![]() |
![]() |
|
|
۹ - چند فتوای مفتی زاده طرفداران مفتی زاده دررابطه با تدریس احادیث اربعین نووی وتدریس درس سیره پیامبره از او اجازه میگیرند، او نیز اینچنین میگوید : "- اما نظرم در باره کتابها : استحکام در آنچه مربوط به دین است ضروری است – برخلاف علوم ومسائل دیگر – لذا : 1- از نورالیقین وکتاب مرحوم هیکل وسایر کتب سیره گلچین کنید - از اربعین تنها همان چند حدیث را که علامت زده ام ، آموزش دهید اما با تصریح به عدم اذن شرعی خودتان مگر با تعیین ( مانند همین مورد ) طبعا گلچین سیره هم بعد از اجازه خاص باید تدریس شود."[1] "- اگر پزشك داراي دو شرط باشد ( هم حاذق باشد و هم صادق ) اگر حرام را تجويز كند _ و لو نجس _ ، و اين تجويز ، تنها راه درمان باشد ، استعمال آن حرام ، به تناسب احوال، مباح يا مستحب و يا واجب است ."[2] محال است که خداوند چیزی را حرام کرده باشد ولی شفای مریض را در تناول آن قرار داده باشد وبه همین دلیل چیزی که با دلایل شرعی حرام باشد قطعاً فاقد خصوصیت داروئی برای بهبودی می باشند چنانکه در روایت ابن مسعود که بخاری شریف راوی آن است آمده است که :|إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْ شِفَاءَكُمْ فِيمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ| (خداوند شفاي شما را در چیزی که بر شما حرام کرده قرار نداده است). "- موسيقي را در ذات خود مباح ميدانم ( مگر اينكه عواملي موجب شمول يكي ديگر از احكام خمسه گردد ) پس استفاده از ادوات آن مشروع است و لذا هر نوع معامله مشروع آن نيز مشروع."[3] در مذاهب جمهور اهل علم، اعم از مالکی و حنفی و حنبلی و شافعی موسیقی حرام است و این می رساند که ایشان پیوندی با مذاهب اسلامی هم ندارد. "- (مراد از كتاب و حكمت ) خلاصه اينكه : كتاب يعني : قوانين و موازين دين ، و حكمت يعني خوب فهميدن و خوب رعايت كردن رازها و حكمتهايي هم كتاب ، هم آنچه در زندگي مطرح ميشود و دين به آن توجه داشته باشد."[4] مراد از حکمت را مفسرین نامدار اسلام سنت دانسته اند برای اطلاع به تفسیر ابن کثیر و قرطبی و سعدی و باقی تفاسیر معروف اهل سنت مراجعه نمائید. "- روايات رجم را مطلقاً معتبر نميدانم ، و حكم آن را ، مخالف قرآن يعني : غير اسلامي ميدانم."[5] "- من چگونه وظايفي بر شما تحميل ميكنم كه شرط آن ، داشتن توانائي اجتهاد آزاد است، در حاليكه ميدانم نداريد، و لذا ازتان تعهد ميگيرم كه : خارج از رأي پذيرفته شده اين برادرتان ، ملتزم به راجح مذهب شافعي باشيد." [6] به جای دعوت به کتاب و سنت رهروانش را دستور به پیروی نمودن از خود و تقلید كردن از مذاهب می دهد گرچه قسمت دوم سخنش هم صرفاً ادعا بود چون پيروانش نمازهای جمعه و جماعت و تراویح را ترك نمودند و انواع عقاید بدعی و شرکی را به دایره فکری خود وارد کردند ، با اين حساب چگونه مي توانند مدعی تقلید از مذهب شافعی باشند . "- باز تأكيد ميكنم كه بر خلاف بعضي نوشته در كتابها نبايد كسي را چه خردسال و چه بزرگسال ، براي نماز ، بدون اذن مخصوص يا معلوم خودش ، بيدار كرد."[7] در حالی که رسول گرامی میفرماید در هفت سالگی به فرزندانتان نماز خواندن را یاد بدهید و بعد از ده سالگی به سبب ترک كردنش آنها را بزنید ، از طرف ديگر مگر دعوت به انجام نماز، امر به معروف نیست ؟ و بی تفاوتی ، نشان از بی مسؤلیتی در قبال مسلمانان نمیباشد؟ "- اگر از پيروان ساير مذاهب ( حنفي _ مالكي _ حنبلي _ جعفري _ زيدي ) مراجعه داشتند با مراجعه لازم در فقه متبع آنان طبق راجح آن مذهب جواب دهد يا اقدام كند." [8] با این حساب از نظر مفتي زاده دعوت به خیر جايز نيست و اسلام به معناي حق هاي متعدد است، آيا باید اینگونه بر سرگردانی مردم صحه گذاشت وبه جاي دعوت به قرآن و سنت آنها را در دنياي اختلافات رها نمود تا هركدام راهي را به اقتضاي تشخيص خويش برگزيند ؟ و آيا اين امر مغاير با راه مستقيمي نيست كه مسلمان موظف است روزي حداقل 17 بار آن را از خداوند درخواست نمايد ؟ راهي كه موافق حق و دوراز راه گمراهان عالم است. "- سابقاً تصور مي كردم در دنياي امروز، يك يكي «كافر» پيدا مي شود. اما با كمي آشناتر شدن به قرآن، و به احوال بعضي كه قبلاً سران عالم و عامد كفرشان مي پنداشتم، به اين واقعيت رسيدم كه: اكنون- مانند اكثر ادوار تاريخ- ممكن است يك فرد كافر وجود نداشته باشد، زيرا بقول مرحوم شيخ محمد عبده- درجاتش در دار رحمت والاتر باد- بايد «دين» در صورت درست و كامل آن عرضه گردد، آنگاه مقابله گر با علم و عمد كافر خواهد بود. و بنظر من همراه چنان عرضه اي وجود «شاهد»،« نمونه اي عيني» دين هم لازم است تا عقل بواسطه كامل بودن حجت بي ترديد گردد."[9] - در توضيح حق نسبي مفتي زاده بيان ميدارد كه : "حق نسبي مثل مثلاً قيام بزرگواراني مانند لومومبا، با فكر ماركسيستي، واقعاً بزرگواران، محبوبان خدا اين ملحدهاي مؤمن، شايد اين تعبير عجيبي باشد در نظر شما، براستي مؤمن در حساب خدا، در قلب مؤمن در ذهن ملحد، انكار خدا ميكند، اما قلبش از ايمان ميدرخشد، حاضره اون همه زجر و آزار و بدبختي را تحمل كند ....براي نجات خلق، امثال اين انسانهاي بزرگوار محبوب خدا زيادند."[10] راستی عجیب است اگر هر کس جز مفتی زاده نزد پیروانش چنین سخنی را گفته بود حتماً او را متهم به جنون میکردند اما متأسفانه حزب گرائی پرده بر دیده ها میکشد و انسان را نسبت به درک حقایق کور میکند. "- اگر يك نفر عادي دزدي كند يا عمداً و آگاهانه زياني مادي و معنوي به ديگران برساند و انحراف در جامعه انعكاس نيابد و فقط مسئله اي باشد مابين او و طرف مقابل اگر اين شخص از انحراف خود صميمانه پشيمان شود و به هر ترتيب مشروع و صادقانه زيان طرف را جبران كند ديگر مجازاتي بر او باقي نمي ماند."[11] با توجه بدين امر از نظر مفتي زاده سرقت، حق عمومی نمي باشد و اینکه رسول گرامی ه در حدیث صحیح فرموده است : سوگند به خدا اگر فاطمه دختر محمد دزدی کند دستش را قطع می کنم، بر اساس تلقی ایشان صحیح نیست، لذا نباید دست سارق را قطع کرد بلکه قطع آن موقوف به انعکاس دزدي در جامعه است . اینگونه مخالفت با همه مذاهب و اجماع فقها نشانه همان اندیشه خطايي است كه چنين گمراهي پديد مي آورد، آری سایه درخت خمیده راست نخواهد بود. اميد است به وسيله امر به معروف و نهي از منكر و دعوت به حق و پذيرش آن از سوي حق جويان اعتصام به حبل الله و دوري از تفرق و بازگشت به قرآن و سنت در سايه درايت و فهم سلف صالح برايمان مقدور و ممكن گردد. [1] قسمتي از نامه شماره 7 مورخه 16/07/70 خطاب به شوراي مديريت مكتب [2] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 22 [3] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 37 [4] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 64 [5] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 98 [6] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 107 [7] مجموعه اي از نامه هاي كاك احمد مفتي زاده شماره 2 ص 115 [8] مجموعه نامه هاي كاك احمد مفتي زاده (1 الي 12 ) نامه شماره 2 ص 22 [9] نامه شماره6 صفحات4و5 ( براي توضيح در اين مورد به سلسله اول از سري بحثهاي افكار مفتي زاده مراجعه كنيد) [10] نوار تصويري در مورد كفر كافر [11] در باره كردستان ص 133 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ساعت 22:15 توسط salah |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و علی آله و صحبه اجمعین. این وبلاگ توسط عده ای از اندیشه وران اهل سنت و جماعت کردستان ایران ایجاد شده و هدف آن تحذیر کسانی است که به جهت عدم آشنایی با کتاب و سنت صحیح و سیره و منهج سلف صالح به خاطر حزبگرایی و محبت شدیدی که برهانی از سوی خدا و رسول برای آن ندارند از منهج فرقه ناجیه فاصله گرفته اند . نیز آگاهی بخشیدن به کسانی که به علت عدم آشنایی به حقیقت پنهان حزب مکتب قرآن کردستان در معرض انحراف هستند، چراکه علم و آگاهی کافی از کتاب و سنت به فهم سلف صالح علیه نواقص و نواقض عقیدتی آنان ندارند. باشد الله جل جلاله این وبلاگ را وسیله خیر و برکت و احیای عقیده و اندیشه صحیح قرار دهد. آمین |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد ۱۴۰۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ اسفند ۱۳۸۵ |
| پیوندها |
|
وبلاگ eeman و عقیده صحیح وبلاگ ڕۆچنه : نقد و بررسی مکتب قرآن |
|
RSS
|