سلسله مقالات نقد و بررسی نوار صوتی 1 و 2 مناظره کاک احمد مفتی زاده و آغا سید عزیز ترجان
1 - خارق عادات از دیدگاه مفتی زاده
نوار اول با سخنان مفتی زاده در مورد توسل آغاز شده در مورد امورات خارق عادت می گوید :
انسان ممکن است گاه گاهی کار خارق عادت از او سرزند و این امر به مسلمان بودن فرد ارتباط ندارد چنانکه فرعون خوابی را بصورت رمزی دید، چهارده سال زندگی را حالی شد، پیامبران هم کار خارق عادت داشته اند که در اصطلاح تصوف کرامت نام دارد و ربطی به مسلمان و نامسلمانی ندارد و هر انسانی امکان انجام کار خارق عادت را دارد چون دارای روح است ، روح هم قدرت ماوراء مادی دارد و دستگاه گیرنده ای است که اگر قدرت الهی به او مدد برساند می تواند بر خلاف نظام عالم ماده و نظام رایج چیز حالی شود و کار انجام دهد ، اما نه با اختیار خویش . این مسئله ای است که موجب سرگردانی مردم شده است . پیامبران معجزه و انسانهای بزرگ کار خارق العاده بر دستشان جاری شده ، یا به وسیله خواب و الهام چیز حالی شده اند..... بعد در همین زمینه در ادامه می افزاید : و خداوند متعال هر گاه بخواهد بوسیله انسان خوب یا بد ، یک امر خارق عادت می آفریند…[1]
این توضیحات مفتی زاده ، خود بر گمراهی مستمعینش می افزاید چون او فرقی میان امورات خارق عادت قرار نمی دهد ومدعی است کسانی که امورات خارق العاده بر دستشان جاری می شود لازمه اش مسلمان بودنشان نیست و تنها شاهدی که بر مدعی ارائه میدهد خواب فرعون است هرچند این خواب در واقع اثبات کرامت برای یوسف صدیق علیه السلام است و در این امر فرعون وسیله تحقق آن است و خداوند متعال بدان وسیله یوسف را از زندان رهانید و از تهمت بری و به او خاندانش در دنیا عزت بخشید و همچنین آن را وسیله رفع خشکسالی از مردم مصر قرار داد و این موضوع اثبات کننده یک امر خارق عادت برای فرعون نیست ، مفتی زاده در ریشه یابی کرامت ، به اشتباه رفته است چنانکه ریشه آن را روح بشری میداند که برایش قدرت ماورائی قائل است و به همین دلیل معتقد است که در صورت رفع موانع، روح آدمی می تواند نظام رایج و عالم ماده را در نوردد و چیز حالی شود . آنچه که در این مورد قابل توضیح است و روشنگری در آن ابهامات فکری را می زداید دو نکته است یکی در مورد روح دوم در مورد امورات خارق عادت ، مسئله ای که درصورت روشن شدنش آن سرگردانیی که مفتی زاده از آن رنج می برد نیز واضح و روشن میگردد ، البته هرکس بخواهد فهم قرآن و سنت را از طریقی غیر از سبیل مومنان که همان راه اصحاب و تابعین و تابع تابعین و امامان هدایت یافته این امت است بجوید سرانجامی جز این نخواهد داشت .
آقای مفتی زاده در مشرب فلاسفه یاد گرفته و با همان تحصیلات می خواهد معارف دینی را بفهمد و شاید این امر سبب اساسی برای اشتباهات بسیار او در زندگیش را فراهم نموده است او امر خارق عادت را برای هر فردی ممکن میداند چون در نظر او روح بشری که هر فرد واجد آن است منشأ این امورات است و آن را نیز یک چیز با قدرت ماورائی بر میشمارد ، او هیچگاه برای ادعاهایش سندی ارائه نمی دهد گویا خود را در مقامی فارغ از ارائه سند قرار دانسته یا گمان کرده است چیزی مورد اذعان او باید مورد اتفاق همه عقلای عالم باشد ، در حالی که اینگونه نیست ، ادعای یک امر دینی و یا هر مسئله مورد اتفاق دیگر تنها با ارائه مدرک و سند معتبر است .
ابن ابی العزالحنفی در شرح کتاب الطحاویه صفحه 381 چاپ دار ابن رجب در مورد روح گوید : کتاب و سنت و اجماع اصحاب و دلایل عقلی در مورد روح براین است که : روح جسم است ولی از لحاظ ماهیت با جسم محسوس اختلاف دارد یک جسم نورانی و سبک و زنده و متحرک است که در اعضا نفوذ می نماید و بسان حرکت آب در گل و روغن در زیتون ،در جسم آدمی روان است و تا زمانی که اعضای انسان شایستگی آثار این جسم لطیف را درخود داشته باشد در آن جاری و موجبات آثاری چون حس و حرکات ارادی در آن خواهد شد و در صورت بروز فساد آن وعدم توانای و قابلیت دریافت این آثار، روح از بدان خارج و به عالم ارواح میپوندد چنانکه در آیه 42 زمر از دریافت و نگهداری و باز فرستادن روح سخن می گوید و در آیه 93 انعام از درازکردن دست توسط ملائکه برای گرفتنش و خارج نمودنش از بدن و عذاب دادن روح مجرمین به هنگام فوت بحث می شود و در سوره الفجر به وسیله الفاظی چون برگشتن و داخل شدن و راضی شدن توصیف می شود و در حدیث صحیح که مسلم استخراج نموده ،آمده است که به هنگام مرگ ،چشم هر فردی خروج روح خویش را نظاره خواهد کرد ، با توجه به این توضیحات معلوم می گردد که روح وجود دارد و دارای این اوصاف مذکور است اما اثبات چیز اضافی در مورد آن که توسط افرادی چون مفتی زاده صورت گرفته است ،آب در هاون کوبیدن و زحمت بی ثمر است و راه را از گم شدگان لب دریا جستن است ، امورات خارق عادت ارتباطی به روح انسانی ندارد بلکه با توجه به آنچه نصوص بدان ناطق است سبب آن در اولیاء خداوند امداد و تایید پروردگار به سبب ایمان صحیح و عمل صالح است که به خاطر تبعیت از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روی میدهد و در واقع تاییدی بر همان معجزات انبیاء است و در غیر اولیاء الهی سبب آن کمک شیاطین برای اغوای بنی آدم است که با انجام این کار و کمک نمودن افراد فاسد و مدعیان دروغین می خواهند دوستان خویش را در جهت مقاصد فاسد یاری و موجبات گمراهی بنی آدم را فراهم نمایند ، تنها وسیله تشخیص این امر بوسیله عقیده و عمل مدعی مکن است چون شیاطین هدایت یافته گان تابع سنت را دشمن می دارند و قدرت نزدیکی بدانها را ندارند چنانکه شیطان در همان روز اول بندگان صالح خداوند را از اغوای خویش بدلیل عدم سلزه برآن استثنا کرد ، با این حال در چنین وضعیتی برای پرهیز از گمراهی بشر، ما باید راه هدایت را بر آنها باز کنیم و با توضیحات نادرست خود و استدلال بر مناهج گمراه بشری سبب گمراهی بیشتر را درآنها فراهم ننمائیم .
خارق عادت یک مسئله غیر قابل انکاری است و در این جهان روی میدهد اما امر قابل توجه در این مورد عدم اشتباه درآن و رهائی از سرگردانی بشر است چون گاه مسائلی روی میدهد که خلاف اسباب و علل عادی است و انسان را در مورد فردی که آن امور بر دست او جاری شده دچار تعجب می نماید و اگر انجام این کار همراه با ادعای هم از جانب آن فرد باشد مردم را به سمت پذیرش ادعایش سوق میدهد . خداوند متعال مردم را در سرگردانی رها ننموده است بلکه برای رهایی آنها از اغوای منحرفان و گمراهان وسیله تشخیص و تمیز را در کتاب خویش به آنها داده است، قرآن با بیان اوصاف اولیای خویش مردم را آگاه به وصف و حال اولیای شیطان نموده است لذا با توجه بدین معیار هر انسانی که بخواهد از سرگردانی برهد باید مدعیان را بر اساس این معیارها بسنجد تا از اشتباه در انتخاب برهد ، چنانکه میفرماید : ( أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ . الَّذِينَ آَمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ) [2] آگاه باشید که دوستان خدا نه ترسی برآنها است و نه محزون خواهند بود . آنها کسانی هستند که ایمان دارند و پرهیزگار هستند .بنابر این هرکس دارای این دو ممیزه ایمان و تقوی باشد اولیای خداست وبا توجه به این اصل که بر هر مسلمانی لازم است برای سلامتی ایمانش عقیده صحیح و عمل صالح را بیاموزد لذا با داشتن این ممیزه در صورت تحقق هر امر خارق عادتی، مردم قدرت تشخیص را داشته و از خدعه منحرفین و گمراهان در امان خواهند ماند اما سبب سرگردانی و تحیر امثال مفتی زاده این است که ملاکهای ایمان و تقوی را مخدوش کرده است و آن به رای خود چنان تفسیر کرده است که پیرو هر آیین وعقیده و فکری هرچند بسیار منحط و خرافاتی یاشد را شامل می شود و باتوجه به شناختی که از زمان فعلی ارائه می دهد و آن را به دوران جهالتی تشبیه میکند که مردم در ناآگاهی مطلق ویا نسبی از دین حق قراردارند و اکثریت آنها را اهل فتره میخواند بنابراین در تفکر او در واقع و نفس الامر راهی برای تشخیص دوستان ودشمنان خدا نمی ماند چون حق را آن چیزی معرفی می نماید که فرد در چنین دورانی به تشخیص خود آن را حق می داند و به تبع آن عمل صالح را هم تفسیر می نماید و آن را چیزی می داندکه هر فردی به اقتضای تصوری که از حق می یابد انجام می دهد لذا کارمرتاض هندی بسان غذایی که برای مریم علیها السلام تهیه می گردد خارق عادتی جلوه می کند که از هم غیر قابل تشخیصند ، گرچه مسئله اخلاص را مطرح می نماید اما چون جامعه را جاهلی و حجت را مشوه و افراد را نادان و همگی را معذور میداند لذا این شرط ، عملا خاصیت خود را از دست میدهدوما در ادامه بحث ، با توجه به سخنانش ،افکارش را در این زمینه مورد بحث قرار می دهیم ، و با این توضیح معلوم می شود که نمیتوان با توجه به شناختی که او ارائه می دهد هادیان و گمراهان را از هم باز شناخت لذا همان تحیری که خود از آن رنج می برد حاصل می گردد ، ولی با مراجعه به قرآن و سنت و در سایه روشنگری سلف صالح، هم ایمان و هم تقوی و هم اهل ایمان و تقوی ، معلوم و مشخص میگردند بنابراین هر گاه یک امر خارق عادت به وسیله فردی روی دهد ،در صورت وجود ایمان و تقوی در آن فرد ،آن را کرامت و صاحبش را اولیاء خداو در غیر اینصورت کارش از نوع سحر و کهانت و صاحبش جادوگر و اولیاء شیطان خواهد بود چون قرآن مارا یادآور می شود که شیاطین بر اولیای خویش نزول کرده و اعلام میدارد که به دوستان خود وحی میکنند تا با شما مومنان مجادله نمایند چنانکه میفرماید:
(هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ . تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ)[3] آیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسانی فرود می آیند : آنها بر هر دروغگوی که بسیار گناه نماید نازل می شوند .ومیفرماید : (وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ . )[4] شیاطین به دوستان خویش وحی می کنند تا با شما مجادله کنند که در صورت اطاعت از آنها هر آینه مشرک خواهید شد . مسئله اغوای شیاطین جن چنان از مردم پوشیده مانده است که سبب اساسی در انحراف آنها را تشکیل داده است چون خیلی از مردم اگر یک امر خارق عادت را از فردی که ادعای ولایت الهی را دارد مشاهد کرده اند به ولایت آن فرد معتقد و مخلصانه سر در اطاعت و فرمانبری آنها نهاده اند به همین دلیل در این فضای آلوده بازار شیادان رونق یافته و کسانی که مدعی علم هم بوده اند تنها به انکار آن پسنده کرده اند چیزی که به خاطر مغایرت با واقعیات مورد پذیرش عامه واقع نگشته است چون آنها گاه دیده اند که این مدعیان ولایت از امورات پنهانی خبر داده اند
غافل از اینکه آن اخبار توسط شیاطین جنی همفکرشان به آنها گزارش شده است و در اماکن دور، هنگام درخواست از این مدعیان ولایت جنیان به شکل هما ن اولیای دروغین برآنها ظاهر گشته اند به همین دلیل انکار این امر چون با واقعیات مورد پذیرش فرد مغایرت داشته چندان مورد قبول واقع نشده است چنانکه علمای راسخ در دین بدان تصریح کرده اند .
شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در کتاب القاعده الجلیله فی التوسل و الوسیله می گوید :
مشرکینی که خداوند و رسولش آنها را به شرک توصیف می نمایند در واقع دو گروه درمیان، قوم نوح و ابراهیم بوده اند که اصل شرک اولی اعتکاف بر گور صالحان و به تصویر کشیدن آنها و سرانجام عبادت نمودنشان بوده است ولی شرک قوم ابراهیم عبادت برای ستارگان و خورشید و ماه بوده است گرچه در واقع همگی آنها مشغول عبادت جن بوده اند ،چون شیاطین جنی گاه آنها را مورد خطاب قرار می دادند و گاه در بعضی کارها به آنها کمک میکردند ، گرچه بعضی اوقات فکر کرده اند که مشغول عبادت ملائکه هستند هر چند در واقع آنها تنها وتنها جن را عبادت کرده اند چون به راستی که فقط آنها هستند در این نوع کار بشر را یاری کرده و به شرکشان راضی بوده اند چنانکه پروردگار متعال می فرماید : ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ . قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنَا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ . [5] ) روزی که همه را جمع می گردانیم به ملائکه گفته می شود : آیا اینها شما را عبادت می نمودند ؟ گویند : پاک و منزهی ، خودت یاور و پروردگار ما هستید ، آنها جن را عبادت می کردند و بیشترشان به آنها ایمان داشتند . سپس ابن تیمیه ادامه می دهد : ملائکه در حال حیات و مرگ آنها را کمک نکردند و از کارشان نیز راضی نبودند و این شیاطین بودند که آنها را یاری داده و به شکل انسانها بر آنها ظاهر می شدند چنانکه به چشم خود آنها را می دیدند ، آری آنها انسانها را مورد خطاب قرار داده و ادعا می کرد که من ابراهیم یا اسماعیل و یا اینکه من محمد و ابوبکر و عثمان و علی یا فلان شیخ هستم یا گاها بعضی از خودشان به دیگری اشاره کرده و می گفت آن فرد فلان پیامبر و یا او خضر است در حالی که اینها همگی جن بوده که بعضی برای دیگری شهادت میدادند . جنیان نیز بسان انسانها بعضی کافر و بعضی فاسق هستند بعضی اهل گناه و بعضی عابد جاهلند ، بعضی از آنها شیخی را دوست داشته و خود را در صورت او می نمایاند و می گوید : من فلانی هستم و این امر گاه در مکانی دور و یا یک صحرا ی بی آب و علفی روی می داد و فردی را طعام و شراب داده و یا هنگامی که را ه را گم کرده او را راهنمائی می نمودند و یا اینکه از بعضی کارهای واقع شده پنهانی او را مطلع می گرداندند و در چنین حالتی فرد مذکور گمان می نماید این همان شیخ مرده یا زنده است که این کارها را انجام می دهد وگاه پیش خود گوید: این سر نهانی شیخ است و این هم شبح اوست و یا این حقیقت اوست و یا اینکه ملائکه ای است در شکل او ظاهر شده است ، در حالیکه واقعیت این است این تنها و تنها جنی است چون ملائکه کسی را به خاطر انجام شرک و افتری و گناه و ستم یاری نخواهد کرد و پروردگار متعال می فرماید : ( قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا. أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا. [6] ) بگو هر کس غیراز الله را گمان دارید به فریاد بطلبید ، آنها توانائی دفع و حتی انتقال ضرر را نیز ندارند . کسانی که شما آنها را در دعا می طلبید خود در سدد نزدیکی به خداوند از راه وسایل تقربند ، هرکدام می خواهد خود را نزدیک و به رحمت پروردگار امیدوارو از عذاب او بیمناکند که به راستی عذاب پروردگارت شایسته دوری جستن است . جمعی از سلف معتقدند گروههای ملائکه و پیامبرانی چون مسیح و عزیر راعبادت می کردند و خداوند برایشان روشن گرداند که اینها خود بندگان خدا هستند و خود مشغول عبادت پرودگار و امیدوار به رحمت او و بیمناک از عذاب او ستند و هم چون باقی بندگان دیگر مشغول کارو عبادتند [7].
پایان کلام ابن تیمیه .
بنابراین مسلمانان اگر از غیر راه سلف صالح امت در سدد فهم دین و کسب هدایت پروردگار برآیند دچار انحراف و سرگردانی خواهند شد همانگونه که کسانی در منطقه کردستان برای اثبات گمراهی شیوخ متعدد قادریه و نقشبندی و ..... به مسائل سیاسی و وابستگی آنها به قدرتهای ظالم و فسادات متعدد اجتماعی و اخلاقیشان تمسک جسته اند . حال آنکه اصل و اساس فساد آنها که مسائل دیگر همگی منشعب از آن است همان شرکیات و عدول از توحید و عبادت بدعی و بر همان اساس ترویج امورات خرافی و استمداد از جن در کارها و سرانجام اغوای مردم مسلمان منطقه و گمراه نمودنشان بود اموراتی که در ظاهر بصورت کرامت و امورات خارق عادت اما در واقع بوسیله استمداد از شیاطین جن صورت می گرفت ولی مردم گریزان از این گمراهیها به دلیل دوری از منهج سلیم و متاثر شدن از تلبیساتی که نشات گرفته از آراء فلاسفه یونان و افکار روشنفکر مابانه ملحدین بود باز درگمراهی دیگری گرفتار آمدند و در آن دست و پا زده و به خیال خویش خود را از گمراهی نجات دادند اما مسیر انحرافشان تغییر یافت چنانکه خداوند می فرماید : ( وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا .[8] ) خودشان می پندارند که کارشان و فکرشان نیکوست .
[1] نوار کاست صوتی ( مجادله مفتی زاده و ملا سید عزیز ترجان )
[2] یونس 62و 63
[3] الشعری 221 و 222
[4] انعام 121
[5] سبا 40 و 41
[6] اسراء 56 و 57
[7] قاعده الجلیه فی التوسل و الوسیله تالیف شیخ الاسلام ابن تیمیه ص 16 و 17
[8] کهف 104