![]() |
![]() |
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:16 توسط salah |
|
|
بخش دوم : کتاب جواب شبهات پیروان حزب مکتب قرآن کردستان
.....و اگر علماي امت از همان آغاز پيدايش خوارج اقدام به روشنگري و رد آنها نمي کردند امروزه اهل ايمان در مقابله با اهل تکفير خلع سلاح بودند و اگر با بدع روافض و سب اصحاب مقابله نمي شد امروز کرامت اصحاب لگد مال مي شد و اسلامي که آنها پيام آورانش بودند زير سؤال مي رفت و اگر بدع جهميه و ارجاء انکار نمي شد امروزه اصول ايمان و توحيد دستخوش انحراف و غير قابل دفاع مي شد و اگر قدريه و جبريه مورد نقد و بررسي افکار واقع نمي شدند و گمراهيهايشان براي اهل اسلام افشا نمي گرديد امکان دفاع صحيح از اصول عقايد صحيح ممکن نبود و اگر معتزله و… و افکارشان از طرف اهل حديث و مدافعان سنت و طائفه منصوره مورد نقادي علمي قرار نمي گرفت حجيت احاديث آحاد زير سؤال رفته و انحرافات فکري در توحيد دامنگير جامعه اسلامي مي شد و درک اسلام حقيقي براي مردم مسلمان بسيار سخت و مشکل مي گرديد بنابراين افشاي انحرافات و نقد بدعت و شناساندن اهل آن يک سنت ديرينه و باعث حفاظت از کيان اسلام است. 9_ مفتی زاده در دفاع از عقايد خويش در مورد نبودن کفر در عالم مسائلي را بيان داشته اند که لازم است اشاره اي به آن داشته باشيم، ..... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 17:19 توسط salah |
|
|
بخش اول : کتاب جواب شبهات پیروان حزب مکتب قرآن کردستان آنچه در اين نوشتار خواهد آمد شبهاتي است که بعد از پخش کتاب تحقيقي بر افکار احمد مفتي زاده در ميان طرفداران مکتب و تعدادي از افراد ديگر مطرح گرديد که در اين رساله سعي گرديده به بحث در آن زمينه ها پرداخته شود و در حد توان به روشنگري اقدام کنيم باشد که مورد رضاي پروردگار و مايه خير و نفع رساني براي هدايت جويان گردد 1- مي گويند: در شرايطي که ما اين همه دشمن داريم آيا درست است به جاي اتحاد، همديگر را مورد شماتت قرار داده و آب به آسياب دشمن بريزيم؟ در جامعه اي که ما زندگي ميکنيم حق و حقوق ما پايمال شده و دوستداران اهل سنت مورد زندان و شکنجه و آزار قرار ميگيرند آيا در چنين اوضاعي به جاي اينکه دست در دست هم بگذاريم و متحدانه در مقابل دشمن از حقوق خويش دفاع کنيم چرا با انتقاد گرفتن و زير سوال بردن کاک احمد مفتي زاده دل طرفدانش را جريحه دار ميکنيد آيا اين کار شما توجيه پذير است ؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 17:8 توسط salah |
|
|
متهم كيست ؟ ۱۱ - تحليل تاريخ و انقلاب ايران از زبان احمد مفتی زاده "ای مسلمان، ای انسان با ايمان، اي خدا پرست، اي نجات دهنده سرنوشت بشر از سراشيب سقوط نهائی در چنگال آزمند و سيری ناپذير ماده اندوزان و دنيا پرستان خدا ناپرست ماديات پرست تاريخ، ای برادر و ای خواهر حسبی و ايمانی عزيزتر از برادر و خواهر نسبی و جسمانی. چهارده قرن پيش روی زمين ميدان تاخت و تازهای همه جانبه گروهای مترفين بود .. پيامبر اسلام در چنين شرايطی مأموريت يافت كه با انقلاب همه جانبه و مبارزه ای بی امان و جهادی با مال و جان عليه اين نظامهای استثماری قيام كند ، قيامی كه آرام و آسايش نمی شناسد و با راحت طلبی سازشی ندارد." [1] اين خطابه ای است كه مفتی زاده قبل از انقلاب، مردم ايران را به وسيله آن مورد خطاب قرار داده و آنها را تشويق به حضور در صحنه برای براندازی حكومت شاهنشاهی ميكند. كمونيستها اصطلاحی دارند چنانچه در جريان مبارزات،كسانی همسو با آنها و در راستای جهت گيری آنها، دريك جبهه واحد در مقابل دشمنی واحد قرار گيرند انقلابی، ولي اگر با همان افكار و عقائد، اما در مقابل آنها بی تفاوت باشند يا در جبهه مقابل آنها قرارگيرند مرتجع و واپسگرا خواهند شد، در اين خطابه نيز مفتی زاده براي اينكه نسبت به ديگران كمی نيارود همه را به اتحاد و همسوئی در يك مبارزه متحد دعوت ميكند تا همه گروههای جامعه ايران اعم از مسلمان و كتابی و مادی و بطور كلی همه را در زير لوايی واحد جمع و برای انجام كاری بسيج نمايد و چنان تحت تاثير احساسات انقلابی است كه تمام هم و رسالت پيامبراسلام صلی الله علیه و سلم را نيز در همان قالب سياسی روز،كه انقلابات ضد استثماری است خلاصه می نمايد و ميگويد: ... "با انقلاب همه جانبه و مبارزه ای بی امان و جهادی با مال و جان عليه اين نظامهای استثماری قيام كند....." كمونيستها آن قدر از ريشه حيوانی انسان دم می زنند تا سرانجام جامعه را با جنگل اشتباه گرفتند به همين خاطر بيشتر از تنازع و اختلاف و انقلاب دم می زنند و اصلاح و همزيستی را يك حركت ارتجاعی و امر به معروف و نهی از منكر و دعوت به خير را مخالف با انقلاب و پيشرفت و يك حربه دشمن طبقاتی براي تخفيف فشار و حفظ بقا تلقي كردند به همين خاطر بحث قهر آميز بودن مبارزه براي دگرگوني نظام اجتماعی را پيش آوردند هر چند اين امر نوعی تجديد نظر سياسی از جانب لنين در عقايد جبری كمونيست بود ولی تنها وسيله تحقق حاكميت كمونيست كه در تضاد با فطرت بشر بود از همين راه و با تكيه برقهر و ديكتاتوری ميسرميگرديد، وبا كمال تأسف اين تلقيی غلط كمونيستی مورد قبول احزاب ملی و مذهبی وغيره در مناطق ما نيز واقع شد، ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر ۱۳۸۷ساعت 8:27 توسط salah |
|
|
۱۰ - روابط عقيدتی، سياسی و اخلاقی با ديگران از ديدگاه احمد مفتی زاده
سرانجام مفتی زاده به جاي بازبينی تفكرات خويش و بازگشت از انديشه های اشتباه، به كمك كردن يك حركت لائيكی غيرمسلمان نيز در صورت مقابله باحاكميت فتوی می دهد چنانكه می گويد : " گروهی زياد كه مدافع از حق اند و در برابر باطل می جنگند اينها بعضی از اعمال اين حكومت را می بينند كه نادرست و ظالمانه است… اين عده را از اين جهت كه مدافع حق اند بايد تقويت كرد خواه مسلمان باشد يا نامسلمان."[1] نامسلمانی كه مفتی زاده از آن ياد ميكند بچه مسلمان فريب خوردهای است كه بدون تحقيق به دام كمونيستها افتاده و به اميد سرابي كه برايش ساخته اند به راه افتاده و سر از پا نشناخته خود را سپر بلای كمونيستها نموده و چشمان خويش را نسبت به تمامی حقايق بسته است چنين افرادی كه بديهی ترين مسائل باور را انكار كرده و در راستاي تحقق الحاد و نابودي دين در جبهه مخالفين حكومت قرار گرفته اند، معلوم نيست مفتی زاده كدام اقدام آنها را دفاع از حق می داند كه اين گونه ارتداد آنها را سهل و حكم به تقويت و حمايتشان می دهد و زمينه گرايش به آنها را در ميان جوانان مسلمان آسان و در نهايت جبهه بي دينی را آگاهانه و يا ناآگاهانه تقويت می كند؟ كمترين ضرری كه از جانب اين افراد مورد نظر مفتي زاده نصيب ملت كرد شد اين بود كه فرهنگ بيش از هزار ساله اين مردم، مورد هجوم قرارگرفت و با انواع عقايد و افكار و ارزشهای الحادی و اروپايی مخلوط، طوری كه باز شناختنش احتياج به دقت فراوان دارد و كمترين هديه آنها برای ملت كرد بی بند و باري و فساد اخلاقی بود وتحت نام آزادی و با نام انسانيت و آزادی، كرامتها را لگدمال و به همه ارزشها پشت پا زدند، آيا در چنين وضعی اينگونه بايد از ارزشهای دينی حمايت كرد؟ مگر كار يك مسلمان ابلاغ دين است يا تأويل كفر؟ انا لله و انا اليه راجعون. [1] كتاب در باره كردستان ن ص 149 ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر ۱۳۸۷ساعت 7:40 توسط salah |
|
|
۹ - چند فتوای مفتی زاده "- اگر پزشك داراي دو شرط باشد ( هم حاذق باشد و هم صادق ) اگر حرام را تجويز كند _ و لو نجس _ ، و اين تجويز ، تنها راه درمان باشد ، استعمال آن حرام ، به تناسب احوال، مباح يا مستحب و يا واجب است ."[2] محال است که خداوند چیزی را حرام کرده باشد ولی شفای مریض را در تناول آن قرار داده باشد وبه همین دلیل چیزی که با دلایل شرعی حرام باشد قطعاً فاقد خصوصیت داروئی برای بهبودی می باشند چنانکه در روایت ابن مسعود که بخاری شریف راوی آن است آمده است که :|إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْ شِفَاءَكُمْ فِيمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ| (خداوند شفاي شما را در چیزی که بر شما حرام کرده قرار نداده است). "- موسيقي را در ذات خود مباح ميدانم ( مگر اينكه عواملي موجب شمول يكي ديگر از احكام خمسه گردد ) پس استفاده از ادوات آن مشروع است و لذا هر نوع معامله مشروع آن نيز مشروع."[3] ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 22:15 توسط salah |
|
|
۸ - بررسی مواضع حديثی مفتی زاده دخالتهای آقای مفتی زاده در احادیث و قبول و ردهای بسیار زیاد وی در اين زمينه بدون رعايت كردن قواعد علمي كه ثمره زحمت هزارساله علماي اسلام است ما را وادار به موضعگيري و به پيروي از سلف صالح دفاع از احاديث صحيحي نمود كه بوسيله متخصصين امر در كتابها جمع آوري و تدوين شده است ولي توسط امثال مفتي زاده مورد شك و ترديد واقع گشته اند، لذا در سايه زحمت علماي امت رحمة الله تعالي عليهم اجمعين ضمن بررسي ديدگاههاي حديثي مفتي زاده، احادیث مورد اطمینان او را مورد بازبيني قرارداده و در معرض افكار جامعه ديني مي نهيم تا حقیقت و واقعیت امر بر حق جويان روشن گردد . و از تمام افراد حزب مکتب مفتی زاده خواستاریم حتی برای یکبار هم که شده، تعصب را کنار گذاشته و حاضر باشند سخن غیر مفتی زاده را بشنوند . احمد مفتی زاده و حديث یکی از شرایط احمد مفتی زاده برای قبول حدیث، عرضه کردن آن بر قرآن است و در این رابطه تفكراتش را بر پايه يك حديث ساختگي و موضوع كه از نظر علماي حديث فاقد هرگونه ارزش علمي است قرار مي دهد كه در اينجا به بررسي آن مي پردازيم، روايتي به رسول خداه نسبت داده اند كه در آن فرموده است: ( إذا حدثتم عني حديثا فاعرضوه على كتابِ الله فإن وافقَ فاقبلوه وإن خالف فردوه.) اگر حدیثی از من به شما رسید، آنرا بر قرآن عرضه کنید در صورتي كه موافق قرآن بود آن را قبول کرده و اگر مخالف آن بود ردش کنید . امام عجلوني در کشف الخفاء و همچنین امام صنعانی هر دو میفرمایند این حدیث موضوع است. و امام بيهقي در ( المدخل الصغير) مي فرمايد:( والحديث الذي روي في عرض الحديث علي القرآن باطل لا يصح و هوينعكس علي نفسه بالبطلان فليس في القرآن دلالةعلي عرض الحديث علي القرآن.) حديثي كه در مورد عرضه كردن فرموده رسول گرامي بر قرآن روايت شده است باطل است و صحيح نيست و موجب ابطال خود نيز مي باشد چون در قرآن هيچ دلالتي مبني بر عرضه داشتن احاديث بر قرآن وجود ندارد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 22:8 توسط salah |
|
|
۷ - نقد پيامبران از زبان احمد مفتی زاده مفتی زاده در مورد ابراهیم خلیل ؛اظهار میدارد:"ابراهيم بزرگوار نيز با آن همه عظمت درك از اهميت و اولويت پرورش غافل بود كه دعا ميكند " ربنا وابعث فيهم رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهم آَيَاتِك وَيُعَلِّمُهمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهمْ و ...( [1] اما خدا در اجابه دعوت او مقياس ارزيابي را براي ما تصحيح ميكند كه" كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آَيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ [2]"[3] چنانکه ملاحظه می کنید مفتی زاده خود را در مقام و منزلتی می بیند که به بررسی کار انبیاء بزرگوار پروردگار نیز، اقدام کند البته برای کسی که مدعی رسالت خاص از طرف رسول رب العالمین باشد ادعای این امر نیز بعید به نظر نمی رسد اما شایان توجه است که اولویتها در مسائل علمی و پرورشی هنگامی مطرح است که علوم تجربی صرف، که تنها به منزلت یک وسیله ای در اختیار بشرند مورد استفاده قرار گیرند و در آن هنگام این گزینه مطرح میشود که آیا بدون تربیت و پرورش، امکان استفاده از وسایل علمی، در اختیار افراد گذاشته شود یا نه؟ اما در مورد آموزه های دینی که خود عین هدف و وسیله تحقق پرورش و تزکیه اند مطرح نمی باشند، چون برای تربیت و پرورش افراد و مجتمعات راهی جز آموزش اصول و اهداف متعالی بشر که سرلوحه وحی پروردگار در بعثت انبیاء است وجود ندارد و به همین دلیل تقدم و تأخر تزکیه در آیات مورد بحث از این جنبه مورد نظر نیست و اگر غفلتی در آن موجود بود خداوند متعال به صراحت آن را بیان می نمود همانگونه که در موارد مشابه چون آیات آغازین سوره (عبس ) که در آن رسول گرامی اسلام مورد تذکر قرار میگیرد بیان گردیده است. در تفسیر سعدی زیر آیه مورد بحث آمده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:59 توسط salah |
|
|
۶ - اعتقاد احمد مفتی زاده به رجعت رجعت یک عقیده شیعی است و بیشتر شیعیان بدان شناخته شده اند که برای اثبات به گفته تعدادی از بزرگان آنها استناد میجوئیم، شیخ مفید میگوید:{اتفقت الإمامية على وجوب رجعة كثير من الأموات إلى الدنيا قبل يوم القيامة[1]} (شیعه امامی بر اینکه بسیاری از اموات پیش از قیامت به دنیا بر میگردند اتفاق دارند). محمد جواد مغنیه میگوید:{إن الله سيعيد إلى هذه الدنيا قوما من الأموات ويرجعهم بصورهم التي كانوا عليها، وينتصرالله بهم لأهل الحق من أهل الباطل، وهو معنى الرجعة[2]} (خداوند جمعی از مردگان را در همان شکل و قیافه که برآن بوده اند به این دنیا بر میگرداند و به واسطه آنها اهل حق را بر باطل یاری می دهد). مفتي زاده نیز معتقد است پيامبر وديگر صالحان بعد از مرگ و رفتن به عالم برزخ مي توانند با اذن پروردگار به دنيا برگردند و اين كار متحقق نيز گشته است، با این فرق که اهل شیعه معتقد به برگشت خوب و بد به گمان خویش هستند و مفتی زاده برگشت به دنیا را تا جايی که ما اطلاع داریم تنها در مورد صالحان بیان داشته است آنجا که اظهار میدارد: "هرگاه حضرت رسول _صلوات الله و سلامه عليه و آله _ كسي را سرافراز فرمايند، با مأموريت و رسالت خاص از طرف خداست. .......... آخر آن حضرت اگر با اذن يا رسالت الهي، نسبت به كسي، آشنائي و محبت پيدا كردن ، از پروردگار برايش درخواست مغفرت و رحمت ميكند. زيرا ميشود اهل اين دنيا، از دعاي خير يكديگر، يا اهل برزخ بهره گيرند."[3]
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:53 توسط salah |
|
|
۵ - بعضی از عقايد احمد مفتی زاده آقای مفتی زاده همانگونه برای ادعاهایش، خود را بی نیاز از ارائه دلیل می داند چنانکه برای شرفیابی حضوری هیچ قول صحیحی را از تربیت شدگان راستین عصر سعادت ارائه نمیدهد و آیه و حدیثی را مستند قول خویش قرار نمی دهد از طرف دیگر با فراخ بال با هر عقیده ای می سازد و از جمله بدعت گذارانی است که کوس آشتی با عقاید غیر دینی را به صدا در آورده است، آری او از جميع جهات با وسعت نظري، وصف ناپذير هر نوع عقيده و انديشه اي را براي مدعيان و پيروان صادق آن، محترم می داند.[18]) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:40 توسط salah |
|
|
۴ - مبالغه و افراط در مورد مفتی زاده مكتبيها در مورد مفتی زاده چنان راه افراط در پيش گرفتند كه او را در رأس امت جای دادند و همين امر راه را برای افراطهای بعدی در مورد او گشود چنانكه بعد از ابوبكرصديق او را در مقام افضل امت اسلام قرار دادند،"شخصيت كاك احمد به صورتی پيامبرگونه و برتر از علماي معاصر، سلف صالح و صحابه حضرت رسول اكرم - جز حضرت ابوبكر صديق- معرفي شده است[4]" حتي بعضي از افرادشان در محاورات، او را برتر از انبياء بنی اسرائيل ميدانند و از او به عنوان حجت مطلق نام ميبرند و این چیزی است که پيروانش به آن اذعان ميكنند"براي ما پيروان مكتب قرآن بعد از نصوص كتاب و مسلمات سنت تفسير و برداشت و آراي كاكه احمد- س- كه قطراتی برگرفته از چشمه سارهاي حياتبخش كتاب و سنت اند حجت است و مطالب آن بزرگوار را بر اساس نظر خود ايشان، با روش شورايی و عدم تكيه بر رأي فرا می گيريم و بكار می بنديم."[5] گرچه مسلمات سنت مورد اشاره را فقط در نوشتهها ميگنجانند چون بررسی صورت گرفته توسط علمای امت اسلام نزد آنها عملاً فاقد ارزش دينی و به همين خاطر معتقد به بازنگري و بررسي مجدد آن هستندچنانكه ميگويد"اگر بخواهيم اسلام راستين را در جامعه پياده كنيم بايد قبلاً بكوشيم تا آن موازين و اصول درست را از مآخذ اصلی(كتاب و سنت مسلم- كه باز، خود روشن شدن اينكه كدام حديث مسلم است و كدام نامسلم، تحقيق و بررسی عالمانه و بی غرضانه می خواهد) دوباره بدست آوريم از اين اصول و موازين كلي نسخه لازم را براي معالجه امراض زمان خودمان تهيه كنيم."[6] بدون توجه به زحمت بيش از هزار سال علماي امت مي خواهد مايه محرومیت جامعه اسلامی از شريعت شود و سرانجام انديشه های خويش را به جاي دين قرار دهد اما زماني كه از بررسي عالمانه احاديث باز ماند شروع به سرودن اشعار نمود و در دنيای تفكرات و تأويلات شاعرانه معجونی ساخت و آن را چون اكسيری كيميا به دوستان معرفی نمود چنانكه ميگويد:"اكثر سخنانی كه براي شما و با شما دارم، در همان«شعرها» هستند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 21:25 توسط salah |
|
|
۳- اسلام از ديدگاه احمد مفتی زاده مفتی زاده معتقد است اصلاً اسلام در زمان ما، مصداق خارجی ندارد هر چيز كه وجود دارد به صورت صوري و اسمي است چنانكه ميگويد:"مسلمان در زمان ما شامل ما صدق هايي است صوري و يا اسمي كه به اعتبار اندازه ايمان و عمل، درجات فراوان دارد و ما ناچار از اين واقعيت صرف نظر ميكنيم."[5] به همين دليل همانگونه كه مسلمانان را مسلمانان حقيقي نمي پندارد بلكه آنها را مسلمانان درصدي ميداند و همين قائده درصد را وسيله تشخيص نامسلمانان نيز قرار ميدهد و در نتيجه در اين سنگين و سبك كردن، ارزش اعمال نامسلماني را تا آن درجه بالا ميبرد كه مورد غبطه هر مسلماني قرار گيرد همانگونه كه در سخنراني معروفش از لومومباي كمونيست به عنوان محبوبان خدا ياد ميكند چون معتقد است اين ملحد مؤمن براي منافع خلق با استعمار سياه جنگيده و مورد نفرت حکومت سرمايه داري بوده است. لذا نامسلمان بودن را مرادف كفر نمي انگارد چنانكه ميگويد: "هميشه، مسلمان نبودن، مساوی كافر بودن يا منافق بودن نيست زيرا ممكن است كسی مسلمان نباشد اما اين نامسلمانی بدليل پيدا نكردن شناخت و تصور مؤثر و انگيزنده نسبت به دين اسلام باشد كه در اين صورت چون جزء اول از اجزای كفر و نفاق(حصول شناخت) حاصل نشده، آن شخص نه كافر بحساب می آيد نه منافق، بلكه او در اينصورت غير مبعوث و غير مكلف است هر چند حتی در يك جامعه و يك خانواده مسلمان اسمي هم زندگي كند(آن اسلام اسمي با اسلام راستين تفاوت دارد و نمي تواند وسيله ای برای شناخت اسلام راستين گردد و لذا حجتی برای واداشتن مردم به پذيرش اسلام به حساب نمي آيد)… اين اصل در مورد يك يك مسائل اسلامی هم صادق است و ممكن است يك مسلمان حتي در بنيادی ترين مسائل مانند توحيد از موازين اسلامی منحرف باشد ولی كافر يا منافق بحساب نيايد و حتی به دليل اينكه تا آنجا كه اسلام را شناخته، آنرا پذيرفته او را مسلمان هم میشناسيم."[6] اشتباه اساسی مفتی زاده در اين تئوری پردازی اين است كه كفر را درانکار عالمانه منحصر ميدارد و حال آنكه يكی از انواع كفر، كفر جهل است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 20:50 توسط salah |
|
|
۲- کفر از ديدگاه احمد مفتی زاده درمورد كفر، مفتی زاده اظهار می دارد:"كفر در جزء اول معنی ايمان با ايمان شركت دارد اما در جزء دوم از آن جدا می شود يعنی شخص بهمان واقعيتهای اساسی و عالی، شناخت و معرفت پيدا می كند اما به خاطر روابط گوناگون و تعلقات مادی و امتيازاتی كه به آنها وابسته است نمی خواهد خود را با آنچه شناخت او اقتضا دارد تطبيق كند. آمال و عواطف و… خود را با آن هماهنگ و هم جهت سازد."[1] در سی دي تصويری كه در توضيح كفر و كافر از وی به جا مانده می گويد:"وقتی به كسی گفته ميشود كافر، بايد حق به تمامی وضوح يعنی كل حق نه فلان مسئله جزئی به او عرضه شده باشد و او در مقابل آن بايستد و اين هميشه كم بوده و شرط آن عرضه شدن حق است و هم اكنون در هيچ كجاي دنيا حق به تمامي عرضه نميشود. در اوايل انقلاب و این آشفتگی خيلی به من ميگفتند اين گروهها كافرند بايد با آنها بجنگيم بسيار توضيح ميدادم كه در ميان آنها كسان زيادی هستند كه خيال ميكنند ما به اين ملت و مردم خيانت ميكنيم لذا با ما مخالفت ميكنند و به همين خاطر ما را ميكشند و افراد ما را در زير شكنجه قرار ميدهند بنابراين با اين حال آنها دارند عبادت ميكنند پس چگونه من ميتوانم حكم جنگ با كسانی را صادر كنم كه مشغول عبادتند و در موردشان بگويم آنها مهدور الدم هستند چون در صورت روی دادن جنگ چه بكشيم و يا كشته شويم باز هم ما قاتليم." ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 20:30 توسط salah |
|
|
۱- ايمان از ديدگاه احمد مفتی زاده آقاي مفتي زاده در همان کتاب بيان ميدارد كه: (ايمان از دو جزءتشكيل گرديده است: اول، پيدا كردن معرفت و شناخت در باره حقايق اساسي و بنيادي عالم وجود عموماً و انسان خصوصاً می باشد(نياز هستي به آفريدگار). دوم: آنچه آفريننده ما و هستي بخاطر بهره گيري درست ما از نيروهايمان و امكاناتي كه هميشه پيمودن آن مقدور است برايمان تعيين كند صميمانه و از اعماق قلب و با تمام وجود بپذيريم بدين معني كه تمام آمال و آرزوها و عواطف و احساساتمان را با آنچه شناخت و فهممان اقتضا مي كند هماهنگ سازيم و همه را در اين جهت توجيه كنيم (ديگر در مورد مفهوم ايمان جنبه تطبيق ظاهري(عمل) بالذات مطرح و مورد نظر نيست.) ايمان را ايشان شناخت و معرفت، و پذيرش قلبي آن معرفي مي نمايد و تطبيق ظاهري عمل را با آن، جزو معني و مفهوم آن قرار نمي دهد در حاليكه با توجه به نصوصي قطعي و مسلم ديني اهل سنت، ايمان را قول و عمل مي دانند و آن را به قول قلب كه همان تصديق و اعتقاد و قول زبان كه همان اقرار و اعتراف كردن آن با زبان است و عمل را نيز به عمل قلب كه محبت و قبول و انقياد و توكل و اخلاص و خشوع و … و عمل جوارح تقسيم مي نمايند و آنجا كه رسول گرامي اسلام ميفرمايد ايمان هفتاد وچند شعبه دارد بالاترين مرتبه آن گفتن و اقرار به لا اله الا الله و پائين ترين مرتبه آن برداشتن چيزي كه موجب آزار در راه مسلمانان است ميباشد و حيا شعبه اي از آن است ناظر به همان معناست و كسي كه عمل جوارح را از مفهوم و معني ايمان خارج گرداند چنين فردي مرجئي است كه صاحبان چنين انديشه اي به شدت مورد انكار سلف صالح امت قرار گرفته اند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 19:57 توسط salah |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و علی آله و صحبه اجمعین. این وبلاگ توسط عده ای از اندیشه وران اهل سنت و جماعت کردستان ایران ایجاد شده و هدف آن تحذیر کسانی است که به جهت عدم آشنایی با کتاب و سنت صحیح و سیره و منهج سلف صالح به خاطر حزبگرایی و محبت شدیدی که برهانی از سوی خدا و رسول برای آن ندارند از منهج فرقه ناجیه فاصله گرفته اند . نیز آگاهی بخشیدن به کسانی که به علت عدم آشنایی به حقیقت پنهان حزب مکتب قرآن کردستان در معرض انحراف هستند، چراکه علم و آگاهی کافی از کتاب و سنت به فهم سلف صالح علیه نواقص و نواقض عقیدتی آنان ندارند. باشد الله جل جلاله این وبلاگ را وسیله خیر و برکت و احیای عقیده و اندیشه صحیح قرار دهد. آمین |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد ۱۴۰۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ اسفند ۱۳۸۵ |
| پیوندها |
|
وبلاگ eeman و عقیده صحیح وبلاگ ڕۆچنه : نقد و بررسی مکتب قرآن |
|
RSS
|