها را بیازماید تا بهترینها معلوم گردند، آنگاه بعد از پایان مدت معلوم جهان را وداع کرده و سرانجام در روز قیامت برای حساب و پاداش زنده گردند خداوند متعال میفرماید:(كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) «چگونه به خداوند کافر میشوید در حالیکه نبودید و او شما را زنده گرداند و سپس شما را میمیراند و سرانجام شما را زنده میکند سپس به سوی او برمیگردید». و در سوره مؤمنون می فرماید:(ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ (15) ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ) «سپس شما بعد از آن خواهید مرد و سرانجام روز قیامت زنده میشوید» . و خداوند متعال این قانون آفرینش را بطور عام برای پیامبران و رسولان حتی پیامبر ما محمده نیز قرار داده است و میفرماید:(إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ (30) ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ) «تو می میرید و آنها نیز خواهند مرد و آنگاه روز قیامت نزد پروردگار به شکایات شما رسیدگی می شود». رسول خداه بعد از آنکه رسالت را ابلاغ نمود و خداوند به وسیله ایشان دین را تکمیل و حجت را بر مردم اقامه نمود وفات کرد، اصحابشش بر او نماز میت خواندند و در همان جايی که وفات کرده بود یعنی منزل عائشه صدیقهل او را دفن کردند و بعد از ایشان خلفای راشدین اداره امور مسلمین را عهده دار شدند و در آن دوران مسائل متعددی روی داد و آنها با اجتهادات خویش در سدد رفع مشکل برآمدند و در هیچکدام از آنها به رسول خداه مراجعه نکردند پس هرکس بعد از این  مدعی شود پیامبر را در حال حیات و در بیداری قبل از برپایی قیامت دیده است، و یا با او سخن گفته و یا اینکه از او چیزی شنیده گمانش باطل است، چون ادعایش مخالف نصوص و واقعیت و سنت پروردگار در میان بندگانش می باشد، و این حدیث هم نمی رساند که هرکس او را در خواب ببیند ذاتش را در حالت بیداری دیده است چون احتمال دارد منظور حدیث این باشد که او در قیامت مرا خواهد دید یا اینکه تفسیر خوابش را می بیند چون در بعضی از احادیث دیگر آمده(فقد رآنی) به تحقیق مرا دیده است و این می رساند که رؤیایش صادق بوده است لذا مؤمن در خواب صادقانه پیامبر را در همان صفات و خصوصیات که در دنیا داشته است می بیند. برای توضیح بیشتر به کتاب علامه ابن حجر در فتح الباری مراجعه نمائید.[10]  در فهرست فتاوی و مقالات شیخ بن باز/ حول همین موضوع می گوید که: در حدیث متفق علیه آمده است که فرمود:| مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِي| (هرکس مرا در خواب ببیند حقیقتاً مرا دیده است که شیطان قادر نیست خود را به صورت من در آورد). این حدیث صحیح است و دلالت بر این دارد هرکس رسول خداه را در همان صورت معروف که داشت ببینند او را دیده است چون شیطان به صورت رسول خداه در نمی آید، که لازمه اش این نیست که بیننده از جمله صالحین است و در چیزی که مخالف شرع است به او اعتماد نمائیم بلکه واجب است آنچه که بیننده مدعی دیدن و شنیدنش از رسول خداست بر کتاب و سنت عرضه کنیم و هرچیز از آن را موافق با آنها یا یکی از آنها دیدیم بپذیریم و در صورت مخالفت با آنها یا هرکدام، آن را رها کنیم چون خداوند متعال قبل از وفات رسولش دین را برای این امت کامل و نعمتش را بر آنها تمام نموده است، بنابراین هرکس رسول خداه را برخلاف صفاتی که داشته است مانند اینکه او را بدون محاسن و یا با رخسار سیاه ببیند خوابش باطل است چون رسول خداه فرموده است|فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ فِي صُورَتِي| شیطان قادر نیست خود را به صورت من درآورد . این می رساند که شیطان می تواند در غیر صورت اصلی رسول خدا خود را به شکل او در آورد و برای گمراه کردن مردم مدعی شود که رسول خداست، بعد باید توجه کرد هر مدعی صادق نیست و تنها سخن صادقان، مورد اطمینان، وپایدار بر شریعت خداوند پذیرفته میشود .

افراد بیشماری چون ابوجهل و ابو لهب و عبدالله بن ابی سلول بزرگ منافقان و دیگران، رسول خدا را در حال حیات دیده و به او ایمان نیاورده اند لذا دیدنش علیه الصلاة و السلام در خواب( به تنهائی ) از باب اولی  نمی تواند بیانگر چیزی باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] المقالات ج 1/13

[2] [الشيعة في الميزان/54]

[3] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص12

[4] رواه مسلم و غیره

[5]  مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 39

[6]  مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده  شماره 2 ص 61

[7]  مجموعه نامه هاي كاك احمد مفتي زاده (1 الي 12 ) نامه شماره  8  ص 112 و 113

[8] زمر 42

[9]  مجموعه نامه هاي كاك احمد مفتي زاده (1 الي 12 ) نامه شماره  8  ص 114

[10] اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ( فتوی رقم 9898 )

 
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:53  توسط salah  | 

 
offshore