تبليغاتX
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده
نقد و معرفی اندیشه و عقاید کاک احمد مفتی زاده رهبر حزب مکتب قرآن کردستان
تحليل تارخ و انقلاب ايران از زبان آقاي مفتي زاده

تحليل تاریخ و انقلاب ايران از زبان آقاي مفتي زاده

 

خون هزارا شهيد نامدار از حسين بن علي و عبدالله بن زبير تا سيد قطب و مدرس و خون صدها هزار و ميليونها شهيد گمنام ديگر از زمان استيلاي سلطنت اموي تا تاريخ حاضر بخاطر استقرار حكومت توحيدي  و زوال رژيمهاي ستمگر و فسادپرور طاغوتي چهارده قرنه………… را آبياري كرده است.[1]

از همان آغاز مرحله تازه قيام ايران در اواخر سال 56 با انواع وسايل تلاش مي كرديم تا حركت و مسير اين قيام ، با آرزوئي كه هم ما داشتيم و هم پيشروان قيام داشتند(يعني جهاني شدن انقلاب) انطباق يابد، يعني اينكه محصول اين انقلاب، انقلابي باشد اسلامي، كه هم بتواند جوابگوي نيازهاي زمان باشد هم توانائي مقابله با انواع توطئه ها و تفرقه اندازيها را داشته باشد هم وحدت اجزاي متفرق ملت ايران را واقعيت و استحكام بخشد و هم بتواند براي ديگر مسلمانان نيز، پيام تجديد اخوت و بازسازي امت واحد گردد.[2]

با علما و شخصيتهاي مذهبي و ساير مسلمانان اهل تشيعي كه از نقاط مختلف ايران به سنندج مي آمدند ساعتها بحث مي كرديم.[3]

گرايش به خاص ها تفرقه آورتر است به همين دليل است كه اصرار داريم رهبران انقلاب انگيز، خاص گرائي ها را چه در عقيده و چه در نژاد با رفع ستم مذهبي و ملي ريشه كن سازند.[4]

عامل كدورت و خصومت دو برادر ديني شيعه و سني نسبت به يكديگر حكومتهاي ضد مردمي بوده اند كه بخاطر تثبيت موقعيت خود به انواع دسيسه ها و فريبها دست زده اند كه نوعي از بدترين انواع خيانتها نسبت دادن خود به يكي از دو شاخه تسنن يا تشيع بوده است.[5]

از اهل تشيع جنايات شاهنشاهان ستمگر و سفاك اموي و عباسي و بعضي شاهان ديگ را به حساب اهل تسنن و اهل تسنن هم كشتار ددمنشانه شاهانشاهان صفوي را در پاي اهل تشيع حساب مي كنند در حاليكه آنها اصولاً مسلمان نبوده اند تا آنان را سني يا شيعه بناميم.[6]

با پيش آمدن انقلاب و پيروزي آن برنامه هاي خود را تعطيل كرده و با تمام وجود و صادقانه، خو را وقف انقلاب نموديم. و حداكثر تلاش را براي جلوگيري از برخورد مذهبي و كه رژيم بدان دامن ميزد مي نموديم، تا جائيكه براي بوجود نيامدن برخورد، اعلاميه هاي رهبران تشيع حتي امام را سانسور مي كرديم(مطالبي كه بدون توجه به شرايط و اوضاع منطقه نوشته بودند) مرتب از طريق مختلف، پيشروان انقلاب در تماس بوديم.[7]

مهمترين اقدام انقلابي براي اين حكومت آن است كه بمسير ضد اسلامي از امويان تا كنون پايان بخشد و خيانت اين رژيمها، ايجاد تفرق و خصومت در بين مسلمانان و متلاشي كردن اين امت واحد بصورت پيروان مذهب بوده است.[8]

كاش امام و ديگر پيشوايان صميمي انقلاب بطور كامل خصلت مسلمان انقلابي را كه از هيچ چيز واهمه نداشته باشند و همه پوسته ها را بشكنند و اسلام پيش از درست شدن مذاهب را(كه فقط اسلام بود و ديگر هيچ) زنده سازند، داشتند.[9]

اين حكومت هم مظلوم است و هم ظالم. مظلوم است زيرا محصول تلاش چندين ده ساله يك ملت، و حتي چندين قرنه يك امت و حتي تمام تاريخ مبارزات مستضعفان عالم براي در هم شكستن پنجه ستمگر اشراف و استكبار است.[10]

از جمله پيام ايشان به مردم اين است :هم وطنان مسلمان، اي برادر، و اي خواهري كه با قدرت ايمانت و با عاطفه اسلاميت و با خون عزيز و مقدس خود و عزيزانت بنيان ريشته دارترين و كهن ترين كاخ هاي ستم تكيه زده بر بزرگترين قدرتهاي جهانخوار زمان را بر كندي و يكي از درخشان ترين و با عظمت ترين داستان هاي اسطوره اي مانند ايثار را وكتاب آغشته  به خون تاريخ حيات بشر برنوشتي و نقش زدي.[11]

اي مسلمان، اي انسان با ايمان، اي خدا پرست، اي نجات دهنده سرنوشت بشر از سراشيب سقوط نهائي در چنگال آزمند و سيري ناپذير ماده اندوزان و دنيا پرستان خدا ناپرست ماديات پرست تاريخ، اي برادر و اي خواهر حسبي و ايماني عزيزتر از برادر و خواهر نسبي و جسماني.

چهارده قرن پيش روي زمين ميدان تاخت و تازهاي همه جانبه گروهاي مترفين بود .. پيامبر اسلام در چنين شرايطي ماموريت يافت كه با انقلاب همه جانبه و مبارزه اي بي امان و جهادي با مال و جان عليه اين مظامهاي استثماري قيام كند ، قيامي كه آرام و آسايش نمي شناسد و با راخت  طلبي سازشي ندارد [12]

مهمترين و خطر ناكترين حيله دشمنان خلق كوتاه كردن دست دين از زمامداري و سياست جامه بود . در قرون تاريخ اسلام نه تنها فرمانروايان داخلي منحرف از دين بودند كه اين آرزو را در سر مي پروراندند ( البته اينكه جرآت كنند و از اين نقشه خود كلمه اي بر زبان آورند ، اما همين سياست ضد خلقي جدا كردن دين از سياست روز به روز جامعه عظيم و فولادين توحيدي را به طرف سستي و بت پرستي سوق  داد ، رواج فساد به وسيله دستگاههاي حكمراني و بروز جنگهاي داخلي در بين گروههاي متخاصم قدرت طلب و استثمارگر مرتب رو به فزوني ميرفت تا تجزيه و ضعف بر همه چيره شد ، آنگاه حرص و طمع اساثمارگران خارجي قرنها در كمين نشسته پوزه بر دست نهاده نيز مجالي براي خود نمائي يافت .  [13]

پس از سقوط رژيم با اشكالاتي فراوان روبرو خواهيم شد و زماني طولاني لازم است تا جامع ما توانائي انتقال از يك جامعه تمام طاغوتي را به يك جامعه توحيدي به دست آورد ( اين مطالب را خدمت امام خميني سفارش كرده ام كه اميدوارم مورد توجه قرار گيرد ).[14]

علت سيطره يافتن حكومت شاهنشاهي بر جامعه اسلامي اين بود كه خلفاي راشدين گرفتار جنگهاي وسيعي با شاهنشاهان ايران و روم و اقمار آنها شدند و از پرورش نيروي متخصص حكومت ( اعضاي شوري ) به تناسب گسترش روز افزون جامعه غافل ماندند .[15]

آنچه بايد در اينجا به آن اشاره اي شود اينست كه نظام اقتصادي اسلام تا كنون بطور نهائي پياده نشده است در صدر اسلام بدليل گرفتاري دائم جامعه اسلامي در جنگ با دو ابرقدرت زمان شاهنشاهي ايران و روم و پس از صدر اسلام حكومت شوري تبديل به حكومت شاهنشاهي امويان شد كه خود نظام سخت طاغوتي بود و نمي توانست نظام توحيدي از هيچ جهتي اجرا كند .[16]

در اواخر دوران خلافت عمر ابن خطاب ( رضي ) كار ديوان آماده اجرا شد كه با اجراي آن هيچ كس درهمي پيش از ديگري نتواند خرج كند اما پياده كردن اين برنامه كه متضمن اجراي كامل و نهائي اقتصاد توحيدي بود به موجوديت امتياز دادن در بعد مادي جامعه نيز خاتمه ميداد ، به اين دليل بقاياي دو قدرت خطرناك طاغوتي يعني شاهنشاهي ايران و اشرافيت اموي دست در دست هم نهادند و توطئه را آغاز كردند و نتيجه اين اتحاد اهريمني شهادت عمر( رضي ) بود كه متاسفانه پس از آن شيرازه كار از دست رفت و به تريج هم اشرافيت و هم شاهنشاهي زنده شدند .[17]

اكنون تنها نور اميدي كه هست و در پرتو آن راههاي حل مي تواند قابل اجرا باشد نفوذ شخص امام خميني است در همه مسلمانان جهان ، كه اگر قاطعانه در موردي فرمان صادر كند خودخواهان يا ناآگاهان را ياراي مقابله و مقاومت نيست و خدا كند كه تا اين روشنائي باقي است قاطعانه از پرتو آن استفاده شود [18]

 



[1] كتاب در باره كردستان ص 4

 [2] كتاب در باره كردستان ص 8

[3]  كتاب در باره كردستان ص 9

[4]  كتاب در باره كردستان ص6

[5]  كتاب در باره كردستان ص 9

[5] كتاب در باره كردستان ص 64

[6]  كتاب در باره كردستان ص 65

[7]  ص كتاب در باره كردستان 78، 79

 [8] كتاب در باره كردستان ص 90

 [9] كتاب در باره كردستان ص 91

[10]  كتاب در باره كردستان  ص 144

[11]  كتاب در باره كردستان   ص 150- 151

[12] حكوكت اسلامي  ص 6

[13] حكوكت اسلامي  ص 9

[14] حكوكت اسلامي  ص 27

[15] حكوكت اسلامي  ص 33

[16] حكوكت اسلامي  ص 36

[17] حكوكت اسلامي  ص 37

[18]  حكوكت اسلامي  ص 114

|+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 1:19  توسط salah  | 

 
offshore