هركس جز اسلام دين دیگری برگزیند كافر است

 تأليف: عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين

مقدمه:

حمد و ثنا شايسته خداوندي است كه مرا براي عبادت آفريد، خداوندي كه تصرفات و مقصود خويش را در ما جاري نمود. هر آن كس از بندگانش را كه لايق دانست توفيق توحيد و هدايت عنايت فرمود و ديگران را خوار و مطرود و از خود براند؛ او را حمد مي كنم و شكر نعمتش را به جاي مي آورم كه او شكرگزاران را به فزوني نعمت بشارت داده است. شهادت و اقرار كرده و اعلام مي دارم كه معبود به حقي جز او كه بي همتاست وجود ندارد و اين برترين نوع شهادت است و باز آگاهانه اقرار و اعتراف كرده و اعلام مي دارم كه محمد صلي الله عليه وسلم بنده و فرستاده اوست. سلام و رحمت و بركات پروردگار بر او، آل، اصحاب و نوادگانش باد. اما بعد:

خداوند متعال مي فرمايد:(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)[1] «جن و انسان را تنها براي عبادت خود آفريدم». (يعبدون) توحيد پروردگار متعال در عبادت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:46  توسط salah | 

رد عبدالفتاح الحايك توسط استاد شيخ عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وبه نستعين

الحمد لله وحده وصلى الله على محمد وآله وصحبه وسلم. وبعــد:

نوشته اي كه به قلم فردي به نام(عبدالفتاح الحايك) در روزنامه شرق الاوسط شماره 5824 روز سه شنبه برابر با 4/6/1415 ه.ق چاپ شده بود را مطلع شدم. نامبرده اعتراف نموده است كه مفتي نيست و فتوا نمي دهد اما با اين حال بدون آگاهي فتوا داد و حكم بهشتي بودن را براي يهوديان معاصر و نصاري و هندوها و بودائي ها و قادياني ها و مشركين و منافقين صادر نموده است و برايش جاي تعجب است كه مجموع اين ميلياردها انسان سرانجامشان آتش باشد و نمي داند كه الله تعالي بهشت را خلق و اهل آن را كه هنوز در پشت پدرانشان بودند آفريد و آتش را خلق و اهل آن را نيز كه هنوز در پشت پدرانشان بود بيافريد و خطاب به آتش فرمود:(أنت عذابي أُعذِّب بكِ من أشاء، وللجنة: أنتِ رحمتي أرحم بكِ من أشاء، ولكل منكما عليَّ ملؤها) «تو عذاب من هستي و به وسيله تو هركس را بخواهم عذاب مي دهم و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستي و به وسيله تو به هركس بخواهم رحم مي كنم و بر من لازم است هركدام از شما را پر كنم».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:41  توسط salah | 

دليل تكفير يهود و نصاري

خداوند يهود و نصاري را حتي در سوره فاتحه نيز نكوهش كرده است چنان كه مي فرمايد: ﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ﴾ «راه كساني كه به آن ها نعمت داده اي نه راه كساني كه مشمول خشم تو واقع شدند و نه راه گمراهان». همان گونه كه در حديث صحيح آمده است، مشمولان غضب همان يهودي و گمراهان نصاري هستند.[1].


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:39  توسط salah | 

آيات وارد شده در مورد تكفير يهود و نصاري و بيان نوع كفرشان

آيات در اين زمينه و بيان نوع كفر و شرك و تحريف كردن آيات توسط آن ها بسيار زياد است و خداوند آن ها را دعوت به پذيرش و وارد اسلام شدن مي نمايد همان گونه كه مي‌فرمايد:﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا﴾[1] «اي اهل كتاب به آن چه كه نازل كرده ايم ايمان بياوريد كه تصديق كننده آن چيزي است كه همراه شماست پيش از آن كه بر چهره هايي خط بطلان بكشيم و آن ها را واژگون كنيم يا مانند اصحاب سبت بر آن ها لعنت و عذاب بفرستيم و عذاب خداوند واقع شدني است».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:38  توسط salah | 

يك شبهه ميان يك مسلمان و يك نصراني

سؤال: با يك نصراني همكار هستيم به اميد اين كه اسلام را بپذيرد با او وارد بحث شدم در جريان بحث و گفتگو به من گفت: تو از كجا دانستي كه من وارد آتش مي‌شوم؟ شايد تو از جمله اصحاب آتش باشيد؟ شيطان در دلم وسوسه نمود. آيا ممكن است در اين مورد توضيحاتي را بفرماييد كه به وسيله آن بتوانم با او بحث كنم و او را قانع گردانم كه دين نزد خداوند اسلام است و ما بر راه مستقيم هستيم و آن ها در گمراهي آشكار بسر مي برند؟

جواب: هر گروهي مدعي بر حق بودن است و ديگران از جمله اهل آتش هستند لذا نصاري را نيز مي گويند آن ها اهل حق و يهوديان نيز مدعي هستند دين يهود حق است تا جايي كه قرآن از يهود باز مي گويد كه گفتند:﴿لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا﴾[1] «آتش ما را جز چند روزي لمس نخواهد كرد بگو آيا عهد و پيماني مبني بر آن از خداوند دريافت كرده ايد؟» و هم چنين از آن ها نقل مي كند كه گفتند:﴿لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى﴾[2] «جز كسي كه يهودي يا نصراني باشد كسي داخل بهشت نمي شود». آن ها مدعي هستند كه بهشت از آن آن هاست. يهودي ها گويند: بهشت مال يهود و نصاري نيز گفتند: بهشت از آن نصاري است و شما كه پيروان محمد صلي الله عليه وسلم هستيد به گمان آن ها از جمله اهل آتش هستيد. و هم چنين مدعي هستند كه آن ها مسلمان مي باشند چنان كه مي فرمايد:﴿وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا﴾[3] «يهودي يا نصراني شويد تا هدايت يابيد». ما هم با آن ها بحث و مجادله كرده و مي گوييم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:35  توسط salah | 

معني فتره

هركس اسلام به او ابلاغ نگردد و او اسلام را استماع نكند از جمله اهل فتره مي باشد كه خداوند آن گونه كه بخواهد در موردشان حكم مي كند.

سؤال: معني فتره چيست و مقدار آن چه اندازه است؟

خداوند متعال مي فرمايد:﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ﴾[1] «اي اهل كتاب به تحقيق رسول ما به نزد شما آمد بعد از مدت زماني دين را براي شما توضيح دهد». ابن كثير رحمه الله در تفسير اين آيه گفته است: يعني بعد از مدت زماني كه از بعثت عيسي پسر مريم تا رسالت محمد به طول انجاميد. در مورد مقدار اين مدت زمان اختلاف روي داده است. ابوعثمان نهدي و قتاده آن را ششصد سال دانسته و بخاري از طريق سلمان فارسي و هم چنين قتاده نقل مي كند كه مدت پانصد و شصت سال بوده است و معمر از طريق بعضي اصحاب نقل مي كند كه اين مدت پانصد و چهل سال بوده است و مشهور هما قول اول است كه مدت آن ششصد سال ذكر شد.

بنابراين منظور از فتره مدت زماني است كه در آن هيچ پيامبري مبعوث نگشته است ولي با اين حال در اين مدت زمان آثار نبوت از بين نرفته است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:33  توسط salah | 

اهل فتره

سؤال: چه كساني اهل فتره خوانده مي شوند؟

جواب: كساني كه رسالت به آن ها ابلاغ نگردد و نسبت به آن آگاهي و اطلاع پيدا نكند و اسم شريعت را نشنود مانند كساني كه در اكناف زمين و در نقاط دور زندگي كرده و در جهالت عميق فرو رفته اند و در اطرافشان كساني كه آن ها را نسبت به دين و توحيد و عبادت خداوند متعال آگاهي دهند و حق خداوند را بر بندگانش توضيح دهند وجود ندارند همان گونه كساني كه رسالت در ميانشان برچيده شده باشد و چيزي از ميراث نبوت اعم از كتاب و رسالت ها باقي نمانده باشد چنان كه براي بني اسرائيل بعد از كشتار بخت النصر و سوزاندن كتاب هاي نازل شده روي داد و جز مقدار كم يا آن چه در سينه ها بود باقي نماند نيز داخل در معني فتره هستند و همين طور كساني كه از نعمت شنوايي بي بهره هستند و توانايي فهم مسائل را با اشاره ندارند و يا افرادي كه به طور كلي فاقد عقل هستند و چيزي را كه در ميان مردم روي مي دهد را نمي دانند و فهم نمي كنند و همين طور كساني كه در دوران بچگي بميرد و آن چه را بزرگان بر درك آن قادرند را درك نكند همگي داخل در معني اهل فتره هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:30  توسط salah | 

كسي كه بعد از آمدن اسلام بميرد

سؤال: كسي كه بعد از آمدن اسلام بميرد اما اسلام به او ابلاغ نگردد و يا به صورت ناقص و تحريف شده به او ابلاغ شود - دين صحيح بر او عرضه نشود- آيا چنين كسي از جمله اهل فتره به حساب مي آيد؟

جواب: بدون ترديد نوع انسان مكلف، مأمور و نهي شده است و نسبت به پروردگار خويش واجباتي بر عهده دارد و خداوند نوع بشر را به تكليفاتي اختصاص داده است و او را به خاطر عقل و تشخصي دادن برتري داده است. پس هرگاه عقلش كامل شد عبادات و فرائض ديني و ترك نمودن محرمات بر او واجب مي شود و هرگاه نسبت به آن دچار جهل شود بر او لازم است جستجو كند و سؤال نمايد كه براي چه چيز آفريده شده است و هرگاه در صورت قدرت نسبت به آن كوتاهي كند مورد سرزنش و بازخواست قرار مي گيرد........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:24  توسط salah | 

سؤال: سخن حق و قول راجح در مورد سرانجام اطفال مسلمانان و مشركين چيست؟ لطفاً با دلايل كتاب و سنت آن را به تفصيل توضيح دهيد.

جواب: منظور از اطفال تمام نونهالاني است كه قبل از رسيدن به سن بلوغ و حد تكليف مرده‌اند.

در مورد اطفال مسلمانان صحيح اين است كه آن ها همراه پدرانشان در بهشت بسر مي برند و آن ها را نزديك دروازه هاي بهشت نگه مي دارند و هنگام مرگشان در دعاي نماز ميت كه بر آن ها خوانده مي شود مي گوييم: (اللهم اجعله ذخرا لوالديه وفرطا وأجرا وشفيعا مجابا، اللهم ثقل به موازينهما إلخ...)

ابن كثير هنگام تفسير اين فرموده خداوند متعال:﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا﴾[1] از طريق قاضي ابويعلي از امام احمد حكايت مي كند كه گفته است: در بهشتي بودنشان اختلافي وجود ندارد و به وسيله آيه 21 سوره طور به آن استدلال شده است:﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ﴾ «كساني كه ايمان آوردند، فرزندان مؤمنشان كه از آن ها پيروي كردند به آن ها ملحق مي‌گردانيم در حالي كه از عملشان چيزي نمي كاهيم. هركس در گرو كار خويش است».

اما در مورد اطفال مشركين كه قبل از بلوغ مرده اند و پدرانشان كافر بوده اند اختلاف بسياري وجود دارد كه ابن القيم در كتاب طريق الهجرتين در طبقه 14 از طبقات مكلفين در مورد آن سخن گفته است و هشت قول را در موردشان بيان كرده است كه آن را در اينجا مي آوريم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ساعت 19:22  توسط salah | 

توجـه                                               توجـه

     در پاسخ به این شبهه ی کاک احمد مفتی زاده و پیروانش که گمان می کنند پس از بعثت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پیروان سایر ادیان آسمانی و غیره به شرط اخلاص اهل نجات هستند چنانچه مفتی زاده در سی دی تصویری کفر و ایمان به صراحت به آن اذعان دارد آنجا که می گوید:

"حق نسبي مثل مثلاً قيام بزرگواراني مانند لومومبا، با فكر ماركسيستي، واقعاً بزرگواران، محبوبان خدا اين ملحدهاي مؤمن، شايد اين تعبير عجيبي باشد در نظر شما، براستي مؤمن در حساب خدا، در قلب مؤمن در ذهن ملحد، انكار خدا ميكند، اما قلبش از ايمان ميدرخشد، حاضره اون همه زجر و آزار و بدبختي را تحمل كند ....براي نجات خلق، امثال اين انسانهاي بزرگوار محبوب خدا زيادند."

در مجموعه نامه هایش نیز می گوید : "شما روزي چند بار و در مناسبتهاي ديگر دعا ميكنيد"" السلام علينا و علي عباد الله  الصالحين "" كه ضمير " نا " شامل خود و همه هم مسيران است، و عباد الله الصالحين هم ، تمام صالحان از امت اسلامي و از ديگران ‌( توضيح اينكه در غير امت اسلامي هم صالحان هستند ، تابع همان موضوع تفاوت ايمان مطلق و ايمان مقيد است كه خدا توفيق بيان آن را بدهد در جاهايي هم اشارات كتبي و شفاهي داشته ايم ) و حتي در عالمهاي غير زمين را شامل ميشود."

همه شما اندیشه وران را به خواندن کتاب رد عبدالفتاح الحايك توسط استاد  عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین  ـ حفظه الله ـ  فرا می خوانم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ساعت 22:41  توسط salah | 

مقاله  دوم  از  سلسله مقالات  نقد  و  بررسی نوار صوتی ۱و 2 مناظره کاک  احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

2- شفاعت در اعتقاد مفتی زاده

  ....آغا سید عزیز ترجان: خدا می فرماید: ( کم من  ملک فی السماوات لا تغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد ان یأذن الله لمن یشاء و یرضی )

مفتی زاده: این در مورد ملائکه است شأن آنها به نسبت بشر استادی است.

در فضای بی توجهی و غوغا و سر و صدا مفتی زاده به جای توضیح در این مورد می گوید: یوم یفر المرء من ابیه …

در آن روز هرکس به کار خویش مشغول است

 سید عزیز: تفسیر خازن را بیاورم

مفتی زاده: تفسیر خازن همه اش اسرائیلیات است. مسئله شفاعت در ادیان دیگر بوده است آن را وارد اسلام کرده اند  ( لکل المرئ منهم یومئذ شأن یغنیه)

آیا پیامبر کار مربوط به خویش را ندارد؟ تا به آن مشغول باشند.

مفتی زاده می گوید: در دنیا این روابط شافع و مشفوع وجود دارد در قیامت تمام می شود

سید عزیز : چرا می شود در آن جهان وجود دارد.

مفتی زاده: هرکس کسب خود و عمل خودش اسباب و مسببات در قیامت وجود ندارد.

سید عزیز: ما اهل سنت و جماعت هستیم یا نه؟

سید عزیز: رد شفاعت مخالف اجماع است.

مفتی زاده: اجماع برای اصول عقاید نیست بلکه برای زندگی است و کمترین ارزش را در مسئله اعتقاد ندارد در این زمینه قرآن کافی و اصول آن را با عبارات متعدد بیان داشته است.

 ......   شفاعت کذب محض و افترای محض است که در اسلام روی داده است و در آن به قسمتهایی از اسلام توجه شده و قسمتهای دیگری از آن به فراموشی سپرده شده است[1] .



[1] نوار کاست صوتی  (  مجادله مفتی زاده و ملا سید عزیز ترجان   )

http://radbedah.blogfa.com

منبع : رد بدعه  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی ۱۳۸۷ساعت 21:37  توسط salah | 

 سلسله مقالات  نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک  احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان

1 -  خارق عادات  از دیدگاه مفتی زاده

نوار اول با سخنان مفتی زاده در مورد توسل آغاز شده در مورد امورات خارق عادت می گوید :

 انسان ممکن است گاه گاهی کار خارق عادت از او سرزند و این امر به مسلمان بودن فرد ارتباط ندارد چنانکه فرعون خوابی را بصورت رمزی دید، چهارده سال زندگی را حالی شد، پیامبران هم کار خارق عادت داشته اند که در اصطلاح تصوف کرامت نام دارد و ربطی به مسلمان و نامسلمانی ندارد و هر انسانی امکان انجام کار خارق عادت را دارد چون دارای روح است ، روح هم قدرت ماوراء مادی دارد و دستگاه گیرنده ای است که اگر قدرت الهی به او مدد برساند می تواند بر خلاف نظام عالم ماده و نظام رایج چیز حالی شود و کار انجام دهد ، اما نه با اختیار خویش . این مسئله ای است که موجب سرگردانی مردم شده است . پیامبران معجزه و انسانهای بزرگ کار خارق العاده بر دستشان جاری شده ، یا به وسیله خواب و الهام چیز حالی شده اند..... بعد در همین زمینه در ادامه می افزاید : و خداوند متعال هر گاه بخواهد بوسیله انسان خوب یا بد ، یک امر خارق عادت می آفریند…[1]

این توضیحات مفتی زاده ، خود بر گمراهی مستمعینش می افزاید چون او فرقی میان امورات خارق عادت قرار نمی دهد ومدعی است کسانی که امورات خارق العاده بر دستشان جاری می شود لازمه اش مسلمان بودنشان نیست و تنها شاهدی که بر مدعی ارائه میدهد خواب فرعون است  هرچند این خواب در واقع اثبات کرامت برای یوسف صدیق علیه السلام است و در این امر فرعون وسیله تحقق آن است و خداوند متعال بدان وسیله یوسف را از زندان رهانید و از تهمت بری و به او و خاندانش در دنیا عزت بخشید و همچنین آن را وسیله رفع خشکسالی از مردم مصر قرار داد و این موضوع اثبات کننده یک امر خارق عادت برای فرعون نیست ، مفتی زاده  در ریشه یابی کرامت ، به اشتباه رفته است چنانکه ریشه آن را روح بشری میداند  که برایش قدرت ماورائی قائل است و به همین دلیل معتقد است که در صورت  رفع موانع،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ساعت 16:1  توسط salah | 

 بخش دوم : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان

بيان كردن فرقه هاي اصلي

در اين گفتگو من از چهار فرقه كه تقريباً اصل و اساس فرقه هاي ديگر هستند بحث مي كنم:

فرقه اول: قدريه

اولين فرقه كه بدعت را ايجاد كرد قدريه بود كه در آخر دوران اصحاب به وجود آمدند. آن ها منكر قضا و قدر بودند و مي گفتند: آن چه در اين جهان روي مي دهد به قضا و قدر از جانب خداوند نيست بلكه كار تازه اي است كه انسان انجام مي دهد بدون اين كه خداوند قبلاً مقدر كرده باشد. بنابراين اين گروه منكر ركن ششم ايمان شدند چون ايمان شش ركن دارد: ايمان به الله، ملائكه، كتاب هاي آسماني، پيامبران، روز آخرت و ايمان به مقدرات خير و شر كه همه آن ها از جانب خداوند سبحان است.

اين گروه به قدريه و مجوس اين امت ناميده شدند، مي دانيد علت آن چه بود؟

چون آن ها معتقد بودند هركس آفريننده و خالق افعال خويش است و آن را به تقدير پروردگار نمي دانستند لذا به اثبات دو خالق اقدام كردند همان گونه كه مجوسيان مي گفتند: جهان داراي دو آفريننده است يكي نور كه خوبي ها را مي آفريند و ديگري تاريكي كه خالق شر و بدي است.

قدريه اقدام به اثبات دو خالق متعدد نمودند و در اين مورد از مجوسيان نيز پيشي گرفتند و گفتند: هر كدام از آفريننده ها خالق فعل خويش است و به همين سبب آن ها را مجوس اين امت ناميدند.

 http://eeman.bladfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ساعت 19:34  توسط salah | 

بخش اول : متن سخنراني پياده شده شيخ صالح فوزان

مقدمه:

اهميت سخن در باره فرقه ها و گروه ها

الحمد لله رب العالمين و صلي الله و سلم علي نبينا محمد و علي آله و صحبه اجمعين اما بعد:

بحث كردن در مورد گروه ها تنها از جهت جريان تاريخي آن كه هدفش شناخت اساس آن ها چون وقايع تاريخي گذشته نيست بلكه اين مسئله از موفقيت والا و مهمي برخوردار است و آن برحذر داشتن از شر و فساد آن ها و تشويق نمودن بر لزوم فرقه اهل سنت و جماعت است.

ترك نمودن آن چه فرقه هاي مخالف بر آن هستند جز با مطالعه و شناخت آن چه فرقه نجات يافته بر آن است، حاصل نمي شود.

اهل سنت و جماعت كه بر هر مسلماني واجب است با آن ها باشد چه كساني هستند؟

گروه ها و فرقه هاي مخالف كيستند؟ عقايد و شبهه هايي كه ايجاد مي كنند، چيست؟

http://eeman.blagfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ساعت 19:30  توسط salah | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
  بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و علی آله و صحبه اجمعین.
  این وبلاگ توسط عده ای از اندیشه وران اهل سنت و جماعت کردستان ایران ایجاد شده و هدف آن تحذیر کسانی است که به جهت عدم آشنایی با کتاب و سنت صحیح و سیره و منهج سلف صالح به خاطر حزبگرایی و محبت شدیدی که برهانی از سوی خدا و رسول برای آن ندارند از منهج فرقه ناجیه فاصله گرفته اند . نیز آگاهی بخشیدن به کسانی که به علت عدم آشنایی به حقیقت پنهان حزب مکتب قرآن کردستان در معرض انحراف هستند، چراکه علم و آگاهی کافی از کتاب و سنت به فهم سلف صالح علیه نواقص و نواقض عقیدتی آنان ندارند. باشد الله جل جلاله این وبلاگ را وسیله خیر و برکت و احیای عقیده و اندیشه صحیح قرار دهد. آمین                                                                              

نوشته های پیشین
مرداد ۱۴۰۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۵
پیوندها
وبلاگ eeman و عقیده صحیح
وبلاگ ڕۆچنه‌ : نقد و بررسی مکتب قرآن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM